English Version
This Site Is Available In English

خدمتِ معنوی، مادیات به بار می‌آورد

خدمتِ معنوی، مادیات به بار می‌آورد

سومین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمد‌پور قم با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛ عرض ادب و احترام دارم خدمت همه حضار، تشکر می‌کنم از لژیون مرزبانی و ایجنت محترم علی آقای عزیز و راهنمای محترم آقا اسماعیل؛ خیلی خوشحالم که به این شعبه آمدم، چون تا به حال اینجا استاد ننشسته بودم، یعنی اجازه‌اش صادر نشده بود؛ خدا را شاکر و سپاسگزارم و از نگهبان و دبیرهم تشکر می‌کنم.

در مورد دستور جلسه «هفته دیده‌بان»، صحبت‌هایی که سال‌هاست انجام می‌شود و دستور جلساتی که آقای مهندس تکرار می‌کنند تا چه منِ سفر دوم، چه سفر اولی‌ها، چه راهنماها و چه کسانی که قدیمی‌تر هستند، اگر چیزی را فراموش کرده باشند، با این دستور جلسه برایشان یادآوری شود؛ دستور جلسه دیده‌بان، یکی از آن چهار جشن اصلی است که در طول سال انجام می‌دهیم.

من به واسطه اینکه یک مدت خیلی کوتاهی، حدود یک یا دو سال، در کنار یکی از دیده‌بانان محترم خدمت می‌کردم، از نزدیک می‌دیدم که واقعاً چه زحماتی می‌کشند؛ یک موقعی ما ساعت چهار یا پنج صبح از اینجا حرکت می‌کردیم به سمت تهران و می‌خواستیم آقای مهندس را در استخر ببینیم، ساعت شش که می‌رسیدیم آن‌جا، همه چیز از درب ورودی استخر شیرودی معلوم بود و دفتر بعضی از دیده‌بان‌های محترم، پنجره‌ اش رو به استخر باز می‌شد و همگی ساعت پنج‌ونیم، شش صبح سرِ کار و در دفترشان بودند، آنجا مثل قم نیست که ساعت یک ظهر بیایند یا چهار بعدازظهر؛ نه، همان ساعت پنج‌ونیم که مرزبان کشیک در را باز می‌کند، دیده‌بان‌ها حضور دارند،اگر جلسه هم داشته باشند، فکر می‌کنم خیلی زودتر آنجا حاضر هستند.

چیزی که من خودم برداشت کردم این است که آقای مهندس هم می‌گوید: "خدمتِ معنوی، مادیات به بار می‌آورد." دیده‌بان‌ها فکر می‌کنم اول از همه، قبل از اینکه دیده‌بان بشوند، اوضاع مالی و زندگی‌شان را روال می‌کنند تا بتوانند خدمت کنند؛ چون اگر از لحاظ مالی کسی مشکل داشته باشد، فکر نمی‌کنم بتواند حتی در هفته‌، دو یا سه بار هم به تهران برود، چه برسد به اینکه بخواهد مانند دیده‌بان‌های محترم اکثر روزها،نه فقط به تهران و قم؛ بلکه به کیش، مشهد، قشم و شهرهای دور می‌روند، این مسیرهای طولانی را با هزینه شخصیِ خودشان طی می‌کنند. اصلاً این‌طور نیست که کنگره ۶۰ بگوید پول بلیتت را می‌دهم، حقوق می‌دهم، یا اگر کم‌وکسر داشتی حواسم بهت هست؛ نه، واقعاً این‌جوری نیست.

آن اوایل، خیلی از انسان‌ها که وارد کنگره می‌شوند، فکر می‌کنند راهنماها، مرزبان‌ها و دیده‌بان‌ها حقوق‌بگیر هستند. ولی واقعاً این‌جور نیست؛ نه مرزبان، نه ایجنت و نه راهنما، هزار تومان دریافت نمی‌کنند. اما آقای مهندس برای همه این عزیزان یک جشن قرار داده است؛ نه برای اینکه ما به آن‌ها کمک مالی کنیم، بلکه برای اینکه شانه به شانه آن‌ها حرکت کنیم و بگوییم ما قدردانِ زحمت شما هستیم؛ اینکه شما این مسیر را می‌روید و این تایم را می‌گذارید، برای ما ارزشمند است؛ مثلا همین الان آقای بابک لطفی ( دیده بان اوتی و روابط عمومی ) در شعبه “صادق” هستند، برای جشن و سرکشی آمده اند و روزهای دیگر هم دیده‌بانان دیگر تشریف می‌آورند.  

کاری که استادِ بزرگ ما، آقای مهندس، به ما آموزش داده این است که به بهترین شکل ممکن از این عزیزان قدردانی کنیم.
اینکه منِ محمد در شعبه، خیلی سریع روی یک برگه کاغذ پاره بنویسم: «دیده‌بان محترم، خیلی از تو ممنونم که زحمت کشیدی»، یا بگردم دنبال پولی که فقط صرفِ اینکه دست‌خالی نباشم چیزی بدهم؛ نه! واقعاً آن چیزی که از آقای مهندس و راهنمای عزیزم یاد گرفتم این است که هر مبلغی که می‌خواهید به عنوان جشن تقدیم کنید، اولاً حتماً "پولِ نو" باشد، دوماً دل‌نوشته‌تان خیلی تمیز و مرتب باشد و سوماً در پاکتِ درخور و مناسبی باشد که وقتی دریافت می‌کنند، بتوانند حسِ خوبی از آن بگیرند، چون وقتی طرف پاکت را می‌گیرد و می‌بیند پولش کهنه است، گاهی حسِ آدم بد می‌شود؛ یعنی انگار ارزشِ تو را خیلی ندانسته است.

در کل خواستم بگویم هفته‌ای که پیش رو داریم، امروز سه‌شنبه و پنج‌شنبه، خیلی هفته مهم و پرخیر و برکتی است؛ ان‌شاءالله که خداوند اذن و اجازه‌اش را بدهد که در هر جایگاهی هستیم، بتوانیم از این عزیزان بهتر تقدیر کنیم؛ از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید، تشکر می‌کنم.

گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .