برای به وجود آوردن هر ساختاری، تعادل شرط اول است. اگر اولین شرط وجود داشت، میشود روی آن ساختار کار کرد. تفاوت بین موجودات زنده و غیر زنده همین تعادل است. وقتی بدن یک موجود زنده آسیب میبیند؛ میتواند خودش تخریب به وجود آمده را برطرف کند. پس تعادل بنیان حیات است. درمان در درون شخص است به شرط اینکه ما شرایط را برای جسم فراهم کنیم یعنی برای درمان اعتیاد، طی کردن زمان مناسب به روش DST و داروی OT.
در رابطه با مسئله ظرفیت و مسئولیت، ظرفیت چیزی نیست جز دانایی. هر چیزی یک گنجایشی دارد؛ هر چه گنجایش بیشتر باشد چیزهای بیشتری در خود جای میدهد. دانایی در انسانها، مختلف است .اگر چیزی خارج از ظرفیت انسان، به او داده شود، نمی تواند بپذیرد ولی بر اساس دانایی میشود در حد توان پذیرفت. اگر کمتر از دانایی به او بدهند، شخص نمیتواند توانایی و خصلتهای خوب خود را نشان دهد. وقتی کسی قابلیت های زیادی دارد ولی مسولیت کوچک به او بدهند، در او اختلال به وجود میآید.
گاهی این اتفاق بر عکس میشه یعنی شخص در حد میکروفن گردان است ولی او را مرزبان میکنیم. هنوز وقتش نشده که مسولیت سنگین به او داده شود یعنی به این ظرف بیش از گنجایش آن آب دادهایم و باعث میشود، آب سرریز شود. اطراف آن به مرور تبدیل به مرداب میشود و گیاهان هرز آنجا میرویند. آدمهایی که اطراف اون شخص جمع میشوند، مرتبط با کاری که باید انجام شود، نیستند.
ما در کنگره به این دانش رسیدهایم که جایگاه به تنهایی مهم نیست. شاید این تصور ما باشد، که جایگاه آرامش به وجود میآورد ولی در عمل متفاوت است. در تمام مسائل باید به اندازه ها توجه کرد. اگر انسان در جایگاهی قرار بگیرد که کم یا زیاد باشد در هر دو صورت دچار مشکل میشود.
همیشه خدمت گرفتن خوب نیست، اندازه دارد. اگر رعایت نکنیم به خود، خانواده یا دیگران آسیب میرسانیم. چون عدهای برای آن جایگاه آماده هستند که اگر به آنها برسد، هم برای خودشون و هم دیگران سودمند خواهد بود.وقتی شخص ده تا خدمت گرفته همه جا هست ولی در عمل ، عملکرد درستی ندارد؛ چون انرژی به حد کافی وجود ندارد.
منبع: سی دی خدمت استاد امین
نویسنده: راهنما همسفر نرگس (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر لیلا رابط لژیون مرزبانی
ویرایش و ارسال: همسفر عاطفه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
102