شهر وجودی انسان از دو هسته تشکیل شده است؛ هسته جسم که همان صور آشکار است و هسته خارجی که صور پنهان را تشکیل میدهد. هسته جسم که به آن کالبد فیزیکی یا کالبد اول میگویند، برای ما کاملاً قابل رؤیت است؛ مانند مغز، قلب، دست، پا و سایر اجزای بدن که توسط پنج حس ظاهری درک میشوند. در صور پنهان انسان نیز اجزای اصلی و اساسی مانند نفس، عقل، روح و ذهن وجود دارند که هرکدام نقش مهمی در وجود انسان ایفا میکنند. در این وادی با بخشهای مختلف وجود خود بیشتر آشنا شدم و متوجه شدم که شناخت صور آشکار و پنهان میتواند، دیدگاه انسان را نسبت به خودش و مسیر زندگی تغییر دهد.
در مورد «روح» آموختم که روح نابود نمیشود و چیزی به نام «روح خبیث یا بد» وجود ندارد؛ زیرا روح را قدرت مطلق در وجود انسان قرار داده است و ذاتاً پاک است. آنچه میتواند خبیث یا بد باشد و یا نابود شود «نفس» است. در این وادی متوجه شدم که هنگام مرگ چیزی به نام «قبض روح» نداریم؛ بلکه فرشتگان مرگ «نفس» انسان را تحویل میگیرند و روح از کالبد جدا میشود. این آموزش باعث شد نگاه متفاوتی نسبت به روح و نفس پیدا کنم و بیشتر به این موضوع فکر کنم که انسان باید در طول زندگی برای شناخت و تزکیه نفس خود تلاش کند و صفات درونی خود را به سمت ارزشها هدایت نماید.
نفس تعیینکننده موجودیتی است که ظاهر و باطن انسان را نمایان میکند. اگر نفس به طرف خوبی، نیکی و زیبایی حرکت کند انسان در صراط مستقیم قرار میگیرد و به دلیل آگاهی از مسیر منحرف نمیشود؛ اما اگر نفس به سمت زشتیها و ضدارزشها سوق داده شود فرد در جهل و نادانی عمر خود را تباه میکند؛ بنابراین جهت حرکت نفس و میزان آگاهی انسان نقش بسیار مهمی در ساختن شخصیت و مسیر زندگی او دارد. هرچه آگاهی انسان بیشتر شود میتواند خواستههای نفس خود را بهتر بشناسد و انتخابهای درستتری داشته باشد. این موضوع به من یادآوری میکند که برای تغییر شرایط زندگی ابتدا باید از درون خودم شروع کنم و با آموزش و تزکیه و پالایش قدمبهقدم در مسیر ارزشها حرکت کنم.
نکته مهم این است که صفات نیکو و ارزشی با مرگ از انسان جدا نمیشوند و همراه او باقی میمانند. همچنین صفات زشت و ضدارزشی نیز پس از مرگ همراه انسان هستند. برای مثال اگر فردی اعتیاد داشته باشد با مرگ او این صفت از بین نمیرود. همانطور که صفت کمک به همنوعان نیز تا ابد با انسان همراه خواهد بود. این موضوع برای من اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد آنچه انسان در طول زندگی در وجود خود به وجود میآورد و پرورش میدهد ماندگار است؛ بنابراین باید مراقب رفتار، افکار و صفات خود باشیم و بدانیم هر قدمی که در مسیر ارزشها یا ضدارزشها برمیداریم در وجود ما اثر خود را باقی میگذارد و بخشی از شخصیت ما را شکل میدهد.
در پایان یادآوری این نکته بسیار زیباست که آقای مهندس میفرمایند: «پایان هر نقطهای، سرآغاز خط دیگری است.» این جمله برای من یادآور این است که هیچ پایانی به معنای تمام شدن مسیر نیست و هر پایان میتواند آغاز مرحلهای تازه در مسیر تکامل و حرکت انسان باشد. آموختهام که زندگی مجموعهای از مراحل مختلف است و انسان در هر مرحله میتواند آموزش بگیرد و قدمی به سمت آگاهی بیشتر بردارد. امیدوارم بتوانم با شناخت بهتر نفس و توجه به صفات درونی خود در مسیر ارزشها حرکت کنم و از آموزشهای کنگره ۶۰ در زندگی استفاده نمایم تا در ادامه مسیر بتوانم تغییرات مثبتی در خود ایجاد کنم.
منبع: سی دی وادی چهارم
نویسنده: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر صنم رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر دوم
ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28