English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس دیده‌بان‌ها را به ستون‌های کنگره تشبیه کرده‌اند

آقای مهندس دیده‌بان‌ها را به ستون‌های کنگره تشبیه کرده‌اند

دوازدهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه هفته (دیدبان ) با استادی راهنمای محترم مسافر سعدالله و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر احمد روز یکشنبه مورخ ۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، سعدالله هستم، یک مسافر.
خداوند را شکر و سپاسگزارم که امروز هم این توفیق نصیبم شد که در کنگره حضور داشته باشم، آموزش بگیرم و در کنار شما عزیزان انرژی بگیرم.
طبق رسم کنگره، از جناب مهندس حسین دژاکام تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا ما بتوانیم در اینجا آموزش بگیریم، به درمان برسیم و حال خوب را تجربه کنیم. از استاد عزیزم، آقای نقدی، هم تشکر می‌کنم که با زحمات و آموزش‌هایشان کمک کردند تا امروز در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم با آرامش بیشتری زندگی کنم.
از مرزبانان محترم، نگهبان و دبیر عزیز هم سپاسگزارم که به من فرصت دادند در این جایگاه خدمت کنم.
اما در مورد دستور جلسه این هفته، یعنی هفته دیده‌بان؛ آقای مهندس دیده‌بان‌ها را به ستون‌های کنگره تشبیه کرده‌اند. با گسترش کنگره، تعداد دیده‌بان‌ها هم بیشتر شده و هر بخش از کنگره دیده‌بانی دارد؛ دیده‌بان راهنمایان، دیده‌بان تازه‌واردین، دیده‌بان مرزبانان، دیده‌بان شعب، دیده‌بان نظم، دیده‌بان پارک و ورزش و بخش‌های مختلف دیگر.
شاید ما وقتی وارد کنگره می‌شویم، فقط چیزی را می‌بینیم که جلوی چشممان است؛ وارد شعبه می‌شویم، روی صندلی می‌نشینیم، آموزش می‌گیریم و به درمان می‌رسیم. اما کمتر به این فکر می‌کنیم که چه زحماتی پشت این آرامش وجود دارد.
گاهی من برای اینکه فقط چند کیلومتر راه را طی کنم و خودم را به جلسه برسانم، بهانه می‌آورم یا یک جلسه می‌آیم و جلسه بعد غیبت می‌کنم. اما یک دیده‌بان ممکن است صدها کیلومتر، حتی هشتصد یا هزار کیلومتر، مسیر را طی کند تا به یک شعبه برسد، وضعیت شعبه را بررسی کند، نظم و اجرای قوانین را ببیند و مطمئن شود بستری که برای من و امثال من فراهم شده، درست و سالم باقی مانده است.
این‌ها زحماتی است که ما معمولاً پشت پرده می‌بینیم و شاید اصلاً متوجه آن نباشیم.
برای همین به نظر من جشن دیده‌بان فقط یک جشن ساده نیست؛ فرصتی است برای اینکه از کسانی که یک سال برای آرامش و سلامت این مجموعه زحمت کشیده‌اند، قدردانی کنیم.
یکی از کارهایی که در این هفته انجام می‌دهیم، نوشتن دلنوشته برای دیده‌بان است. به نظر من خیلی زیباست که این دلنوشته واقعاً از دل خودمان باشد، نه اینکه متنی را از جایی پیدا کنیم و فقط رونویسی کنیم. اگر من چند جمله را از ته قلبم برای کسی بنویسم که برای من و آرامش من زحمت کشیده، مطمئنم وقتی آن را می‌خواند، انرژی می‌گیرد و خستگی یک سال زحمتش کمتر می‌شود.
در کنار دلنوشته، پاکت و هدیه‌ای هم برای قدردانی در نظر گرفته می‌شود. هرکس به اندازه توان خودش. مهم این نیست که چه مبلغی داخل پاکت می‌گذاریم؛ مهم این است که با احترام، عشق و قدردانی این کار را انجام دهیم.
این موضوع برای خود من یک آموزش بزرگ بوده است. قبل از ورود به کنگره، شاید خیلی وقت‌ها دیگران برای من کاری انجام می‌دادند، اما من بلد نبودم از آنها تشکر و قدردانی کنم. حتی گاهی به جای تشکر، توقع بیشتری هم داشتم.
اما در کنگره یاد گرفتم که قدردانی کردن هم بخشی از آموزش و زندگی است. اگر کسی برای من کاری انجام داد، باید قدرش را بدانم و به اندازه توانم از او تشکر کنم.
وقتی به چهار سال قبل خودم نگاه می‌کنم و امروز خودم را می‌بینم، واقعاً این دو زندگی قابل مقایسه نیستند. زحماتی که راهنمایم، مرزبانان، دیده‌بان‌ها و تمام عزیزانی که در کنگره خدمت می‌کنند برای من کشیده‌اند، چیزی نیست که بتوانم برایش قیمت تعیین کنم.
آنها حتی قبل از اینکه من را بشناسند، بستری را فراهم کردند که من وارد کنگره شوم، آموزش بگیرم و به حال خوش برسم.
من امروز به این نتیجه رسیده‌ام که حال خوش مجانی به دست نمی‌آید. همان‌طور که برای به دست آوردن هر چیزی باید تلاش و هزینه کرد، برای رسیدن به حال خوش هم باید قوانین را یاد بگیریم و به آنها عمل کنیم.
یکی از همین قوانین، قدردانی است.

امیدوارم روز چهارشنبه، جشن دیده‌بان را به شکلی برگزار کنیم که برای دیده‌بانان عزیزمان یک روز به‌یادماندنی باشد؛ روزی که وقتی به خانه برمی‌گردند، خستگی مسیرها و زحماتی که برای ما کشیده‌اند، با انرژی و محبت ما کمتر شده باشد.
از همه شما عزیزان ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم

بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .