English Version
This Site Is Available In English

کنگره؛ مسیر آموختن درست زندگی کردن

کنگره؛ مسیر آموختن درست زندگی کردن

ششمین جلسه، از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی امیرکبیر، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر میثم با دستور جلسه «وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ کاملاً اجرا نمائیم» چهارشنبه 28 مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.

تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم که به من اعتماد کردند و اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم. همچنین از نگهبان محترم، ایجنت شعبه و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم.

من از شعبه امیرکبیر حس بسیار خوبی می‌گیرم. در سی‌دی «جاذبه»، استاد می‌گویند که همه‌چیز حس است و حس می‌تواند کمک بسیاری به انسان کند.

اگر بخواهم درباره دستور جلسه وادی ششم صحبت کنم، هیچ‌وقت نمی‌توانم مانند استاد به این روانی صحبت کنم و وادی را باز کنم. منِ محمد، که دو بار کلاس اول ابتدایی را خوانده‌ام، هم به‌خوبی متوجه می‌شوم؛ چه رسد به کسانی که تحصیلات بالایی دارند.

یکی از ارکان اصلی کنگره ۶۰ این است که هر قشری وارد کنگره شود، می‌تواند موضوع را درک کند. به شرط آنکه خودش را به خواب نزند و در مسیر قرار داشته باشد. آقای مهندس مسیر را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌اند که منِ محمد، با وجود اینکه سواد زیادی ندارم، بتوانم آن را بفهمم؛ چه رسد به کسانی که تحصیلات بالایی دارند.

وادی ششم به من می‌گوید: محمد، کارهای جزئی را انجام بده. اگر صبح زود از خواب بیدار شدی، رختخوابت را جمع کن. اگر به کنگره می‌آیی، سر ساعت بیا. اگر کاری نداری، برو سر کار. همین کارهای ساده و جزئی را انجام بده و نیایم در ذهن خودم موضوع را بیش از اندازه بزرگ کنم که عقل چه می‌گوید و من باید چگونه با جهان هستی ارتباط بگیرم.

اصلاً نباید این‌گونه به موضوع نگاه کنم. باید این‌طور ببینم که وقتی فرمان خداوند را اجرا کنم، به حال خوب و به فرمان عقل می‌رسم. این موضوع عجیب و غریبی نیست.

راهنما به من برنامه داده است؛ کافی است طبق برنامه راهنما حرکت کنم و موضوع را پیچیده نکنم. همین‌ها کارهای جزئی هستند. وقتی بتوانم کارهای جزئی را درست انجام بدهم، رسیدن به کارهای کلی نیز برایم بسیار آسان خواهد شد.

اصلاً امکان‌پذیر نیست که هم بخواهی گریز بزنی و هم حال خوبی داشته باشی. این را منی می‌گویم که سه بار سفر کرده‌ام؛ اینکه بخواهی روی برنامه نباشی و در عین حال حالت خوب باشد، امکان‌پذیر نیست.

جهان هستی به این شکل بنا شده است که انجام می‌دهی و جهان هستی به تو می‌بخشد. اما نیروهای شیطانی این‌گونه نیستند؛ ابتدا به تو می‌بخشند تا جذبت کنند و زمانی که جذب شدی، زیر پایت را خالی می‌کنند.

اگر من نتوانم با همسایه‌ام درست برخورد کنم و او ماشینش را جلوی خانه من پارک کرده باشد، کار سختی نیست؛ می‌روم زنگ خانه‌اش را می‌زنم و می‌گویم: «ماشینت را جابه‌جا کن.» دیگر لازم نیست ماشین او را پنچر کنم.

وقتی ماشین کسی را پنچر می‌کنی، ممکن است او هم با چاقو به شکم تو بزند و خیلی راحت یک اتفاق ساده تبدیل به قتل و جنایت شود. امروز زندان‌ها پر از آدم‌هایی هستند که بر سر جای پارک، شوخی کردن، ترساندن و مسائل کوچک، زندگی خود و دیگران را از بین برده‌اند.

چرا؟ چون به عقل خود رجوع نکرده‌اند.

در حالی که با یک کار بسیار ساده می‌توانستی موضوع را حل کنی؛ می‌توانستی بروی و زنگ خانه طرف را بزنی. اگر کسی پیچید و جلوی راهت را گرفت، لازم نیست سریع از کوره در بروی. می‌توانی به مسیرت ادامه بدهی، نه اینکه بلافاصله شیشه ماشین طرف را بشکنی.

امروز من باید درست زندگی کردن را در کنگره یاد گرفته باشم. اگر آن را یاد نگرفته باشم، باید تاوانش را بدهم؛ چون امروز آگاهی دارم و اگر با وجود این آگاهی کار اشتباهی انجام دهم، جهان هستی مرا زمین خواهد زد.

من همیشه خداوند را شکر می‌کنم که کنگره ۶۰ را سر راه من قرار داد. اگر کنگره نبود، منِ محمد با آن افکار و اندیشه‌هایی که داشتم و با توجه به محله‌ای که در آن زندگی می‌کردم، جایی که روزانه مقدار زیادی مواد در آن جابه‌جا می‌شود، شاید امروز یا اعدام شده بودم یا حبس ابد داشتم.

این جای شکر دارد.

من باید سپاسگزار خداوند باشم. اگر سپاسگزار خداوند نباشم، ممکن است خداوند حال خوب را از من بگیرد و به شخص دیگری بدهد و بگوید: تو لیاقت این نعمت را نداری.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما ممنون و متشکرم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .