جسله چهارم از دوره چهل و پنجم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر نصرالله، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه « هفته دیدبان » در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۶/۳ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، نصرالله هستم، مسافر.
حال من خوب است، انشاءالله حال همه شما هم خوب باشد. قبل از هر چیزی، هفته دیدهبان را به دیدهبانهای گرامی تبریک میگویم، علیالخصوص آقای مهندس که زحمت زیادی کشیدند در این مسیر تا توانستند کنگره را به این شکلی که هست سرپا نگه دارند.
چهارده دیدهبان داریم؛ یعنی چهارده وادی هست که مهندس بیان میکند. امروز من میخواهم چهارده دیدهبان را معرفی کنم. اسمهایشان را نوشتهام که بقیه دوستان هم بدانند چه کسانی بدون ادعا و بدون صدای پا، در جایگاهی خدمت میکنند که ما نمیبینیمشان.
جناب آقای مهندس دژاکام، بنیان و نگهبان کنگره هستند.
سرکار خانم آنی، اولین دیدهبان کنگره و دیدهبان همسفران خانم هستند.
سرکار خانم آنی کماندار، دیدهبان ورزش همسفران و جانشین خانم آنی بزرگ هستند.
آقای دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان کنگره، مسئول آموزش و جهانبینی، اردوی سراسری، درختکاری و لژیون موسیقی هستند.
آقای علی خدامی، دیدهبان تحقیقات، لژیون ویلیام وایت و دبیر شورای دیدهبان هستند.
آقای اصغر منصوری، دیدهبان روابط شعب هستند.
آقای مهدی صدیقی، دیدهبان روابط شعب هستند.
آقای علیرضا زرکش، دیدهبان لژیون سردار هستند.
آقای رضا ترابخانی، دیدهبان راهنمایان کنگره ۶۰ هستند.
آقای بابک لطفی، دیدهبان روابط عمومی و OT هستند.
آقای محمدصادق صداقت، دیدهبان لژیون انضباطی هستند.
آقای مجید سلامی، دیدهبان امور مالی هستند.
آقای احمد حکیمی، دیدهبان شهرستانها و کارت عضویت هستند.
آقای علی مجدیان، دیدهبان مرزبانان و ساختوساز کنگره هستند.
آقای مهدی سنجوری، دیدهبان روابط شعبه و مسئول پرتال هستند.
آقای علی اشکذری، دیدهبان تازهواردین هستند.
این عزیزان روزها کیلومترها با ماشین طی میکنند تا بتوانند به یک شعبه سر بزنند و برای حفظ کیفیت آموزش آن شعبه تلاش کنند. مسئولیت سنگینی را بدون دریافت حتی یک ریال هزینه، طی این چند سال به دوش کشیدهاند که ما ندیدیم و نمیبینیم.

ما نمیبینیم که این شعبهای که الان داریم در آن سفر میکنیم، این صندلی که الان روی آن نشستهایم، چطور آماده شده است. زحمتهای بسیاری پشت این شعبه بوده است.
این شعبه یک زمانی مخروبهای بوده که راهنماهایی که الان نیستند و در جاهای دیگر دارند خدمت میکنند، مثل آقا شاهرود، آقا اکبر، آقا علی حسینی، آقا بیات و دیگر دوستان، زحمت کشیدند. آقا فرشید هم زحمت زیادی کشیدند تا توانستند این شعبه را سرپا نگه دارند.
ما الان این زحمتها را نمیبینیم و فقط در هفته راهنما صحبت از این عزیزان میشود.
اینجا میخواهم بگویم که یک سفر اولی هم میتواند دیدهبان خودش باشد. به چه شکلی؟
به شکلی که دارو را مرتب و سر ساعت بخورد، سیدی را بنویسد، با لباس مناسب به لژیون بیاید و در جلسات شرکت داشته باشد، قبل از راهنما داخل جلسات عمومی شرکت کند و یک خدمتی هم در کنگره داشته باشد.
خدمت باعث نگهداری و رهایی فرد میشود، چون در کنگره با الگوبرداری از دیگران، ما داریم مسیر زندگیمان را پیدا میکنیم.
من از راهنما الگوبرداری میکنم، چون میبینم راهنمایم در مسیر درستی قرار گرفته است. اطاعت امر میکنم، بدون اینکه بگویم چرا. هر چه گفت، میگویم چشم. همین چشم گفتن باعث رهایی میشود.
رهایی این نیست که من بعد از ده، یازده ماه بروم با راهنما به تهران، گل رهایی بگیرم و برگردم و بعد خداحافظ.
ماندن و خدمت کردن در کنگره باعث رهایی من میشود که آن هم دو، سه سال طول میکشد؛ چون آموزشهایی هست که بعد از رهایی نیاز است و مثل یک زندگی، آرامش و آن تعادلی که من بخواهم در زندگیام داشته باشم، باید پیدا کنم.
اینجاست که ما الان در این شعبه پهلوان داریم که سالیانه صد میلیون پول میدهد، دنور داریم که پنجاه میلیون پول میدهد، سردار داریم که شش میلیون پول میدهد و نمیدانیم اینها به خاطر چه چیزی دارند این کمکها را میکنند.
چون خوابشان خوش است و از مالشان دارند میبخشند.
انشاءالله ما هم در این مسیر باشیم و بتوانیم خدمت کنیم تا دیگران به رهایی برسند.
«یک نفر برای همه، همه برای یک نفر»
تا بتوانیم خانوادهای را از همگسستگی و از همپاشیدگی نجات بدهیم و نگذاریم خانوادهای بدون سرپرست باشد.
اکثر خانوادهها الان گرفتار اعتیاد شدهاند. همین امروز کسی داشت میگفت: «شکایت دادم برای طلاق، درخواست طلاق کردم»، که این شعبه را برای درمان همسرم معرفی کردند.
جای شکرش باقی است که یک صندلی به ما دادند تا توانستیم اینجا به درمان برسیم. قدر این صندلی را بدانیم.
در کنگره ۶۰ به سه روش قدردانی میکنند؛ یکی به شکل پندار، یعنی فکری؛ گفتار، یعنی کلامی و دلنوشته؛ و کردار عملی، یعنی پاکت دادن.
یک پاکتی که میخواهیم به یک دیدهبان بدهیم، دستمزد نیست؛ بلکه حسی است که در ما بیدار میشود. یاد میگیریم از دیدهبانهایی که برای ما زحمت میکشند، سپاسگزاری و قدردانی کنیم.
از اینکه به حرفهایم گوش دادید، ممنون و سپاسگزارم.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکاس مسافر: عادل ((لژیون هشتم ))
تایپ : مسافر پیروز ((لژیون دهم))
ظبط سخنان استاد: ((مسافر امید))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
234