نهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر با استادی راهنمای محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «هفته دیدهبان» دوشنبه 2 شهریور 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حامد هستم یک مسافر
هفته دیدهبان را خدمت همهی اعضای کنگره و بهخصوص دیدهبانان محترم تبریک عرض میکنم. نمیدانم با چندنفر از این عزیزان آشنا هستید؟ تعدادی از دیدهبانان در شعبه امیرکبیر حضور داشتهاند و ما فرصت ملاقات حضوری و از نزدیکشان را داشتهایم. آقای دکتر امین که مسئول نمایندگیها هستند و ما سیدیهای ایشان را میشنویم و تنها یکی از خدمتهای ایشان، شعب هستند که زیر نظرشان فعالیت دارند و خدمت دیگر سیدیهایی هستند که هر هفته و یا هر چند هفته یکبار برای اعضاء صحبت میکنند و دراختیار ما میگذارند. مطالب آموزشی، کتابها و جزوههایی که ایشان در حال نگارششان هستند، قسمت اردوها و خدمتهای بسیار دیگر. فقط کافی است صبح تا شب همراه با یک نفر از دیدهبانها، هرکدامشان با هر مسئولیتی که دارند، باشم، شاید آخر شب با حجم کار، مسئولیت و خدمتی که از آن شخص ببینم، آرزو کنم که جای آنها نباشم. در هر سیستم، گاهی بعضیها دوست دارند در جایگاههای بالای آن سیستم و یا قسمتهای مدیریتی قرار بگیرند؛ ولی در کنگره این موضوع کاملاً بالعکس است. اگر من جایگاه و مسئولیت آن را و باری که روی دوش شخص مسئول هست را بشناسم، وقتی هنوز در آن اندازه نیستم، هیچموقع این درخواست را هم نمیکنم که امیدوارم یک روزی دیدهبان باشم.
به نظر من دیدهبان بودن برای من به این معنی است که مسئولیت کاری که دارم را کاملاً بعهده بگیرم و به خوبی به اجرا درآورم. فرقی نمیکند که من امروز راهنما یا سفر اول و دوم هستم، میتوانم مسئولیتی که به عهده دارم را به خوبی انجام بدهم تا حسم را به حس دیدهبانها نزدیک کنم. قرار نیست که من هم صبح تا شب توی شعبه باشم. ولی اگر یک عده در طی هفته زمان زیادی را با داشتن تعهد و تخصص در حال خدمت هستند، این بسیار ارزشمند است.
اگر دیدهبانی در جایی از من ایرادی میگیرند و یا اصلاحم میکنند، از قول استاد امین، من دو انتخاب دارم، یا برایم برخورنده است که چرا از مشارکت کردن و یا اعلام سفر کردنم ایراد گرفتند؛ و یا از آن استقبال میکنم. میگویم که یک دیدهبان وقت گذاشته و در شعبه حضور پیدا کرده و مهمتر از همه اینها، از طرف آقای مهندس آمدهاند و نماینده آقای مهندس هستند، وقتی حرفی و نکتهای را یادآور میشوند، من اگر دنبال پیشرفت باشم، به دیده منت میگذارم و آن کار و یا نکته را به سرانجام میرسانم. اینکه من بتوانم نسبت به دیدهبانها و جایگاهها ارزش قائل باشم و به آنها احترام بگذارم، نشان از بودن من در مسیر درست است.

اگر به من بر بخورد نشان از بودن من در تاریکی است. نشان از این دارد که در حاشیه هستم و معرکهگیری میکنم. نکتهای که از دیدهبانها حائز اهمیت است، این است که آنها آنقدر روی خودشان کار کردهاند که میتوانند فرمانبردار باشند و فرامین را کاملاً و به درستی اجرا کنند. دیدهبانها الگوی عمل سالم انجام دادن در کنگره 60 هستند. من به واسطه خدمت چندساله در کنار آقای زرکش دیدهبان محترم لژیون سردار، بسیاری از نکتهها و ویژگیهایی که در آقای مهندس وجود دارند و به سادگی از کنارشان گذشته بودم را خیلی خوب توانستم ببینم. این را آموختم که جایگاهم در واقع کجاست. من زمانی که راهنما شدم، جایگاهی را برای خودم متصور بودم که البته با آن چیزی که در واقعیت بود، بسیار متفاوت بود. جایگاهی برای من بود که کمی توهم برایم داشت. فکر میکردم که خیلی از کارها و خدمتها را در لژیون و کنگره 60 من هستم که انجام میدهم. نمیدانستم که همه اینها از وجود و علم بنیان کنگره 60 هستند.
در سیستم کنگره دیدهبانها هم قانونگذار هستند و هم بر روی شعب نظارت دارند، و هم هرکدام در جایگاهی که هستند، وظایف و مسئولیت خودشان را کاملاً به انجام میرسانند.
ممنونم از این که به صحبتهای من گوش کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
63