دیدهبان بودن، قصهی چشمهاییست که سالها بیدار ماندند تا چراغی در دلِ مسافران خاموش نشود. در کنگره ۶۰، دیدهبان یعنی کسی که از جنسِ عشق، مسئولیت را به دوش میکشد؛ بیهیاهو، بیادعا و بیمنت.
او دردِ رفتن را میشناسد؛ زمین خوردن را دیده و معنای دوباره برخواستن را با تمام وجود لمس کرده است.
هر کلامش میتواند دستی باشد برای گرفتنِ دستی که در تاریکی، دنبالِ راه میگردد.
هر قدمش، ادامهی همان نوریست که روزی مسیرِ خودش را روشن کرد.
هفته دیدهبان، فقط یک مناسبت نیست؛ فرصتیست برای گفتنِ یک «سپاس» عمیق، به تمام دلهایی که برای بیداریِ انسانها تپیدهاند.
سپاس برای نگاههایی که خسته نشدند، برای دلهایی که امید را فراموش نکردند و برای دستهایی که همیشه به سوی خدمت دراز بودند.
شاید نتوان بزرگیِ این راه را با واژهها اندازه گرفت؛ اما میتوان با تمام قلب گفت: دیدید، ماندید و چراغ شدید
و چه زیباست که در مسیرِ رهایی، کسانی باشند که بیدار بمانند تا هیچ مسافری در تاریکی، راهش را گم نکند.
زیرا گاهی یک نگاهِ آگاه، میتواند سرنوشتِ یک انسان را از تاریکی به روشنایی تغییر دهد.
گاهی یک کلامِ بهموقع، امیدی را در دل زنده میکند که سالها زیر خاکسترِ ناامیدی پنهان مانده است.
دیدهبانان، بیآنکه نامشان بر سر زبانها باشد، بخشی از این مسیر را با عشق ساختهاند و چه شکوهی دارد خدمت، وقتی مقصدش آرامشِ دلِ انسانی باشد که دوباره زندگی را پیدا کرده است.
پس این هفته، با تمام احترام میگوییم: سپاس برای تمام نگاههای بیدار، دلهای عاشق و قدمهایی که راهِ رهایی را روشنتر کردند.
نویسنده: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
101