English Version
This Site Is Available In English

روایت یک مسیر؛ از بازگشت به کنگره تا خدمتگزار بودن

روایت یک مسیر؛ از بازگشت به کنگره تا خدمتگزار بودن

کنگره۶۰ هزاران بار ثابت کرده است که روش درمان DST یکی از کامل‌ترین مسیرهای شناخته‌شده برای درمان اعتیاد و مشکلات ناشی از آن است؛ روشی که با بازسازی جسم و ارتقای جهان‌بینی، انسان را به «حال خوش» نزدیک می‌کند. دیدن تغییرات مسافران و همسفران، نعمتی ارزشمند و نمونه‌ای از تحقق پیام «همسفر! تو بر مرکبی نشسته‌ای که گرچه دیر به مقصد می‌رسی، اما سالم و کامیاب خواهی رسید؛ پس عجله نکن» است. مصاحبه پیش رو، روایت تجربه مسافر و همسفری است که با صبر این مسیر را پیموده‌اند؛ باشد که تجربه آنان گره‌گشا و امیدبخش انسان‌های درمانده و گم‌کرده‌راه باشد.

همسفر سعیده به همراه مسافر علی با آخرین آنتی‌ایکس، تریاک خوراکی، وارد کنگره شدند. به مدت ده ماه و دو هفته، به روش DST، با داروی OT، با راهنمایی راهنمایان همسفر، خندان و مسافر سعید میرزایی سفر کردند و مدت دو سال و یازده ماه هست که آزاد و رها هستند. در ادامه مسافر علی سفر سیگار به روش DST، با آدامس نیکوتین نیکوتین و با راهنمایی مسافر فرشید تفرشی انجام داشتند و مدت یک سال و هشت ماه هست که از بند نیکوتین رها شده‌اند. همسفر سعیده در جایگاه‌های دبیری کارگاه خصوصی، ورزشبانی، دبیری شطرنج پارک طالقانی، دبیری و نگهبانی سایت، دو دوره سرداری و یک دوره دنوری و مسافر علی نیز در جایگاه‌های دبیری و نگهبانی کارگاه‌های عمومی، سایت، پورتال و OT، دو دوره سرداری و دو دوره دنوری خدمت کرده است. در حال حاضر، هر دو عزیز در جایگاه راهنمای DST خدمتگزار هستند.

با توجه به مشارکت‌های شما در کارگاه‌ها متوجه شدم که بعد از بیست سال، مجدداً به کنگره۶۰ مراجعه کردی، فکر می‌کنید چه تغییری در شما ایجاد شد که دوباره به کنگره۶۰ وصل شدید؟

همسفر سعیده
استاد امین می‌فرمایند: «انسان وقتی می‌خواهد طبقه پنجم بهشت را تجربه کند، باید طبقه پنجم جهنم را پشت سر بگذارد.» قاعدتاً سعیده و علی که آن زمان به کنگره آمده بودند، هنوز بسیاری از طبقات جهنم را تجربه نکرده بودند. لازم بود به اعماق تاریکی بروند تا بتوانند طبقه بالاتری از بهشت را تجربه کنند.

مسافر علی
فکر می‌کنم سال ۱۳۸۲ که به کنگره آمدیم، هنوز ظرفیت لازم در من به وجود نیامده بود. ابتدا برای هر چیزی که بخواهیم به دست بیاوریم، باید ظرفیت آن در وجودمان ایجاد شده باشد. من شخصاً ظرفیت سلامتی و رهایی را نداشتم و از دید خودم، فقط برای این آمده بودم که بتوانم زندگی خانوادگی‌ام را حفظ کنم؛ اما بعد از بیست سال که  این مسئله ادامه پیدا کرد، در عجز و ناتوانی به این نتیجه رسیدم که باید بیایم و خودم را در این مسیر درمان کنم.

از نظر شما چرا کنگره۶۰جایگاه راهنمایی را تکمیل‌کننده درمان می‌داند؟

همسفر سعیده
فکر می‌کنم خلاصه کلام این است: «تا ندهی، نستانی.» انسان‌هایی بودند که زکات علمی را که دریافت کرده بودند، پرداخت کردند و من نیز از آن‌ها دریافت کردم. در هستی، هیچ‌وقت یک نفر نمی‌تواند فقط مصرف‌کننده و گیرنده باشد. باید بدهیم تا بتوانیم جا باز کرده و آموزش‌های بیشتری دریافت کنیم.

مسافر علی
در خصوص این موضوع، تجربه شخصی خودم را دارم. در زمینه تحصیلم، در دروسی که شروع کردم به آموزش دادن به دیگران، مطالب برای خودم هم بسیار کامل‌تر جا افتاد. این مسئله در مورد آموزش‌های کنگره هم به همین شکل است؛ زیرا آموزش، مقدمه‌ای است که تغییرات و تبدیلات را در ما به وجود می‌آورد. برای اینکه آموزش‌ها در وجود ما نهادینه شوند، لازم است آن‌ها را به دیگران منتقل کنیم. در عین حال، در مسیر آموزش، یک‌سری مشکلات نیز برای خود ما به وجود می‌آید و با جنبه‌هایی از وجود خودمان آشنا می‌شویم. همین مسئله باعث می‌شود بتوانیم بعضی مسائل را به‌صورت ریشه‌ای درمان کنیم و ان‌شاءالله برای همیشه از مسئله اعتیاد خارج شویم.

اگر مسافری که سفر اولش تمام شده است، خدمت نکند و سی‌دی ننویسد، آیا رهایی او می‌تواند ماندگار باشد؟

مسافر علی
در خصوص رهایی و خدمت بعد از رهایی، با توجه به تجربه‌ای که خودم داشته‌ام، اعتیاد یک تاریکی بسیار عمیق و ریشه‌دار درون انسان است و نیروهای تاریکی و منفی همیشه در حال فعالیت هستند تا انسان را از مسیر خودش خارج کنند. قطعاً کسی که رهایی می‌گیرد، اگر کنگره۶۰ را رها کند و به دنبال زندگی خودش برود، با آموزش‌هایی که تا آن زمان دیده، توانسته رهایی را به دست بیاورد؛ اما هنوز کامل نشده است و ادامه مسیر او می‌تواند با مشکلات بسیار زیادی روبه‌رو شود؛ زیرا نیروهای منفی، نیروهای بسیار قدرتمندی هستند.
من تجربه شخصی خودم را عرض می‌کنم؛ مقابله با این نیروها بدون آموزش مستمر و انتقال همین آموزش‌ها از طریق خدمت در قالب‌های مختلف کنگره، بسیار سخت می‌شود؛ بنابراین، به نظر من کسانی که برای خدمت نمی‌آیند، برای حفظ رهایی خود باید مشکلات بسیار زیادی را تجربه کنند و خودشان را از نیروهای الهی که در کنگره فعال هستند، محروم می‌کنند.

لطف با توجه به سؤال قبل بفرمایید برخورد همسفر با مسافری که به کنگره نمی‌آید، باید چگونه باشد؟

همسفر سعیده
بارها و بارها در کنگره، توسط آقای مهندس، دکتر امین و تمامی راهنماها، این موضوع تکرار شده است که مسافر فقط بلیط ورود منِ همسفر به کنگره است. ممکن است در ابتدای ورود، برای رهایی مسافرمان به کنگره بیاییم؛ اما در ادامه، همسفری که مسیر خودش را درست طی کند و آموزش بگیرد، متوجه می‌شود که برای خودش آمده است. ما اینجا یاد می‌گیریم که مسافرمان را رها کنیم. البته رها کردن با قطع پیوند محبت کاملاً متفاوت است. یاد می‌گیریم مسیر خودمان را طی کنیم و در ادامه، حرکت محکم و استوار ما می‌تواند بر ادامه حرکت مسافرمان تأثیرگذار باشد.


بزرگ‌ترین دستاورد یا تغییری که کنگره۶۰ در زندگی شما ایجاد کرده است، چیست؟

همسفر سعیده
زندگی ما قبل و بعد از کنگره اصلاً قابل قیاس نیست. این‌طور نیست که بگوییم دستاورد جدیدی به زندگی ما اضافه شده؛ بلکه زندگی ما کاملاً متحول شده است. شانس بزرگی که من و مسافرم داشتیم این بود که در همان سال اول ازدواجمان با کنگره آشنا شدیم. آن زمان، حدود دو سال و چند ماه به کنگره آمدم و آموزش گرفتم. اگر بخواهم مهم‌ترین دستاورد آن زمان را بیان کنم، این بود که توانستیم حدود بیست سال با هم زیر یک سقف زندگی کنیم، با کمترین تنش و کمترین آسیب و با یاری خداوند و آموزش‌های کنگره، دو فرزند پسرمان را بزرگ کنیم، به‌گونه‌ای که وقتی فرزندانمان در سن هجده سالگی متوجه شدند پدرشان مصرف‌کننده بوده است، واقعاً متعجب شدند. این، تأثیر آموزش‌های کنگره بود. ما یاد گرفتیم که تنها راه خلاصی از تاریکی بزرگ اعتیاد، درمان و حرکت درست در این مسیر است و اگر خواست واقعی در مسافر وجود نداشته باشد، کار دیگری نمی‌توان انجام داد. همچنین یاد گرفتیم که باید حرکت را آهسته و پیوسته انجام داد تا بالاخره زمان بیدار شدن از خواب زمستانی فرا برسد.

مسافر علی
در پاسخ به سؤال شما می‌خواهم پیامی را بخوانم و برداشت آن را بیان کنم. در این پیام آمده است: «فرّ انسان‌های بر باد رفته و در خاکسترها مدفون‌شده، به صاحبان اصلی آن‌ها بازمی‌گردد، به شرط اینکه خود را طلب کنند.» کنگره واقعاً شخصیت انسانی فرد مصرف‌کننده را به مرور زمان به او بازمی‌گرداند و در ادامه برکت، امید، شادی و عشق در زندگی او جریان پیدا می‌کند.

به عنوان کلام آخر، اگر مطلبی دارید بفرمایید.

همسفر سعیده
ابتدا از آقای مهندس، خانم آنی بزرگوار و دکتر امین و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم و از خداوند برای همه آن‌ها سلامتی و طول عمر روزافزون خواستارم. از تمام خدمتگزاران کنگره، از ازل تا ابد به‌خصوص خدمتگزاران سایت و همچنین شما سپاسگزارم. خدمت در سایت، خدمتی است که از آن با عنوان «چراغ خاموش» بسیار یاد می‌شود؛ اما من معتقدم علاوه بر این موضوع، نکته مهم‌تر این است که این خدمت محدود به زمان و مکان نیست و زیبایی آن نیز همین‌جاست؛ شاید روزی من نباشم، اما خدمتی که در سایت انجام داده‌ام، بتواند دست عزیزی را بگیرد. خیلی خدا را شکر می‌کنم که به من توفیق خدمت در سایت را هرچند برای مدتی محدود عطا کرد. به هر حال، همه‌چیز در حال حرکت، تغییر و تبدیل است و این یکی از زیبایی‌های کنگره۶۰ است که الگوی خود را از طبیعت گرفته است. من برداشت‌های بسیار زیادی از این خدمت داشتم و با چشم خود دیدم عزیزانی که خدمت در سایت را جدی گرفتند؛ حتی یک مشارکت کوتاه، یک دل‌نوشته، مطالعه سایت، مراجعه به سایت اصلی، سایت نمایندگی یا حتی سایت شعب دیگر در مسیر سفرشان، توانست کلیدهای بیشتری در اختیارشان قرار دهد و راهشان را روشن‌تر کند. به همه عزیزانی که در کنگره۶۰ خدمت می‌کنند، خداقوت می‌گویم و از خداوند برای آقای مهندس، خانم آنی و عزیزانشان طول عمر و سلامتی خواستارم.

مسافر علی
از همه خدمتگزاران شعبه خودمان تشکر می‌کنم، به‌خصوص خدمتگزاران سایت. خودم هم تجربه این خدمت را داشته‌ام. این مصاحبه در هفته دیده‌بان برگزار می‌شود و می‌خواهم جشن دیده‌بان را به آقای مهندس، خانواده محترمشان، خانم آنی بزرگوار، استاد امین و همه خدمتگزاران تبریک عرض کنم. خوشبختانه این دو هفته با جلسات عمومی شعبه ما هم‌زمان شده است که البته خواست خداوند بوده، استاد جلسه این هفته آقای میرزایی، راهنمای من هستند و هفته آینده نیز آقای فرشید راهنمای سیگار بنده تشریف می‌آورند. این دو عزیز در واقع دست به دست هم دادند و مرا از چاه تاریکی اعتیاد بیرون کشیدند. این هفته را به همه دیده‌بانان و تمامی خدمتگزاران تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله همگی مستدام باشند و خیر و برکت خدمت در زندگی‌شان جاری باشد.


طراح سوالات، مصاحبه‌، تایپ و ویرایش: راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر مرجان، مرزبان خبری
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .