در هفته دیدهبان، دلم میخواهد از آرامترین نقطه وجودم بنویسم؛ از جایی که نورِ دیدن، معنای تازهای پیدا میکند. دیدهبان برای من فقط یک جایگاه نیست؛ یک حضور است، حضور انسانی که در میان هیاهوی مسیر، چراغی را روشن نگه میدارد تا راه گم نشود. گاهی فکر میکنم اگر دیدهبانها نبودند این چشمهای بیدار، این دلهای آگاه، این نگاههای بیمنت، چطور میتوانستیم از میان تاریکیها عبور کنیم و به روشنایی برسیم؟ دیدهبان کسی است که قبل از همه میبیند؛ نه برای قضاوت، نه برای قدرت، بلکه برای حفاظت، برای اینکه مسیر، مسیر بماند؛ برای اینکه حقیقت، زیر گرد و غبار روزمرهگی گم نشود.
در سکوت نگاهشان، آرامشی است که آدم را به یاد امنیت خانه میاندازد؛ در تصمیمهایشان، بلوغی هست که از سالها تجربه و عشق میآید و در حضورشان، امیدی هست که میگوید: راه ادامه دارد و تو تنها نیستی، هفته دیدهبان، یادآوری همین حقیقت زیباست اینکه پشت هر نظم، هر آرامش، هر پیشرفت، چشمهایی بیدار ایستادهاند؛ چشمهایی که برای رشد ما، برای سلامت ما، برای آینده ما، بیوقفه میبینند، میاندیشند و مراقبت میکنند. از صمیم قلبم میگویم سپاس برای دیدنتان، برای بودنتان، برای روشن نگهداشتن چراغی که مسیر را معنا میبخشد.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زینب دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
195