اوایل که وارد کنگره شده بودم خیلی از چیزهایی که امروز برای من معنی دارد اصلاً برای من قابل درک نبود. اسمها را میشنیدم جایگاهها را میدیدم از قوانین و ساختارها صحبت میشد و من هم مثل خیلیهای دیگر فقط سعی میکردم بفهمم که اینجا چه خبر است و باید چه کار کنم، اما هرچه بیشتر به کنگره آمدم و آموزش گرفتم کمکم متوجه شدم که پشت خیلی از چیزهایی که برای ما عادی شده است سالها زحمت و تفکر وجود دارد و یکی از همینها دیدهبان است که شاید قبلاً وقتی اسم دیدهبان را میشنیدیم فقط به یک جایگاه فکر میکردیم اما امروز وقتی به این کلمه فکر میکنیم بیشتر از جایگاه، یک مسئولیت بزرگ در ذهن ما میآید.
مسئولیتی که شاید خیلی از ما فقط قسمت کوچکی از آن را ببینیم. ما معمولاً چیزی را میبینیم که جلوی چشم ما باشد. مثلاً: وارد شعبه میشویم، جلسه برگزار میشود، آموزش میگیریم، خدمتها انجام میشود و همه چیز به نظر ما طبیعی میآید اما کمتر به این فکر میکنیم که برای اینکه این نظم و آرامش وجود داشته باشد چه افراد متعددی باید به چیزهای زیادی فکر کنند، چه تصمیمهایی گرفته شود، چه چیزهایی بررسی شود، چه مشکلاتی پیش آمده و حل شده است و چه چیزهایی برای آینده در نظر گرفته شده است و وقتی ما به اینها فکر کنیم نگاه ما به دیدهبانها خیلی متفاوت میشود.
یکی از چیزهایی که در زندگی خیلی وقتها فراموش میکنیم این است که ما فقط نتیجه را میبینیم، ولی مسیر رسیدن به نتیجه را نمیبینیم، مثلاً: وقتی یک درخت بزرگ را میبینیم، شاید فقط به زیباییاش نگاه کنیم و کمتر به سالهایی فکر میکنیم که یک نهال کوچک بوده و کسی از آن مراقبت کرده است، کنگره هم همینطور است چیزی که امروز میبینیم، یکدفعه به وجود نیامده است و سالها تجربه، سختی، آموزش، اشتباه، اصلاح و خدمت پشت آن بوده است و به نظر من دیدهبانها بخشی از کسانی هستند که مسئولیت حفظ و ادامه این مسیر را بر عهده دارند.
این موضوع برای من قابل احترام است، یک سوال که همیشه برای من جالب بوده است که گاهی با خود فکر میکنم اگر قرار باشد یک تصمیم بگیریم که فقط روی زندگی خود ما اثر بگذارد، شاید تصمیم گرفتن خیلی سخت نباشد اما اگر همان تصمیم روی زندگی تعداد زیادی از انسانها اثر داشته باشد آنوقت دیگر نمیتوانیم فقط بگوییم: من این را دوست دارم یا من اینطور فکر میکنم باید بیشتر فکر کنیم و همه جوانب را ببینیم، باید حواس ما به آینده باشد اینجا است که میفهمیم چرا مسئولیت دیدهبان بودن ساده نیست.
یکی از سختترین قسمتهای خدمت همین است که همیشه نمیتوان طبق میل خود رفتار کرد و گاهی باید چیزی را انتخاب کرد که شاید راحتترین انتخاب نباشد، اما برای مجموعه بهتر باشد و این را وقتی در زندگی خود فکر میکنم، بیشتر میفهمم؛ چون خود من هم بارها در زندگی بین چیزی که دوست دارم و چیزی که درست است گیر کردهام و این دو همیشه یکی نیستند.
چیزی که کنگره به ما یاد داده است و در کنگره کمکم فهمیدیم این است که آدم اگر بخواهد فقط دریافتکننده باشد، یک جایی متوقف میشود.
اوایل شاید فقط میخواهیم چیزی را یاد بگیریم ولی بعد کمکم دل ما میخواهد کاری برای دیگران انجام دهیم؛ یعنی یک روز فقط به فکر خودمان باشیم و روز دیگر ببینیم که حال یک فرد دیگر هم برای ما مهم شده است. به نظر من خدمت دقیقاً از همینجا شروع میشود و دیدهبان بودن یکی از نمونههای بزرگ همین نگاه است اینکه من فقط برای خودم تصمیم نمیگیرم باید به مجموعهای فکر کنم که افراد زیادی با امید و اعتماد وارد آن شدهاند.
خدمت همیشه با تشویق همراه نیست. این قسمت خیلی قابل تأمل است ما معمولاً وقتی از کسی تشکر میکنیم که نتیجه کار آن فرد را دیده باشیم ولی آیا همه خدمتها دیده میشوند؟ نه، گاهی ممکن است کسی ساعتها وقت بگذارد، فکر کند، تصمیم بگیرد یا مشکلی را حل کند و هیچکس حتی نداند این اتفاق چطور افتاده است، که همینجا است که معنی واقعی خدمت مشخص میشود. اگر فقط زمانی خدمت کنیم که دیگران ببینند اسم آن خدمت باشد ولی باز هم چیزی کم دارد، خدمت واقعی زمانی قشنگتر میشود که آدم بداند کار او برای درست بودن خود ارزش دارد، حتی اگر کسی او را تشویق نکند.
این نگاه را در خیلی از خدمتگزاران کنگره میبینیم و برای ما بسیار ارزشمند است.
هفته دیدهبان را از صمیم قلب به دیدهبانان محترم کنگره ۶۰ تبریک میگویم و امیدوارم همیشه کسانی باشندکه برای آینده فکر کنند، برای امروز تلاش کنند و بدون اینکه منتظر دیده شدن باشند، خدمت کنند.
نویسنده: همسفر سمیه ( لژیون ششم )
رابط خبری: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر سارا( لژیون ششم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
66