English Version
This Site Is Available In English

من در جایی سرمایه‌گذاری می‌کنم که در حال رقم زدن اتفاقات بزرگ در تاریخ است

من در جایی سرمایه‌گذاری می‌کنم که در حال رقم زدن اتفاقات بزرگ در تاریخ است

پنجمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار ویژه همسفران آقا، نمایندگی ستارخان به استادی راهنمای محترم همسفر علی ، نگهبانی همسفر علی ،دبیری موقت همسفر محمد و  خزانه داری همسفر فرید با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من"  راس ساعت 14:30 آغاز به کار نمود.

 

 

خلاصه سخنان استاد:

هفته دیدبان را تبریک می‌گویم. همین هفته، روز چهارشنبه، آقای مهندس در برنامه زنده گفتند که دیدبان‌ها ستون‌های کنگره هستند. در این دو هفته اخیر هم که سایت را نگاه می‌کردم، متوجه برنامه سفرهای دکتر امین شدم؛ از خرم‌آباد و چالوس گرفته تا تبریز، دائم در سفر بودند تا به جاهای مختلف سر بزنند و پیام کنگره را انتقال دهند. آقای مهندس همیشه می‌گویند که باید درباره شرایط گذشته کنگره صحبت شود. ایشان تعریف می‌کردند که در گذشته برای برگزاری یک افطاری ساده، پول کافی برای پختن آش شعله‌قلمکار هم نداشتند. چهارشنبه در همان برنامه زنده می‌گفتند که برای افطاری، قالب پنیر را با نخ می‌بریدند تا حداقل ظاهر ماجرا حفظ شود.

می‌خواهم بگویم کنگره از چنان شرایطی به جایگاه امروز رسیده است؛ به جایی که من، علی، پنج یا شش سال پیش به‌راحتی به اینجا آمدم، سیگارم را درمان کردم، مسافرم درمان شد و توانستم درسم را در دانشگاه ادامه دهم. خدا را شکر، شرایط خانواده‌ام بسیار خوب شد. حالا وقتی به کنگره می‌آیم، سقفی بالای سرم هست، کولری روشن است و یک استکان چای برایم می‌آورند. امروز به جایی رسیده‌ایم که بیش از صد نمایندگی در کشور داریم که فکر می‌کنم با احتساب پارک‌ها، تعدادشان به حدود دویست عدد می‌رسد و جمعیت اعضای کنگره از صد و پنجاه یا شصت هزار نفر فراتر رفته است.

حالا می‌خواهم دستور جلسه، یعنی وادی ششم، را از دو زاویه‌ای که به آن فکر کرده‌ام برایتان باز کنم. نگاه اول، یک نگاه عاقلانه به لژیون سردار است. چطور می‌توانم وادی ششم را، که می‌گوید «حکم عقل را در قالب یک فرمانده اجرا نمایید»، به لژیون سردار ارتباط دهم؟ من می‌خواهم به این موضوع نه از دیدگاه حس، بلکه کاملاً عاقلانه و منطقی نگاه کنم. وقتی می‌بینم کنگره از آن شرایط سخت به جایگاه فعلی رسیده، به یاد حرف آقای مهندس می‌افتم که می‌گویند: «آبروی علم به عمل آن است.»

کنگره دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟ در سی‌دی «چله»، آقای مهندس به یکی از معضلات بزرگ جامعه، یعنی اضافه‌وزن، اشاره می‌کنند. من هم به واسطه شغلم که در داروخانه است، هر روز با این مسئله روبه‌رو هستم. چند وقت پیش خانمی به داروخانه آمد و گفت: «پسرم معده‌اش را عمل کرده و من هم نوبت عمل دارم، اما هنوز شرایطش را ندارم. تو را به خدا اگر راهی هست، به من بگو تا از این اضافه‌وزن نجات پیدا کنم.» گفتم: «بله، راهش هست.» کتاب «ساختمان جسم» را همراهم داشتم و به او نشان دادم و گفتم: «راهش این کتاب است.» آقای مهندس هم تأکید کرده‌اند که حتماً این کتاب را هدیه بدهید. برای آن‌هایی که سفر کرده‌اند، این کار واجب شده است؛ به ازای کاهش هر یک کیلوگرم وزن، یک کتاب، و برای دیگران هم مستحب است. آن خانم بسیار تشکر کرد. حتی اگر کسی این روش را انجام ندهد، باز هم این کتاب یک علم درست است که خوب است در هر خانه‌ای یک نسخه از آن وجود داشته باشد.

از این موارد در داروخانه بسیار زیاد است و بازار داغی هم برای درمان چاقی به راه افتاده، مانند آمپول‌های «اسپارتینا». می‌بینم که مردم ده میلیون، پانزده میلیون و حتی هفده میلیون تومان برای این آمپول‌ها هزینه می‌کنند. لاغر هم می‌شوند و جواب می‌گیرند، اما به قیمت مریض شدن. من در منابع مختلف مطالعه کرده‌ام که این آمپول‌ها بر مغز تأثیر منفی می‌گذارند، سیستم عصبی را تحلیل می‌برند و به سیستم گوارش، که آقای مهندس آن را قلب دوم بدن می‌دانند، آسیب می‌زنند. عوارضی مثل ریزش مو و پوک شدن و لق شدن دندان‌ها هم به همراه دارند. حالا ببینید که مسئله اضافه‌وزن با دانش آقای مهندس و روش «دژاکام» چقدر راحت حل شده است. ما اینجا علیرضا را داریم که ده کیلو وزن کم کرده. رضا را در پارک داریم که هفتاد کیلو کم کرده. ماهان و احمد هم هستند. احمد ده کیلو وزن کم کرد. آقا محمد هم بیست و هشت کیلو با همین روش وزن کم کرده است.

