سلام دوستان بیتا هستم همسفر؛ من هم مثل همه همسفرها با حال خراب وارد کنگره شدم؛ ولی ورود من یک فرق با بقیه همسفرها داشت زیرا مسافر حال خراب نداشتم و سختیهای اعتیاد همسرم را ندیدم در واقع پس از رهایی مسافرم، وارد زندگی او شدم. به همین دلیل واژه همسفر را برای خود سنگین میدانم. من همسفر روشناییهای مسافرم هستم و همسفر تاریکیهای او نبودم؛ لذا سختی، صبر و شکیبایی همسفرهای دیگر را ندارم؛ آنها مثل شیرزن پای مشکلات ایستادند.
چالشهای زندگی حالم را خراب کرده بود و آرامشم را از دست داده بودم؛ دنبال راهحلی میگشتم؛ افکارم درگیر اتفاقات گذشته بود و همیشه از خدا کمک میخواستم. یک نیرو و یک کششی مرا به شعبه کشاند. با ورود به شعبه حر، با دنیای مهربانیها روبهرو شدم؛ شروع به نوشتن وادیها کردم. در هر وادی، گویا من تکمخاطب آقای مهندس بودم؛ گویی تمامی صحبتهایش با من بوده است.
خدا را شکر میکنم که کمکم کرد تا پایم به کنگره باز شود و از آموزشهای ناب آن بهرهمند شوم. تازه دریافتم چالشها و مشکلات زندگی تمامی ندارد و این من هستم که با آگاهی باید از این چالش سربلند بیرون بیایم. آرامشی را که در شعبه تجربه کردم، در هیچ جای دیگری تجربه نکرده بودم و این را مدیون کنگره هستم. از راهنماهای عزیزم خانم سمیرا، خانم اعظم و خانم مریم، بسیار سپاسگزارم و بهترینهای الهی را برایشان خواستارم.
نویسنده: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر مریم
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
59