یازدهمین جلسه از دور هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر محسن و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر کمال با دستور جلسه :« هفته دیده بان» روز یکشنبه مورخ۱۴۰۵/۶/۱رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر اجازه داد که در این جایگاه قرار بگیرم، در کنگره ۶۰ باشم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا من در این بستر قرار بگیرم و از آموزشهای کنگره استفاده کنم و بتوانم اعتیادم را درمان کنم و به زندگی برگردم سپاسگزارم.
از راهنمای گرانقدرم، آقای رضا و آقای احمد، سپاسگزارم که اگر امروز حال خوبی دارم، مدیون زحمات این دو عزیز هستم و تا ابد قدردان و سپاسگزار هستم.
تولد دهسالگی آقای رضا، دوست و همکار ارجمندم که خیلی دوستش دارم، و نتوانستم پنجشنبه شرکت کنم، تبریک میگویم. امیدوارم چهاردهسالگی و بیستسالگی و همینطوری به درخشند.
به دوستانی که روز شنبه شال راهنمایی گرفتند تبریک میگویم. امیدوارم که در این راه مستدام باشند، حرکت کنند، استقامت کنند و بتوانند به افرادی مثل خودشان کمک کنند.
هفته دیدهبان را هم به آقای مهندس، خانوادهشان و دیدهبانهای محترمشان تبریک میگویم و سپاسگزارم که اگر امروز هم حال خوبی دارم، در این جایگاه نشستهام، در مکان امن و مقدسی قرار دارم و میتوانم بهراحتی اعتیادم را درمان کنم، مدیون زحمات این عزیزانی هستم که در بدو شروع کنگره آمدند و استقامت کردند و ایستادند، در کنار آقای مهندس ماندند و ذرهذره حرکت کردند تا کنگره امروز به این نقطه برسد.
هفته دیدهبان، هفته قدردانی و هفته قدرشناسی است. یک قسمتش هم مربوط به کنگره است که سیری را طی کرده تا رسیده اینجا. در این هفته ما دیدهبانها را میبینیم، با آنها آشنا میشویم، با وظایفشان آشنا میشویم و متوجه میشویم که اگر امروز روی این صندلی هستم، به این سادگی و به این راحتی نبوده.
اگر امروز میآیم و خیلی راحت به درمان میرسم، ابتدای کنگره اینطوری نبوده و حالا دوستان قدیمی بهتر میدانند.
یک بذری آقای مهندس کاشت و دیدهبانها آمدند یکییکی از این بذر مراقبت کردند، آبیاری کردند و الان تبدیل شده به یک درخت پرباری که بالای یکصد هزار نفر رهایی داده.
دیده بان ها قوانین را وضع میکنند، به اجرا نظارت میکنند، میروند توی شعبات سرکشی میکنند. اگر ایراد یا اشکالی هست، آن را به ما گوشزد میکنند که ما آن اشکال را رفع کنیم تا کنگره روزبهروز بدون عیب و نقص حرکت کند و بتواند به انسانهای بیشتری کمک کند و روزبهروز شعاع اضافه کند.
یکی از موضوعات مهمی که برای خود من خیلی حائز اهمیت بوده و هست، بحث فراموشی و ناسپاسی است.
من، اگر فراموش کنم با چه حال و با چه شرایطی به کنگره آمدم، راهم را گم میکنم. اگر یادم برود که چه کسانی به من کمک کردند، چه کسانی در گذشته بودند و پای کار بودند و سپاسگزارشان نباشم، قدردانشان نباشم و نبینمشان، باز دوباره راهم را گم میکنم، و به سمت تاریکیها میروم و باعث سقوط من میشود.
این هفته، این قدردانیها و این سپاسگزاریها برای من است که یادم نرود، فراموش نکنم؛ چون انسان دچار روزمرگی میشود، دچار عادت میشود. بعد از یک مدتی که میگذرد، برای ما عادی میشود. ما توی کنگره قرار میگیریم و بعد از یک مدت عادی میشود.
همین تعطیلات تابستانی، که ما وقت کردیم به جاهایی برویم و دوباره برگشتیم، دیدیم که چقدر انسانها هستند که دارند دستوپا میزنند که از دنیای تاریکی، سیگار و اضافهوزن خارج شوند و نمیتوانند و چقدر پولها دارد خرج میشود، چقدر مرگومیر دارد اتفاق میافتد توسط افراد سودجو که اینها به درمان برسند و اتفاق نمیافتد.
ولی توی کنگره برای من عادی میشود، برای من روزمره میشود. انسانهایی که از جانشان، از مالشان، از وقتشان دارند ایثار میکنند، خودگذشتگی میکنند و میآیند. کسانی که این کار را میکنند، فکر میکنم مقام انسانی را تا حدودی شناختند و هیچ تعجبی نیست که اگر شخصی دارد برای انسانها تلاش میکند، بدون هیچ مزدی، تعجب نکنید؛ این انسانیت را شناخته و به مقام انسانی نزدیک شده.
بله، من بایستی سپاسگزار باشم، من بایستی ببینم، قدردان باشم، توی این راه قرار بگیرم، کفران نعمت نکنم. این صندلی که مجانی در اختیار من قرار گرفته، به نحو احسن ازش استفاده کنم، از فرمانهای راهنما تبعیت کنم تا بتوانم به درمان برسم.
دیدهبانها ستونهای کنگره هستند و بیشترین بار مسئولیت و قوانین بر عهده این دیدهبانها هست که دارند حمل میکنند.
این حالا از این نگاه هم شاید خیلی تعجببرانگیز باشد، ولی آقای دیدهبان هم یک شخص مصرفکنندهای بوده که یک روزی با حال خراب از این در آمده، خودش را سپرده به قوانین کنگره، خودش را سپرده به آموزشهای آقای مهندس و ذرهذره شروع کرده به حرکت کردن، به درمان رسیده و شده نگهبان نظم، یا مسئول OT، مرزبان شده و راهنما و بعد شده دیدهبان.
دیدهبانی این نیست که از روز اول دیدهبان بوده و این پلهها را یکییکی طی کرده. همان سفر اولیها میتوانند همین پلهها را طی کنند، به شرطی که از قوانین کنگره، حرمتهای کنگره و آموزشهای کنگره تبعیت کنند، استفاده کنند و قدر این موهبت الهی را بدانیم که داریم.
چقدر سلامتیمان را با کیفیت بالا به دست میآوریم؛ این سلامتی که خیلیها آرزویش را دارند، اینکه راحت بخوابند و تا صبح مشکلی نداشته باشند و نه کابوسی و نه قرص بخورند. ما اینها را توی کنگره به دست میآوریم و الان دارد توی کنگره به درمان میرسد.
و ما همه سپاسگزاریم. من سپاسگزارم و از آقای مهندس و دیدهبانها، توی این هفته سعی میکنم به نحو احسن ازشان سپاسگزاری کنم. تا جایی که توانم هست، سپاسگزار باشم و قدرشان را بدانم.
از اینکه به صحبتهایم گوش کردید، ممنونم.

نگارش: مسافر محسن
عکس: مسافر عباس
تنظیم: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
135