ششمین جلسه از دور سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم مسافر جواد، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه" هفته دیده بان " در روز سه شنبه 3 شهریورماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز این فرصت نصیب من شد تا در این جلسه حضور داشته باشم و بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. از لژیون مرزبانی و همچنین جناب آقای حامد، ایجنت محترم نمایندگی، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه امروز، «هفته دیدهبان» است؛ هفتهای بسیار مهم و ارزشمند برای کنگره ۶۰. دیدهبانان محترم هرکدام مسئولیت و جایگاه ویژهای دارند و مجموعهای از مسائل و عملکرد شعب مختلف کنگره، از مرزبانی و راهنمایی گرفته تا روابط عمومی و سایر بخشها، به این عزیزان منتقل میشود. آنان با دقت بررسی میکنند که هر شعبه با توجه به سابقه، جمعیت و شرایطی که دارد، در چه مسیری حرکت میکند؛ آیا در حال پیشرفت است یا نیاز به تلاش بیشتری دارد.
خوشبختانه در کنگره ۶۰ همه در تلاش هستند تا یکدیگر را در مسیر رشد و پیشرفت یاری کنند و نتیجه این تلاشها را میتوان در حال بهتر انسانها مشاهده کرد. دیدهبانان نیز در این مسیر، زحمات فراوانی متحمل میشوند و بار مسئولیت سنگینی را بر دوش دارند.
تا جایی که من اطلاع دارم، بعضی از این عزیزان سالهای بسیار زیادی است که در کنگره خدمت میکنند و از همان روزهای ابتدایی ورودشان به کنگره، همواره در جایگاههای مختلف خدمتگزار بودهاند. یکی از این عزیزان، جناب آقای جواد فلاح است که بسیاری از دوستان ایشان را میشناسند و دوستان قدیمیتر، خاطرات و خدمات ایشان را به یاد دارند.
ایشان در دورههایی در جایگاه ایجنتی شعبه و حتی در پارک خدمت کردهاند. واقعاً خدمت در چنین جایگاههایی آسان نیست. زمانی که شرایط پارک را میدیدیم و با مشکلات مختلف روبهرو میشدیم، اهمیت این خدمت را بیشتر درک میکردیم. اما جناب آقای فلاح با وجود مسئولیتهای فراوان، همیشه تلاش میکردند وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهند.
یکی از ویژگیهای بارز ایشان، نظم و تعهدشان بود. همیشه سر وقت در محل خدمت حاضر میشدند و حتی گاهی زودتر از دیگران در محل حضور داشتند. همین رفتارها برای من و بسیاری از دوستان، درس بزرگی بود؛ اینکه اگر انسان مسئولیتی را پذیرفت، باید آن را به بهترین شکل انجام دهد و نسبت به آن احساس تعهد داشته باشد.
جملهای از ایشان که همیشه در ذهن من باقی مانده این است: «همیشه نگاه کن ببین کجا بودی و به کجا رسیدی.»
وقتی انسان به این جمله فکر میکند، متوجه میشود که واقعاً نکته بسیار بزرگی در آن نهفته است. منِ جواد، روزی که وارد کنگره شدم، چه حالی داشتم و امروز در چه جایگاهی قرار گرفتهام؟ بسیاری از ما با حال بسیار خراب و درمانده وارد این مکان شدیم. گذشته ما را همه میدانیم و بهتر است درباره گذشته دیگران قضاوت نکنیم؛ چراکه هرکس داستان و مسیر خودش را دارد.
اما حقیقت این است که بسیاری از ما زمانی وارد کنگره شدیم که از زندگی خود خسته و درمانده بودیم. راههای مختلفی را امتحان کرده بودیم، اما نتیجهای نگرفته بودیم. بارها برای درمان اقدام کرده بودیم، دارو و روشهای مختلف را تجربه کرده بودیم، اما پس از مدتی دوباره شرایطمان بدتر میشد.
من هم چنین تجربهای داشتم. به مراکز مختلف مراجعه میکردم، دارو دریافت میکردم و مدتی حالم بهتر میشد، اما دوباره شرایط به گذشته برمیگشت. انسانی شده بودم که کنترل بسیاری از رفتارهای خود را از دست داده بودم؛ درگیری، مشاجره و ناراحتی بخش زیادی از زندگیام شده بود. متأسفانه گاهی اوقات فشار و ناراحتی خود را در خانه بر خانواده تحمیل میکردم و امروز که به گذشته نگاه میکنم، از آن رفتارها احساس سنگینی میکنم.
اما در کنگره ۶۰، این زنجیره به شکل دیگری شکل گرفت. از بنیان کنگره و جناب مهندس دژاکام گرفته تا دیدهبانان، دستیاران دیدهبانان، راهنمایان، ایجنتها و مرزبانان، هرکدام به نوعی در مسیر خدمت و کمک به انسانها قرار گرفتهاند. این ساختار باعث میشود انسان بتواند بهتدریج از تاریکی فاصله بگیرد و حال خود را بهتر کند.
به نظر من، یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام دهیم این است که حال امروز خودمان را با گذشتهمان مقایسه کنیم. اگر امروز حال من بهتر از گذشته است، باید فردا یک قدم دیگر به سمت بهتر شدن بردارم. نباید بهانه بیاورم و مشکلاتم را به شرایط، دارو یا مسائل دیگر نسبت بدهم. باید مسئولیت حال خودم را بپذیرم.
هفته دیدهبان فرصت بسیار خوبی است تا ما از کسانی که سالها برای کنگره و برای انسانها زحمت کشیدهاند، قدردانی کنیم. این قدردانی فقط با زبان نیست. ما میتوانیم با حضور، مشارکت، نوشتن دلنوشته و در حد توان خود، با انجام عمل و مشارکت مالی، محبت و سپاس خود را نشان دهیم.

روز پنجشنبه نیز فرصتی است تا از این عزیزان قدردانی کنیم. به نظر من، هرچه در توان داریم باید انجام دهیم؛ نه از روی اجبار، بلکه از روی محبت و قدردانی. زیرا وقتی به خدماتی که این عزیزان انجام دادهاند نگاه میکنیم، متوجه میشویم که بسیاری از چیزهایی که امروز برای ما عادی شده، نتیجه سالها تلاش و خدمت آنان است.
من خاطرهای از جناب آقای فلاح دارم که همیشه برایم آموزنده بوده است. یکی از دوستانی که مدتی از کنگره فاصله گرفته بود و حال خوبی نداشت، دوباره به کنگره برگشت. در شرایطی که حال خوبی نداشت، با یکی از مرزبانان برخورد نامناسبی داشت و صحبتهایی کرد که شاید هر انسان دیگری را ناراحت میکرد. حتی در همان شرایط، به خودروی آقای فلاح که به امانت در اختیار ایشان بود، آسیب وارد شده بود.
اما چیزی که برای من بسیار جالب بود، بزرگواری ایشان بود. ایشان کوچکترین برخورد شخصی با آن فرد نکردند و رفتارشان به گونهای نبود که بخواهند کینه یا ناراحتی خود را نشان دهند. در عین حال، وقتی لازم بود تذکر بدهند، این کار را انجام دادند؛ اما تذکر ایشان نیز برای من بیشتر از اینکه دعوا باشد، یک آموزش و درس بود.
من از آن برخورد درس بزرگی گرفتم. فهمیدم کسی که در جایگاه خدمت قرار میگیرد، باید بتواند از بسیاری از مسائل شخصی عبور کند و هدف اصلی خود را که همان خدمت به انسانهاست، فراموش نکند.
وقتی امروز به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم که کنگره چه تغییر بزرگی در زندگی من ایجاد کرده است. زمانی وارد خانه میشدم و رفتارهایی داشتم که امروز حتی یادآوری آنها برایم سنگین و ناراحتکننده است. سالها گذشته و امروز دیگر آن رفتارها را ندارم. این تغییر، برای من بسیار باارزش است.
بارها از همسفر و خانوادهام تشکر و قدردانی کردهام؛ اما هنوز هم احساس میکنم شاید نتوانسته باشم آنگونه که باید، جبران زحمات و محبتهایشان را انجام دهم. امیدوارم خانوادهام مرا بخشیده باشند و از اینکه امروز توانستهام تغییر کنم، خوشحال باشند.
در پایان، از تمامی دیدهبانان محترم کنگره ۶۰، جناب مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و تمام خدمتگزارانی که در این مسیر تلاش میکنند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
امیدوارم بتوانیم در هفته دیدهبان، آنگونه که شایسته این عزیزان است، از زحمات و خدماتشان قدردانی کنیم؛ نه فقط با زبان، بلکه با عمل، مشارکت و ادامه دادن راهی که آنان برای ما هموار کردهاند.
از همه عزیزانی که به صحبتهای من گوش دادند، سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
صوت: مسافر محسن لژیون سوم
ضبط و تایپ: مسافر محمد لژیون چهارم
عکاس: مسافر محسن لژیون سوم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
46