بحث بعدی سیگار است. من خودم روزی یک یا دو پاکت سیگار می‌کشیدم. دندان‌هایم خراب شده بود و مشکلات گوارشی پیدا کرده بودم. با وجود هفت یا هشت سال تحصیلی که در این حوزه داشتم، می‌دانستم که علم پزشکی راه درمان قطعی برای سیگار ندارد. اما آقای مهندس با روش «دی‌اس‌تی» و آدامس نیکوتین، راهی را نشان دادند که من آن‌قدر راحت سفر کردم که اصلاً متوجه نشدم. علیرضا هم سفر سیگار کرد و حالا خودش راهنمای درمان سیگار شده است.

و اما مسئله خود اعتیاد؛ فرقی نمی‌کند آنتی‌ایکس، هروئین، شیشه، مشروبات الکلی یا حشیش باشد. اعتیاد بلایی است که بر سر دنیا آمده و به گفته آقای مهندس، در آمریکا چاقی و اعتیاد بزرگ‌ترین معضلات جامعه هستند. همه این‌ها در کنگره به‌راحتی درمان می‌شود. علاوه‌بر این، مقالات علمی کنگره در سطح جهانی منتشر شده‌اند. معتبرترین مقاله آقای مهندس در مورد بیماری ام‌اس در سایت دانشگاه هاروارد آمریکا، که از بهترین دانشگاه‌های جهان است، به چاپ رسیده است. اگر بخواهید، می‌توانم لینک آن را در گروه بفرستم تا خودتان مقاله را در آن سطح علمی ببینید.

تمام این دستاوردها از کجا آمده است؟ اگر لژیون سردار نبود، این اتفاقات ممکن نمی‌شد. کنگره‌ای که روزی به گفته آقای مهندس پول خرید آش شعله‌قلمکار را نداشت، امروز به جایی رسیده که مقالاتش در دانشگاه هاروارد و بریستول انگلستان منتشر می‌شود. آقای مهندس می‌گویند هر سیستمی برای پیشرفت به سه چیز نیاز دارد: نیروی متخصص، منابع مالی که همان لژیون سردار است، و علم و دانش. پس وقتی من عاقلانه به این موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم که در جایی سرمایه‌گذاری می‌کنم که در حال رقم زدن اتفاقات بزرگ در تاریخ است. این نگاه من، نه از روی تعصب، بلکه کاملاً منطقی است.

این‌ها اتفاقاتی است که در سطح سیستم کنگره می‌افتد؛ سیستمی که آقای مهندس آن را این‌گونه برنامه‌ریزی کرده‌اند. اما در سطح فردی چه اتفاقی برای من می‌افتد؟ آقای دکتر امین در پارک لاله در این باره صحبت کردند و زندگی را به یک بازی ویدئویی تشبیه کردند. ایشان گفتند آدم‌ها سه دسته هستند و هر کس در این بازی، جان و انرژی مشخصی دارد. یک دسته از انسان‌ها «انفاق» می‌کنند و دسته‌ای دیگر «گذشت». سیستم به کدام گروه انرژی بیشتری می‌دهد؟ به کسانی که تمام انرژی خود را صرف عیش و نوش خودشان می‌کنند یا به کسانی که گذشت و انفاق می‌کنند؟ دکتر امین تفاوت این دو را هم خیلی زیبا توضیح دادند. «انفاق» یعنی من سیر هستم، غذا و نوشیدنی‌ام را کامل خورده‌ام و حالا تکه نانی هم به دیگری می‌دهم. اما «گذشت» یعنی من هنوز سیر نشده‌ام؛ یک پرس چلومرغ جلویم گذاشته‌اند، مقداری از آن را در بشقاب دیگری می‌ریزم و به فرد دیگری می‌دهم، درحالی‌که خودم هنوز گرسنه‌ام. این بالاترین مرحله‌ای است که یک انسان می‌تواند به آن برسد و من هم تلاش می‌کنم تا به چنین درک و فهمی از این موضوع برسم.

در پایان، بار دیگر این هفته را تبریک می‌گویم. امیدوارم بتوانم این آموزش‌ها را به‌درستی منتقل کنم و مهم‌تر از آن، آن‌ها را کاربردی کنم. این همان چیزی است که آقا مهرداد عزیز و استاد، دکتر امین، همیشه به من گفته‌اند. حرف زدن درباره این مفاهیم زیباست، اما مهم این است که بتوانم آن‌ها را در زندگی روزمره، در خانواده و در محیط کارم پیاده کنم. ان‌شاءالله که در این مسیر موفق باشم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از شما سپاسگزارم.

 

 

مسثول سایت همسفران شعبه ستارخان: محمد رهجوی لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .