English Version
This Site Is Available In English

ایستادگی در خدمت تا پای جان

ایستادگی در خدمت تا پای جان

جلسه هشتم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زنجان به استادی همسفر حلیمه، نگهبانی همسفر فریبا و ‌دبیری همسفر سحر با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز دوشنبه 2 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حلیمه هستم یک همسفر، از راهنمای عزیزم، خانم لیلا تشکر می کنم که به من اعتماد کردند و اجازه دادند در این جایگاه باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. این هفته ، هفته دیده بان است، دررأس به آقای مهندس عزیز و همچنین به دیده‌بانان محترم تبریک می‌گویم و از این فرصت استفاده می‌کنم و روز پزشک را نیز به آقای مهندس  تبریک عرض می‌کنم.

دیده بانان، ستون‌های کنگره هستند  که کل ساختارها بر دوش این عزیزان است. وظیفه ی دیده بان این است که همه چیز را زیر نظر داشته باشد، مشکلات و اتفاقات را به صورت خیلی ریزبینانه برای پیشرفت و گسترش ساختار کنگره  بررسی کند. دیده‌بان محترم آقای دکتر امین، استاد جهان بینی و خانم آنی  عزیز  دیده‌بان همسفران  هستند  و همینطور سایر دیده‌بانان عزیز که برای منافع کنگره60 و منافع ما، خدمت و کمک می کنند.

اما به چه دلیل این کارها را انجام می‌دهند در حالی‌که یک ریال از کنگره درآمدی ندارند ولی همیشه به فکر منافع کنگره، منافع ما و ما هستند؟ چون روزی آنها هم به عنوان یک سفر اولی با حال خراب وارد کنگره شده و درمان شدند؛ آن‌قدر خدمت کردند تا به مرحله دیده بانی رسیدند و این کار هر کسی نیست. هر کسی ظرفیت دیده‌بان شدن را ندارد. جناب مهندس فرمودند: هر صحبتی که بین دیده‌بان چهارده نفره  مطرح شود، آن  حرف و سخن به بیرون از اتاق درز پیدا نمی‌کند.

دیده‌بانان سفت و سخت پای خدمتشان  ایستادند و به تکامل حقیقی رسیدند. دیده‌بانان همان  سفر اولی‌هایی بودند  که با خدمتی همچون جابجا کردن صندلی‌ها شروع کردند، درلژیون  سردار از پول و اموال خود گذشتند و زمانی که به رهایی و حال خوش رسیدند، خدمت را تا پای جان به انجام ‌رساندند و با سفرهایی که به کل شعبات انجام می‌دهند، برای رشد و تعالی کنگره و اعضای آن تلاش می‌کنند. جشن دیده‌بان برای من حکم سپاس‌گزاری دارد، سپاس‌گزاری از دیده‌بان‌های عزیز که شبانه روز  در حال انجام وظیفه هستند.

من وقتی وارد سفر اول شدم، حال خرابی داشتم، به‌قدری حالم بد بود که هفته ای  دو سه بار با آمبولانس به اورژانس می‌رفتم و بعد از تزریق چند آمپول به خانه برمی‌گشتم، در خانه مثل کسی بودم که انگشتش بریده شده ولی به جای بخیه، چسبی روی زخمش زده‌اند و این درد مرا از درون می‌سوزاند. با آموزش های  آقای مهندس و راهنماهای عزیزم، به درمان رسیدم و دیگر آن آدم سابق نیستم، ممنونشان هستم.

من در ادامه وارد لژیون تغذیه سالم شدم، قبل از آن نمیدانستم  که چه مشکلات و چه بیماری‌هایی دارم ولی با آزمایشی که دادم، متوجه شدم که مشکلات جسمی زیادی دارم ولی خدا را شکر طی چند ماه سفر در لژیون تغذیه سالم، خوب شدم و مشکلاتم تا حد زیادی برطرف شد. برای تمامی این نعمتها، سپاسگزار کنگره و آقای مهندس هستم.

رهایی مسافران نیکوتین، همسفر عسل و همسفر زهرا رهجویان راهنما همسفر الهام

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر شهرام
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر عسل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی زنجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .