English Version
This Site Is Available In English

دیده بانان جزو صور پنهان کنگره هستند

دیده بانان جزو صور پنهان کنگره هستند

به‌نام قدرت مطلق الله
ششمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر هوشنگ، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «هفته دیده بان» در تاریخ یکشنبه 1شهریورماه 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هوشنگ هستم یک مسافر. خداوند بزرگ را شاکرم و سپاس‌گزارم که بار دیگر این اجازه را به من داد که در کنگره‌۶۰ باشم. از نگهبان جلسه و همچنین از ایجنت محترم و دیگر اعضا که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، از همۀ شما عزیزان تشکر و قدردانی می‌کنم. مسیر همه انسان‌ها یک سفر است؛ از زمانی که ما به دنیا می‌آییم تا زمانی که از این دنیا می‌رویم و در ادامه، دنیاهای دیگر را طی می‌کنیم. در این مسیر، خداوند راهنماهایی را در سر راه ما قرار می‌دهد و اگر انسان آموزش‌پذیر باشد و آمادگی پذیرش راهنما را داشته باشد، می‌تواند به آرامش، خوش‌بختی و هرآنچه که در زندگی‌اش می‌خواهد برسد.
خوش‌بختانه در کنگره‌۶۰ نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که خلق جدیدی در حال شکل‌گیری است؛ خلقی که بسیار متفاوت است با افرادی که بیرون از کنگره هستند. افرادی که در کنگره آموزش می‌گیرند و در ادامه خدمت‌گزار می‌شوند و در هر سطحی که خدمت می‌کنند، چه در سطح مرزبانی، چه سطوح دیگر، راهنمایی، ایجنتی، دیده‌بانی و الی آخر، هرآنچه را که برای خود می‌خواهند برای دیگران نیز می‌خواهند. این افراد دیگر نمی‌توانند رنج و عذاب دیگران را ببینند و بی‌تفاوت باشند.

افرادی که وارد کنگره می‌شوند، یک‌سری مسائل را از ابتدا نمی‌دانند؛ از جمله این‌که ما در سال چند جشن داریم: جشن هم‌سفر، جشن راهنما، جشن دیده‌بان و جشن ایجنت و مرزبان‌ها. این جشن‌ها برای آن است که افراد تازه‌وارد بدانند چه کسانی در کنگره خدمت می‌کنند. این هفته به مناسبت دیده‌بان‌های عزیز، «هفته‌ی دیده‌بان» نام‌گذاری شده است. ممکن است بسیاری از تازه‌واردان و حتی شاید برخی از سفر دومی‌ها آشنایی چندانی با دیده‌بانان نداشته باشند و فقط نامی از دیده‌بان شنیده باشند. ما در این هفته وظیفه داریم این عزیزان را معرفی کنیم و زحماتی را که برای کنگره‌۶۰ می‌کشند بیان کنیم تا همه بدانند این افراد جزو صور پنهان کنگره هستند. یک دیده‌بان ممکن است از اول هفته تا آخر هفته نتواند به خانه‌اش برود یا سر کارش حاضر شود و همه مسائل زندگی و همه‌چیز خود را وقف کنگره کرده باشد. یک دیده‌بان، مانند من مسافر یا مانند شما مسافران، از ابتدا از همین صندلی سفر اول شروع کرده است.
صحبتی که در ابتدای سخنم کردم، به‌خاطر پذیرش رهجو بود؛ یعنی پذیرش داشته، می‌خواسته آموزش بگیرد و راهنماهایی بوده‌اند که این آقایان را راهنمایی کرده‌اند. سفر اول را تمام کرده‌اند و در سفر دوم زیر نظر بوده‌اند. یک دیده‌بان وقتی بخواهد انتخاب شود، این‌گونه نیست که امروز به او زنگ بزنند و بگویند «از فردا شما دیده‌بان هستی». نه، این‌طور نیست. شاید ده سال یک نفر را زیر نظر بگیرند؛ از نظر خلق‌وخو، رفتار و تمام مسائل او باخبر می‌شوند تا ببینند آیا این فرد گنجایش و ظرفیت دیده‌بان شدن را دارد یا نه.


در ابتدای کار، آقای مهندس با آن تفکر خوب، ابتدا خودشان تنها بودند و سه چهار نفر از دوستانشان پس از درمان، مانند آقای سلامی، آقای تراب‌خوانی، آقای خدامی و اعضای دیگر را به‌عنوان دیده‌بان انتخاب کردند و بعد دیده‌بان‌های بعدی با تصمیم جمعی انتخاب شدند. خوش‌بختانه ما در این شعبه دیده‌بانی داریم که این شعبه را هم ایشان پایه‌گذاری کردند، تلاش زیادی انجام دادند تا مجوز یک شعبه را در بخش مبارکه بگیرند. ابتدا در یک زیرزمین، شعبه دکتر علیرضا افتتاح شد که فضای بسیار کوچکی داشت. در ابتدا فقط آقای صدیقی به‌تنهایی راهنما بودند، چون رسم است که تا یک سال نمی‌توانند لژیون اضافه کنند. کم‌کم جمعیت زیاد شد و با درایتی که آقای صدیقی داشتند و زحمتی که بچه‌ها کشیدند، رفته‌رفته راهنماها اضافه شدند و مکان جدید شعبه دکتر علیرضا افتتاح شد. جا دارد از نگهبان همین جلسه مسافر علی‌اکبر و همه دوستانی که زحمت بنایی و ساخت‌وساز شعبه را بر دوش کشیدند تشکر کنم.


دیده‌بان از اسمش مشخص است؛ یعنی دیدن. یک دیده‌بان وقتی به شعبه می‌آید، برای دیدن می‌آید؛ برای برطرف کردن نواقص آن شعبه می‌آید و همه‌جا را زیر نظر دارد. حالا چرا ما جشن دیده‌بان می‌گیریم؟ یک دیده‌بان مسافت‌های بسیار زیادی را در طول هفته طی می‌کند و مبالغ بسیار زیادی را برای همین جابه جایی ها هزینه می‌کند؛ آن‌هم از درآمد شخصی خودش. او نیاز به پول من و شما ندارد؛ این نیاز من و شماست که از کسی که به ما خدمت می‌کند قدردانی کنیم و سپاس‌گزار باشیم. همه مسائلی که در کنگره‌۶۰ می‌گذرد، همه جشن‌ها و دستورالعمل‌هایی که وجود دارد، همه این‌ها آموزشی است برای من و شما که در کنگره‌۶۰ حضور داریم و هرچه بهتر آموزش بگیریم، به آرامش بیشتری می‌رسیم.
همه خدمات کنگره رایگان است. شاید اگر بیرون از کنگره‌۶۰ این حرف گفته شود، بگویند مگر دیوانه دیوانه هستند که خدمات رایگان می دهید؟. _آری، ما واقعاً دیوانه هستیم؛ دیوانۀ عشق هستیم، دیوانۀ خدمت به دیگران، دیوانۀ کاهش درد و رنج دیگران. در کنگره‌۶۰ هیچ‌کس، چه راهنما، چه مرزبان و چه دیده‌بان، هیچ حقوق یا مزایایی دریافت نمی‌کند. اما این چه حس و چه شادی و چه شفایی است که به افرادی که خدمت می‌کنند دست می‌دهد؟ بسیاری از انسان‌ها وقتی پولی به‌دست می‌آورند یا موفقیتی کسب می‌کنند، خوشحال می‌شوند؛ اما در کنگره‌۶۰ انسان‌هایی هستند که وقتی می‌بخشند خوشحال می‌شوند.


رسد آدمی به جایی که به‌جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است نشان آدمیّت
تن آدمی شریف است به جان آدمیّت 
نه همین لباس زیباست نشان آدمیّت 
ما در این شعبه از کنگره‌۶۰ بیشتر با زحمات و تلاش‌های آقای مهدی صدیقی آشنایی داریم؛ اما در کنگره بسیارند دیده‌بانانی که همچون آقای صدیقی بدون هیچ منتی، سعی و تلاش خستگی‌ناپذیری در جهت تحقق اهداف کنگره‌۶۰ از خود نشان می‌دهند. برای مثال، به‌جز آقای صدیقی هم‌سفر محترمشان حدود دو سال است که هفته‌ای یک‌بار به بندرعباس می‌روند تا در آن‌جا یک لژیون برای هم‌سفران کنگره‌۶۰ ایجاد کنند. تصور کنید این رفت‌وآمد به بندرعباس چقدر می‌تواند سخت و هزینه‌بردار باشد؛ تصور کنید کدام‌یک از ما حاضر است بدون هیچ چشم‌داشتی این مسئولیت را برعهده بگیرد. من که در هر مسیری با ماشین شخصی‌ام می‌روم، به این فکر می‌کنم که کیلومتر ماشینم کمتر شماره بیندازد تا هم استهلاک کمتری داشته باشد و هم  اینکه بتوانم در زمان فروش با قیمت بالاتری آن را بفروشم؛ آیا می‌توانم مسئولیت و وظایف یک دیده‌بان را برعهده بگیرم؟ _قطعاً نه.
یک بلیط رفت‌وبرگشت به زاهدان حدود ۲۰ میلیون تومان می‌شود. آقای صدیقی این مبلغ را از جیب خود پرداخت می‌کنند تا بروند و در آن‌جا وظایفشان را انجام دهند. بسیاری دیگر از دیده‌بانان هستند که راه‌های سراسر کشور را با اتوبوس طی می‌کنند تا به اعضای کنگره خدمت کنند. ما باید این عزیزان را بهتر و بهتر بشناسیم و بدانیم اگر آسیاب کنگره به‌خوبی می‌چرخد، این چرخش خودبه خود نیست؛ بلکه نیروی محرکۀ مداوم این چرخ آسیاب، دیده‌بانان محترم هستند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما متشکرم.

تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر محمدعلی، مسافر ابوالفضل

عکس: مسافر ابوالفضل

تایید و ارسال: مسافر حسین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .