دوازدهمین جلسه از دورهی پنجاه و پنجم از کارگاههای آموزشـی عمومی کنگـره ۶۰ ویژهی مسـافـران و همسفران نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی دیدهبان محترم آقای خدامی، نگهبانی مسافر محمدباقر و دبیری مسـافر مهدی با دستور جلسه «جشن هفتهی دیدهبان» روز یکشنبه 1 شهریور ماه 1405 ساعت ۱۶:٣٠ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان علی . هستم، یک مسافر.
خداوند را شکر میکنم که توفیق داد امروز در کنگره ۶۰ در کنار شما عزیزان حضور داشته باشم و از نزدیک در این جلسه شرکت کنم.
دستور جلسه این هفته، «هفته دیدهبان» است.
قبل از اینکه وارد موضوع دیدهبان بشوم، میخواهم درباره اهمیت دستور جلسات هفتگی صحبت کنم.
همانطور که میدانید، سال ۵۲ هفته است که دو هفته تعطیلات تابستانی و دو هفته تعطیلات عید داریم و در مجموع ۴۸ هفته کاری باقی میماند. برای این ۴۸ هفته، هر سال ۴۸ دستور جلسه تنظیم میشود و هرکدام از این دستور جلسات، هدف و محتوای آموزشی خاص خودش را دارد.
در کنار کتابها، سیدیها، صحبتهای آقای مهندس، صحبتهای راهنما و سایر منابع آموزشی، دستور جلسات هم یکی از منابع بسیار مهم آموزشی ما هستند. در واقع دستور جلسه هفتگی، خوراک آموزشی کارگاههای ماست.
به نظر من همه ما باید تلاش کنیم پیام و مفهوم دستور جلسات را یاد بگیریم.
اما چه کسی میتواند بهترین برداشت را از یک دستور جلسه داشته باشد؟
اولین منبع، صحبتهای آقای مهندس در روزهای چهارشنبه است. بعد از آن، حضور در جلسات و گوش دادن به مشارکت دیگران اهمیت دارد. خودمان هم باید سعی کنیم در طول هفته حداقل یک بار درباره دستور جلسه مشارکت کنیم و اگر کتاب یا سیدی مرتبطی وجود دارد، آن را مطالعه یا گوش کنیم.
.jpg)
اگر کسی صحبتهای آقای مهندس را گوش کند، در جلسات حضور داشته باشد، مشارکت دیگران را بشنود، خودش مشارکت کند و منابع آموزشی مربوط به آن دستور جلسه را هم مطالعه کند، طبیعتاً برداشت عمیقتر و کاملتری خواهد داشت.
بنابراین اگر ما به دستور جلسات و کارگاههای آموزشی اهمیت ندهیم، در واقع بخشی از آموزش خودمان را از دست دادهایم.
یکی از این دستور جلسات، هفته دیدهبان است. اما چرا آقای مهندس چنین موضوعی را در دستور جلسات قرار دادهاند؟
یکی از اهداف این است که ما با ساختار کنگره ۶۰ آشنا شویم و بدانیم کنگره چگونه اداره میشود.
ما عضو کنگره هستیم و بخش مهمی از زندگی و آموزش ما در این مجموعه شکل میگیرد. بنابراین باید بدانیم دیدهبان چه کسی است، مرزبان چه وظیفهای دارد و ساختار کنگره چگونه کار میکند.
اگر از ما سؤال شود دیدهبان یعنی چه، مرزبان یعنی چه و هرکدام چه وظیفهای دارند، باید بتوانیم توضیح بدهیم.
از طرف دیگر، هفته دیدهبان فقط برای تقدیر و تشکر نیست.

