دومین جلسه از دوره بیستم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر حسین و استادی دستیار دیده بان مسافر حمید و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه "هفته دیده بان"، روز یکشنبه 1 شهریورماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
سخنان استاد محترم :
خداوند را سپاس که اجازه داد در کنگره ۶۰ باشیم، از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این فضا را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم آموزش بگیریم و هفته دیدهبان را به جناب مهندس و همه عزیزان تبریک عرض میکنم. ساخت مکان جدید شعبه هاتف را به همه تبریک میگویم امیدوارم که افراد زیادی زیر این سقف درمان شوند و به حال خوش برسند.
ما ۵۰ دستور جلسه در کنگره ۶۰ داریم که چند تای آن نیاز به تفکر بیشتری دارند.
در ظاهر نگاه کنیم میگوییم خوب هفته دیده بان است و عدهای کارشان را به اسمهای مختلف در جایگاه دیدهبان در حال انجام دادن هستند. خوب دست آنها هم درد نکند، اما اگر مقداری عمیقتر نگاه کنیم و بیشتر روی آن فکر کنیم، مادر کنگره از درمان صحبت میکنیم نه از ترک و درمان فوق ترک است سپس از تعادل صحبت میکنیم و میگوییم تعادل فوق درمان است.
زمانی که در ساختاری حرف از تعادل میشود آن ساختار بایستی ۱۰۰ خودش از تعادل لازم برخوردار باشد، یک راهنما نیز خودش باید تعادل داشته باشد تا بتواند در لژیون در مورد تعادل صحبت کند اگر فردی بخواهد چیزی را کمک کند یا بدهد باید خودش آن را داشته باشد، ساختار کنگره نیز باید از تعادل لازم برخوردار باشد تا بتواند افراد را به تعادل برساند.
جناب مهندس ساختار کنگره را جوری چیده است که فرد محور نباشد که اگر روزی شخصی از این ساختار جدا شد و یا به آن اضافه شد اتفاقی نیفتد.
مثلاً امروز ۵ نفر مرزبان هستند و فردا میروند یا یک نفر ایجنت هست و پس از مدتی شخص دیگری میآید، یک راهنما که در لژیون هست میرود و راهنمای جدیدی جای او را میگیرد.
ولی ساختار اصلی آن لژیون و یا شعبه تغییری نخواهد کرد.
این امر چگونه اتفاق میافتد؟
اگر در کارگاه یا شرکتی یک نفر جابجا شود کل آن ساختار به هم میریزد، اما در کنگره این اتفاق نمیافتد و دلیل آن قانونمند بودن این ساختار میباشد، این ساختار با نظم و تفکر عظیم چیده شده است. این قوانین توسط چه افرادی وضع و یا نوشته شدهاند یا میشوند؟
چه کسی میگوید که امروز ساعت ۵ زنگ کارگاه آموزشی خورده شود و روز دیگر ساعت ۴ این اتفاق بیفتد؟
جناب مهندس در راس این جریان هستند اما یک سری قانونگذار نیز وجود دارند. ما در کنگره افرادی داریم که قوانین را وضع میکنند روی آنها بحث میکنند و بر اجرای آنها نظارت میکنند آن هم با نگاهی بزرگتر نه با نگاه من حمید اکبری . من شعبه نجف آباد را میگویم افراد این شعبه چه ایجنت چه مرزبان چه سفر اول چه راهنما هر تصمیمی میگیرند حول محور نجف آباد میباشد و برای ارتقای شعبه نجف آباد صمیم میگیرند.
من فقط خودم را و نوک بینیام را میبینم اما فردی که در جایگاه دیدهبان است جمع و کل را میبیند، منفعت جمع را میبیند نه فرد را.
برای دیده شدن خدمت نمیکند بلکه برای دیدن خدمت میکند برای راحتی من خدمت میکند.
نظارت بر اجرای قوانین از وضع قوانین مهمتر است. دیدهبانها هم قانونگذار و هم ناظر بر اجرای قوانین هستند.
با چه نگاهی؟ نگاهشان به امروز هست اما با دیدگاه دیروز و برای آینده ی بهتر.
دیدهبانها به شدت انسانهای با تدبیر و با دید وسیع هستند و فوق العاده با گذشت هستند.
برا با یک مثال فرق آن را برای شما توضیح میدهم، همه ما برای خودمان به کنگره میآییم، در طول هفته هر روز به کنگره میآییم یا اگر در خانه باشیم یک گوشه در حال مصرفمان هستیم و به زندگی خود میرسیدیم. اما دیدهبانها هر روز در حال جابجایی هستند و بزرگترین بخشش را در خانوادههایشان انجام میدهند. از محبت همسر و محبت فرزند گذشتهاند. دنبال دیدهبانها بروید و ببینید از همه چیزشان گذشتهاند به خاطر اینکه من راحت اینجا بنشینم و درمان بشوم. انها میگذرند و میبخشند و خداوند پاسخ آنها را میدهد، اما ما آیهای در قرآن داریم که میگوید آیا جواب خوبی، خوبی نیست؟
من اینها را متوجه شدم حالا وظیفه من چیست؟ این خیلی مهم است که من در هر جایگاهی که هستم وظیفهام را به درستی انجام بدهم.
چه سفر اول چه سفر دوم و چه مرزبان چه راهنما چه در اوتیدر سایت و در هر جایگاهی که باشم آن وظیفهای که بر گردنم هست را به درستی انجام بدهم. دیده بان اعمال و افکار خودم باشم. در مرحله بعدی سپاسگزار افرادی باشم که به من خدمت میکنند.چرا باید قدردان باشم ؟ سی دی کفر استاد امین را حتماً گوش بدهید، میگوید برای دیده شدن خوبیهایت باید خوبیها را ببینی، اگر خوبیها را ندیدی بدیها از تو بیرون نمیآیند.
اگر قرار است حال من خوب باشد دیگران خوبیهای مرا ببینند و مرا دوست داشته باشند باید خوبیها را ببینم.
من همیشه این مثال را میزنم شما تولد یک بچه دعوتید و برایش قرار است کادویی بخرید اگر آن کودک کادو را گرفت و تشکر و قدردانی کرد، سال دیگر باز هم با کادو و حتی زودتر به تولد او میروی، ولی اگر کادو را گوشهای پرت کرد و گلایه کرد، سال دیگر به تولد او نخواهی رفت و حتی اگر بروی به تو سخت خواهد گذشت.
کائنات هم همین گونه هستند، زمانی که تو قدردانی میکنی و میگویی خدایا من نعماتی که بهم دادی را دیدم و من لایق بهترینم، خدایا من خوبیها را دیدم و لایق بهترینهام، دیدهبانها از فضا نیامدند آنها هم مثل ما سفر اول بودند و روی همین صندلیها نشستند، اما از خودشان گذشتند و یواش یواش جایگاههای مختلف را تجربه کردند تا به دیدهبانی رسیدهاند. یک شبه دیده بان نشدند.
انشالله بتوانیم در جشن دیدهبان آنگونه که شایسته خودمان است و آموزش دیدهایم و در شان خودمان هست سپاسگزاری کنیم. دیدهبانها نیازی به نگاه یا تشویق یا پاکت من ندارند، دیده بان برای رفتن به آبادان باید ۱۰ میلیون پول بلیط رفت و ۱۰ میلیون پول بلیط برگشت را بدهد!
غیر از مسائل مالی دوری از خانواده و کار و زندگی نیز هست . پس فکر نکنیم که من حمید دارم شق القمر میکنم.
طبق صحبت جناب مهندس، دیده بانها ستونهای کنگره ۶۰ هستند.
و بنای کنگره ۶۰ بر شانههای آنها استوار است. در قرآن نیز آیهای به همین منظور آمده است که میگوید
من کوهها را ستونهایی در زمین آفریدم. که تعادلش بهم نریزد. مثل میخ آنها را در زمین کوبیدم تا تعادل آن به هم نریزد،سی دی کوه استاد امین را گوش بدهید که کوه هرجایی باشد سبزه و طراوت و آب و زندگی جریان دارد. انشالله بتوانیم آنگونه که شایسته خودمان است و درکی که از هفته دیده بان و خدمت داریم، بتوانیم از این عزیزان به نحو شایسته قدردانی و سپاسگزاری کنیم. خودتان جناب مهندس و راهنماهایتان را تشویق کنید.

عکاس : مسافر سینا
ویرایش : مسافر علیرضا
ارسال : مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
216