برداشت از سی دی آموزگار2، از آموزش های مهندس دژاکام.
در سی دی آموزگار2 تلاش میکنم تا ویژگیهای یک مربی و آموزگار راستین را تشریح نمایم. انسان موجودی است که همواره در حال آموختن از مربی خویش میباشد. هدف اصلی ما این است که خویش و خویشتن به تطبیق کامل برسند. در ابتدای هر کار، حل نمودن اشکالهای درونی و بیرونی ضرورت دارد. وقتی وجود انسان تصفیه شود و از درجه صیقل بگذرد، میتوان بذرهای بنیادی و خواستههای درست را در آن کاشت. بدون تصفیه درون، کاشتن خواستههای درست بیفایده خواهد بود و محصولی به بار نخواهد آورد. شخصی که درجه تصفیه خود را نداند، هرگز نمیتواند به دیگران کمک نماید.
من همواره تأکید کردهام که گفتههای ما باید دقیقا با عمل ما یکسان باشد. طبق شعر معروف حافظ، کسانی که در محراب و منبر جلوه میکنند، نباید در خلوت کار دیگری انجام دهند. ظاهر و باطن انسان باید کاملا یکی باشد. از کوچکترین فرد تا بزرگترین مربی، اگر یک آموزگار نداند چه چیزی را تدریس میکند، شاگرد خوبی نخواهد داشت. در گروههای خودیاری ترک اعتیاد، مربیانی که دانش کافی ندارند، نمیتوانند راهنمای خوبی باشند. وقتی گوینده نمیداند چه میگوید، شنونده چه چیزی را برداشت خواهد کرد؟ برخی از استادان تنها به خواندن مطالب از روی جزوه یا رایانه اکتفا میکنند بدون آنکه خود موضوع را عمیقا درک کرده باشند. این نقیصه بزرگ در آموزش را در سی دی آموزگار2 تحلیل نمودهام.
در وجود افراد، ابتدا باید خود و وجود حقیقی خویشتن کشف گردد. ما باید مسائل درونی را به طور علنی به بحث بگذاریم و بدون ملاحظه عیب یا بد بودن، آنها را بررسی نماییم. برای حل یک مشکل، باید تعارفات را کنار بگذاریم و آن را پیش متخصص مربوطه مطرح نماییم. برای مثال، شخص مصرفکنندهای که سالها تریاک، شیره، هروئین یا شیشه مصرف کرده است، اگر نزد پزشک یا متخصص حقیقت را پنهان کند و بگوید فقط گاهی مصرف میکند، هرگز درمان نخواهد شد. من در زمان گذشته به دلیل پنهانکاری و عدم بیان دقیق میزان مصرف خود به پزشک، نسخه مناسبی دریافت نکردم و دوز داروی من چند برابر گردید. ما نباید از مطرح کردن مشکلات خود خجالت بکشیم.

شما باید خود از گذشته مطالبی بدانید و به آنها عمل نموده باشید تا بتوانید آنها را به دیگران بیاموزید. برای نمونه، اگر میخواهید صفت گذشت را به دیگران بیاموزید، ابتدا خودتان باید لذت گذشت را چشیده باشید. من امروزه بسیار کم در مجامع عمومی نظیر دادگستری یا بیمارستانها حاضر میشوم و بیشتر وقت خود را در کنگره میگذرانم. پانزده سال پیش، من به دلیل کشیدن سیگار زیاد دچار سکته قلبی شدم. در آن زمان هرگز گمان نمیکردم سیگار ربطی به سکته داشته باشد. من ورزش میکردم و صبحهای زود به استخر میرفتم، اما بلافاصله پس از خروج از استخر در ماشین سیگار میکشیدم و دیگران نیز از این رفتار من الگوبرداری میکردند. من به جای توجه به مضرات، با شوخی از خواص سیگار سخن میگفتم تا اینکه دچار سکته شدم.
پزشکان پس از سکته قلبی من، چندین استنت در رگهای قلبم قرار دادند. دیروز پس از سالها تصمیم گرفتم برای یک چکاپ کلی و انجام سیتی آنژیوگرافی به بیمارستان بروم. سیتی آنژیوگرافی روشی است که در آن محلولی رنگی را به رگها تزریق میکنند تا تحت دستگاه، گرفتگی یا گشادی رگها را بدون نیاز به شکافتن بدن بررسی نمایند. در سالن انتظار بیمارستان، ناظر ماجراهایی بودم که به جهانبینی و آموزش انسانها مربوط میشد. مردی با فریاد و عصبانیت شدید اعتراض میکرد که چرا باید برگه مسئولیت تزریق دارو را امضا کند. او پرسنل را کلاهبردار میخواند و در اثر این پریشانی و عصبانیت، حتی قبضهای خود را گم کرد و در نهایت نیز آنها را نیافت.
عصبانیت یعنی دیوانگی موقت؛ انسان عصبانی در حالت دیوانگی قرار دارد و رفتارهایش قابل کنترل نیست. در همان بیمارستان، به دلیل انجام تعمیرات، پلهها مسدود بود و تنها آسانسور کار میکرد. شخص دیگری شروع به داد و بیداد کرد که چرا پله وجود ندارد و آسانسور دیر میآید. همچنین منشی به بیماران نسخهای میداد تا داروی تزریقی را از داروخانه تهیه کنند و برخی افراد با فریاد اعتراض میکردند که چرا خود بیمارستان دارو را تأمین نمیکند و آنها باید چندین طبقه را بالا و پایین بروند. کل سالن انتظار به یک دیوانخانه واقعی تبدیل شده بود. تماشای این صحنهها در بیمارستان برای من درسهای بزرگی داشت که اهمیت آموزش جهانبینی را آشکار میسازد.
نکته بسیار مهم دیگری که در بیمارستان مشاهده نمودم، اضافه وزن شدید اکثر بیماران بخش قلب بود. از میان بیماران حاضر، تقریبا هشتاد درصد آنها چاق بودند و وزن اضافه داشتند. یکی از آنها حتی اثر جراحی باز قلب بر روی سینهاش مشهود بود. اضافه وزن مادر تمام بیماریهاست و در کنار سیگار، مهمترین عامل بروز بیماریهای قلبی به شمار میرود. ما در کنگره برخی خدمتگزاران را به دلیل اضافه وزن از کار برکنار کردهایم، زیرا سلامتی آنها برای ما اهمیت دارد. اولین بخشی از بدن که در اثر چاقی بزرگ میشود، انتهای زبان است. چاق شدن انتهای زبان راه ورود اکسیژن را مسدود کرده و باعث خرپف شدید در هنگام خواب میشود که خود عامل بیماریهای دیگر است. این مسائل اهمیت آموزشهای سی دی آموزگار2 را در زندگی نشان میدهد.
من معتقدم بلند صحبت کردن، بدون اجازه وارد بحث دیگران شدن و اظهار نظر در هر موردی، از نشانههای حماقت است. انسان دانا پرستیژ خود را حفظ میکند و تا زمانی که از او سوال نشده، وارد گفتگوی دیگران نمیشود. همچنین، یکی از بارزترین نشانههای حماقت، نپذیرفتن هیچگونه مسئولیت در زندگی است. انسانهای احمق همواره دیگران و شرایط بیرونی را مقصر بدبختیهای خود میدانند. مانند ناخدای احمقی که در زمان طوفان، سکان کشتی را رها میکند و به زمین و آسمان و دریا فحش میدهد. این نپذیرفتن مسئولیت در نهایت منجر به نابودی کشتی او میشود. در بیمارستان نیز عصبانیت و داد و بیداد بیماران تنها به ضرر سلامتی و شخصیت خودشان تمام میشد.
انسان مسئولیتپذیر در برابر خانواده و کارهای خود متعهد است. او بیخودی صحبت نمیکند، اعتراض بیجا نمینماید و با فریاد زدن، دیگران را با خود دشمن نمیسازد. وقتی شما سر پرستار بیمارستان فریاد میزنید، او نیز ممکن است نوبت شما را به بهانه تنظیم نبودن ضربان قلبتان عقب بیندازد. در ادارات و بیمارستانها، ما با نگهبانان، پرستاران و پزشکان سر و کار داریم و رفتار شایسته ما باعث میشود کارمان به بهترین شکل انجام پذیرد. داد زدن سر افرادی که مسئول قوانین نیستند، هیچ مشکلی را حل نمیکند؛ مانند داستان ملا نصرالدین که زورش به گاو نمیرسید و گوساله را میزد. ما باید در هر کجای اجتماع، از تاکسی تا مطب پزشک، با احترام و سلام وارد شویم.
ما باید از رفتارهای ناهنجار و بیادبی دیگران درس بگیریم، همانطور که لقمان ادب را از بیادبان آموخت. بخشش و گذشت نیز باید در عمل وجود داشته باشد. برای کمک کردن، نیازی به ثروت کلان نیست، بلکه موضوع این است که به نسبت درآمد خود چقدر بخشش میکنیم. افرادی که دارای سرشت پاک و صالح هستند، میتوانند با محبت به دیگران کمک کنند. محبت نیازی اساسی برای انسان است و بیمحبتی میتواند افراد را به سمت خودکشی سوق دهد. اگر دیگران ما را دوست ندارند، باید درون خودمان را بررسی کنیم. همچنین محبت باید دوطرفه باشد؛ اگر به کسی خدمت میکنیم، باید اجازه دهیم او نیز به ما خدمت کند و هدیه ما را جبران نماید. این چرخه محبت در سی دی آموزگار2 به خوبی تشریح شده است.
هر کار ارزشمندی مانند تالیف و چاپ یک کتاب، مراحل متعددی دارد. برقراری دوستی و یاری رساندن به دیگران نیز شرایط و مراحل خاص خود را دارد و نباید به سرعت صمیمی شد. کارهای گروهی ما در کنگره زمانی به نتیجه میرسند که ابتدا خواستهها و مشکلات درونی خود را بیان و حل نماییم. تمام اتفاقات ابتدا در درون انسان رخ میدهند و سپس در بیرون نمایان میشوند؛ خواه درمان اعتیاد باشد، خواه کاهش وزن یا تحصیلات. در گروه ما، محبت و عشق به یافتن حقیقت کاملا حل شده است و تمامی اعضا به صورت داوطلبانه و بر اساس عشق کار میکنند. ما میخواهیم این حس در درون و بیرون شما نیز برقرار شود تا در زندگی با درب بسته مواجه نشوید.
یکسان بودن قوانین در تمام آفرینش خداوند به چشم میخورد. طبیعت آینه رفتار ماست؛ خشم بورزیم، خشم دریافت میکنیم و اگر آرام باشیم، آرامش خواهیم یافت. مطالبی که امروز در سی دی آموزگار2 مورد استفاده قرار میگیرد، مربوط به سی سال پیش یعنی سال هزار و سه صد و هفتاد و پنج است و ارزش آنها با گذشت زمان بیشتر مشخص میشود. این آموزشها کتابی نیستند که یک بار بخوانیم و رها کنیم، بلکه راهنمای همیشگی ما برای حرکت در صراط مستقیم هستند. ما تلاش میکنیم انسانهای بیشتری را به راه مستقیم هدایت نماییم و امیدواریم با حل مشکلات جهان فیزیکی، همگی به توفیق الهی دست یابیم و جامعهای سرشار از ادب و تعادل بنا کنیم.
نتیجهگیری
مفهوم کلیدی ارائه شده در این مبحث بر این اصل استوار است که درمان، رهایی و رشد انسان در گرو اصلاح جهانبینی و تصفیه جهان درون است
ما تا زمانی که صلح، گذشت، مسئولیتپذیری و تعادل را در درون خود حل نکنیم، نمیتوانیم در جهان بیرون با دیگران هماهنگ شویم و همواره با دربهای بسته مواجه خواهیم شد
رفتارهای بیرونی ما مانند عصبانیت، اضافه وزن و نپذیرفتن مسئولیت، همگی بازتابی از آشفتگی درون ما هستند؛ بنابراین با پذیرش آموزشهای مربی و حرکت در صراط مستقیم، میتوانیم ظاهر و باطن خود را به تطبیق رسانده و به سلامتی و آرامش حقیقی دست یابیم.
برداشت: همسفر فرزاد
تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا - نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
432