در حال حاضر ۱۶۴ شعبه در کنگره ۶۰ داریم که ۱۰ شعبه مربوط به خانمهای مسافر است و ۱۵۴ شعبه در سراسر کشور فعالیت میکنند.
در این دو هفته، تمام شعب کنگره ۶۰ مورد بازدید قرار میگیرند. دیدهبانهایی که به شعبهها میروند، از بازدید خودشان گزارش کتبی تهیه میکنند؛ اینکه وضعیت نشریات چگونه بوده، OT چگونه بوده، مرزبانی چگونه بوده، نظم و انضباط چگونه بوده، اضافهکاریها و مسائل مختلف شعبه چگونه بوده و در مجموع سیستم شعبه در چه شرایطی قرار داشته است.
این گزارشها در شورای دیدهبانان ارائه و بررسی میشود.
بنابراین یک بخش مهم از دستور جلسه دیدهبان این است که در این دو هفته، کل شعب کنگره ۶۰ مورد سرکشی و بررسی قرار میگیرند.
موضوع دیگر، قدردانی از خدمتگزاران است.
در تمام ارکان خدمتی کنگره ۶۰، اگر راهنماها را در نظر بگیریم، هیچکس بابت خدمت خود حقوق و دستمزد دریافت نمیکند.
اگر تمام حسابهای کنگره ۶۰ را بررسی کنیم، یک ریال پول بابت حقوق یا دستمزد به کسی پرداخت نمیشود.
راهنما خودش با هزینه خودش میآید و میرود. ممکن است راهنمایی ۲۰۰ کیلومتر با لژیونش فاصله داشته باشد، اما با هزینه خودش رفتوآمد میکند و خدمتش را انجام میدهد.
برای همین آقای مهندس یک هفته را به نام هفته راهنما قرار دادهاند تا از راهنماها تقدیر شود.

یک هفته جشن همسفر داریم که از همسفران تقدیر میکنیم. یک هفته جشن ایجنت و مرزبان داریم که از مرزبانان تقدیر میکنیم و یک هفته هم هفته دیدهبان است که از دیدهبانان تقدیر میکنیم.
دیدهبانها بعضی وقتها در طول هفته شاید دو هزار کیلومتر فقط رفتوآمد میکنند؛ با ماشین، اتوبوس یا هر وسیلهای که باشد، از تهران به بوشهر، شمال، غرب کشور یا شرق کشور میروند و دائم در حال حرکت هستند تا به شعب کنگره ۶۰ سرکشی کنند و به قول معروف چرخ کنگره ۶۰ بچرخد و سیستم کار خودش را درست انجام بدهد.
بنابراین، هدف از قرار دادن این دستور جلسه، آشنایی ما با ساختار کنگره، بررسی عملکرد شعب و همچنین قدردانی از خدمتگزاران است.
اگر نگاهی به تاریخ کنگره ۶۰ بیندازیم، همه ما میدانیم نقطه آغاز کنگره ۶۰ کجا بوده است.
سفر آقای مهندس از بهمنماه سال ۱۳۷۵ شروع شد و در آذرماه سال ۱۳۷۶ به پایان رسید.
بعد از اینکه سفرشان تمام شد، تقریباً یک سال در گروههای مختلف رفتند و بررسی کردند که گروههای دیگر چگونه کار میکنند و از بعضی تجربیات آنها الهام گرفتند.
در تاریخ ۳۱ شهریور سال ۱۳۷۸، آقای مهندس اولین جلسه کنگره ۶۰ را راهاندازی کردند؛ با هشت نفر شرکتکننده.
یک کلاس، یک اتاق کوچک و هشت نفر.
امروز بعد از گذشت این سالها، تعداد شعب کنگره ۶۰ به ۱۶۴ شعبه رسیده است. آن هشت نفر تبدیل شدهاند به حدود ۲۲۰ هزار نفر که کارت عضویت دارند.
آن یک لژیون ـ که البته در ابتدا حتی لژیون هم نبود و فقط همان هشت نفر بودند ـ امروز به بیش از ۱۵۰۰ لژیون رسیده و رهاییهای کنگره ۶۰ نیز به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده است.
آموزش علمی کنگره ۶۰ هم در تمام دنیا پخش شده است.

واقعاً کار بسیار عظیمی است؛ کار بسیار عظیمی که آقای مهندس انجام دادهاند.
من در جلسههای چهارشنبه و در لایو هم گفتم که به نظر من، اگر اغراق نکنم، آقای مهندس در طول این سی سال به اندازه ۳۰۰ سال علم تولید کردهاند.
نمیدانم تا چه حد میتوانیم معنی این حرف را درک کنیم.
یعنی اگر آقای مهندس نبودند، شاید تا ۳۰۰ سال دیگر بشر امروزی به این دانش در درمان اعتیاد نمیرسید.
بشر امروزی شاید به شناخت «سیستم ایکس» نمیرسید. شاید برای درمان سیگار راهحلی نداشت. شاید برای مسئله سرطان راهحلی نداشت و شاید برای کاهش وزن هم راهحلی نداشت.
کاری که آقای مهندس انجام دادهاند، واقعاً کار بسیار مهم و ارزشمندی است.
درمان اعتیاد شوخی نیست.
در تمام دنیا یک نمونه مشابه کنگره ۶۰ در این زمینه وجود ندارد.
مکاتبات حسین و بیل را در سایت بخوانید. آقای ویلیام وایت دانشمند بزرگی است و تمام دنیا میدانند که چه کارهایی انجام دادهاند و واقعاً متعجب هستند که چطور در کنگره ۶۰ کار به اینجا رسیده و کنگره ۶۰ تا این اندازه در زمینه درمان اعتیاد پیشرفت کرده است.
یا مسئله درمان سیگار را در نظر بگیرید.

من یک جایی میخواندم که یکی از معاونجمهورهای آمریکا ـ نمیدانم اوباما بود یا چه کسی ـ سیگاری بوده و با اینکه سیگار مصرف میکرده، برای کاهش و درمان آن پروتکل مشخصی نداشتند.
یعنی وقتی یک فرد سیگار مصرف میکند، چه کار باید با او انجام بدهند؟ چطور باید مصرفش را پایین بیاورند؟ برای این مسئله پروتکل مشخصی نداشتند.
ما در کنگره ۶۰ پروتکل درمان سیگار داریم و برای کاهش تدریجی مصرف، برنامه مشخص داریم.
یا مسئله درمان سرطان را در نظر بگیرید.
سرطان یعنی چه؟
در کنگره ۶۰ راهکارهایی ارائه شده که با استفاده از روش DST و داروی OT و آموزشهایی که وجود دارد، درباره بسیاری از بیماریها صحبت شده و افراد تجربههایی در زمینه بهبود داشتهاند؛ از جمله اماس، سرطان، کولیت و بیماریهای روده و گوارشی یا مسئله کاهش وزن.

خیلیها هستند که در کنگره ۶۰ توانستهاند وزن خودشان را کاهش بدهند و واقعاً اینها از اتفاقات و دستاوردهای بسیار جالبی است که آقای مهندس توانستهاند راهکارهایی برای آن ارائه کنند.
اینها را گفتم که بدانیم ما در چه ساختاری قرار گرفتهایم.
ما در یک سیستم علمی و دانشی قرار داریم که واقعاً پیشرفته است و دانشی در اختیار ما قرار گرفته که شاید در هیچ جای دیگری از دنیا به این شکل وجود نداشته باشد.
شاید واقعاً الان معنی این کلمات را بهطور کامل درک نکنید و فکر کنید من دارم اغراق میکنم، ولی واقعیت این است که اگر از یک نگاه وسیعتر به موضوع نگاه کنیم، میبینیم آقای مهندس فقط یک ساختار علمی و پزشکی برای درمان اعتیاد ایجاد نکردهاند.
در کنار دانش فیزیولوژی، سیستم ایکس، درمان اعتیاد، کاهش تدریجی مصرف و سایر آموزشها، یک ساختار بسیار بزرگ انسانی و اجتماعی هم به وجود آمده است.
یک خانواده وارد کنگره ۶۰ میشود.
یک انسان درمانده وارد کنگره ۶۰ میشود.
در واقع ورودی کنگره، بسیاری از درماندهترین انسانها و بههمریختهترین خانوادهها هستند؛ خانوادههایی که با اشک و آه و گریه و ناراحتی وارد میشوند.
اما خروجی چیست؟

خروجی میشود همان انسان درماندهای که تبدیل شده به یک انسان توانمند.
همان کسی که در آن شرایط وارد کنگره ۶۰ شده، امروز به جایی رسیده که در خانواده و حتی در طایفه خودش میدرخشد.
نهتنها خانواده، بلکه در طایفه روی این شخص حساب میکنند.
آن خانوادهای که با مشکلات فراوان وارد کنگره ۶۰ شده، امروز در میان فامیل و طایفه خودش تبدیل به خانوادهای شده که واقعاً به عنوان یک خانواده خوب و موفق شناخته میشود.
هر جا میروند و مینشینند، خوب صحبت میکنند، درست تحلیل میکنند و درباره مسائل مختلف با آرامش و منطق نظر میدهند.
در جمع، تبدیل به خانوادهای شدهاند که واقعاً میتوان به آنها افتخار کرد.
این اتفاق از کجا آمده است؟
این دانش کنگره ۶۰ واقعاً چه کاری با انسانهایی که واردش میشوند انجام میدهد؟
یک مصرفکننده سیگار یا مواد وارد کنگره ۶۰ میشود و بعد از یک سال به انسانی تبدیل میشود که شاید مجبور باشد قسم بخورد و بگوید: «من یک زمانی اعتیاد داشتم.»
آن خانوادهای که روزی به خاطر شرایط عزیزشان دائم گریه و زاری میکردند و از اینکه چرا این اتفاق برای خانواده ما افتاده ناراحت بودند، امروز افتخار میکنند که عضو کنگره ۶۰ هستند.

امروز خوشحال هستند و میگویند:
خدا را شکر که پسر من، برادر من یا همسر من اعتیاد داشت و من به واسطه این مسئله با کنگره ۶۰ آشنا شدم.
واقعاً این چیز کمی نیست.
همه اینها را ما مدیون آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستیم.
همه این صحبتها را گفتم که بگویم تبریک اصلی را باید به چه کسی بگوییم؟
باید به بنیانگذار کنگره ۶۰، آقای مهندس، تبریک گفت.
این تبریک واقعاً برازنده ایشان است؛ کسی که این ساختار را طراحی کرد.
کسی که در روز اول، نه دیدهبانی بود، نه مسافری بود، نه همسفری بود؛ هیچچیز نبود.
شما تصور کنید اینجا یک کلاس باشد و یک نفر با هشت نفر نشسته باشد. بعد همین کلاس کوچک را تبدیل کنید به چنین ساختار بزرگی که دیدهبان داشته باشد، مرزبان داشته باشد، راهنما داشته باشد، شال نارنجی، شال سبز و این همه ساختار منظم و پیشرفته داشته باشد.
واقعاً کار کوچکی نیست.
این اتفاق واقعاً تبریک دارد.
خوش به حال آقای مهندس که به هر حال، فکر میکنم بیشترین لذت را از این دستور جلسات، از این کلاسها و از این مراسمها خودشان میبرند؛ چون خودشان این ساختار را به وجود آوردهاند.
به هر حال، هفته دیدهبان را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تبریک میگوییم؛ خانوادهای که خودشان و زندگیشان را وقف کنگره ۶۰ کردهاند تا ما بتوانیم در کنگره ۶۰ به درمان برسیم، به رهایی برسیم و واقعاً از زندگی و رهایی خودمان لذت ببریم.

مرزبان کشیک: مسافر سعید
عکس و تایپ: مسافر رسول
صدابردار و ثبت: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
461