English Version
This Site Is Available In English

مقاله راهنما همسفر عطا: عقل، فرمانروای فناناپذیر در شهر وجودی انسان

مقاله راهنما همسفر عطا: عقل، فرمانروای فناناپذیر در شهر وجودی انسان

**به نام قدرت مطلق الله**

**دستور جلسه هفتگی:**

**«وادی ششم و تأثیر آن روی من (حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، کاملاً اجرا نماییم)»**

**نویسنده:** راهنما همسفر عطا، همسفران آکادمی

زنجیره وادی‌های آموزشی کنگره ۶۰، از وادی اول که با پیام بنیادین «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد» شروع می‌شود تا وادی چهاردهم که به قله شکوه و حقیقت «عشق و محبت» منتهی می‌گردد، مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از قوانین ناب زیستن و درس‌های راستین آفرینش هستند. این چهارده وادی در بستری علمی، کاربردی و عمیق، انسان جویای رهایی را در سه محور اساسی یاری کرده و به حرکت او سمتی اصولی، منطقی و الهی می‌بخشند:

۱- شناخت حقیقی انسان نسبت به ساختار وجودی خویشتن (صور آشکار و صور پنهان).

۲- چگونگی زیستن در صراط مستقیم، فاصله گرفتن از ضد‌ارزش‌ها و رهایی از بند تاریکی‌های درون و برون.

۳- ارتقای کیفی در مناسبات محیطی و اجتماعی، شامل بازسازی و بهبود پیوندهای محبت‌آمیز در خانواده، محیط کار و جامعه.

به بیانی دیگر، هر یک از این وادی‌ها پله‌ای استوار از یک فرآیند آموزشی و تکاملی به‌شمار می‌روند. زمانی که انسان با تفکر و تمرین بر روی هر پله قرار می‌گیرد، مطابق با قانون و پیام آن وادی آموزش می‌بیند و با کاربردی کردن آن، بخشی از زنگارها و ضدارزش‌های پیشین از شهر وجودی‌اش پاک و صیقل داده می‌شود. با طی هر مرحله، فرد گامی از ظلمت و ضدارزش‌ها فاصله گرفته و در مقابل، گامی بزرگ به شناخت حقیقت خود، آرامش و ارتباطی متعادل با محیط اطراف نزدیک‌تر می‌شود.

**وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، کاملاً اجرا نماییم**

این وادی با بیانی قاطع و روشن تأکید می‌کند که انسان برای رسیدن به تعادل، صلح درونی و رستگاری، ناگزیر است به فرمان عقل نزدیک شود و حکم آن را در شهر وجودی خود به اجرا درآورد. اما پرسش بنیادین اینجاست که چرا رسیدن به فرمان عقل تا این اندازه حیاتی و سرنوشت‌ساز است؟

پاسخ در این حقیقت نهفته است که عقل یکی از اساسی‌ترین، کلیدی‌ترین و شگفت‌انگیزترین مولفه‌های صور پنهان در انسان است؛ به گونه‌ای که بدون هدایت و پرتو این نیروی الهی، تجربه یک زندگی شایسته شأن و منزلت انسانی ناممکن خواهد بود. فلسفه و منظور اصلی از آفرینش عقل در نهاد انسان، درک جهان هستی و پی بردن به اسرار آفرینش بر مبنای خواست و حکمت پروردگار است. خداوند عقل را آفرید و آن را در وجود آدمی به ودیعه نهاد تا به واسطه آن، هستی و قوانین جاری در آن شناخته شود. بی‌تردید تمام پیشرفت‌ها، کشفیات، دستاوردهای گوناگون علوم بشری و فن‌آوری‌ها بر مدار شناخت هستی شکل گرفته و همگی وامدار و مرهون قوه تعقل و اندیشه انسان هستند. همچنین به اذن و فضل الهی، قوه تعقل در انسان قابلیتی شگرف برای رشد، ارتقا و تکامل دارد تا فرد در طول حیات زمینی خود پیوسته در فهم درست پدیده‌ها، شناخت مسیر خیر و شر و بالاتر از همه، یافتن روش‌های منطقی و کارآمد برای حل مسائل و عبور از تاریکی‌ها، به راه‌هایی نو و گشاینده دست یابد.

در بیانات بزرگان و حکمت‌های کهن آمده است که «علم، گنجینه‌ای فناناپذیر است و عقل، لباسی همیشه نو و فاخر است که هرگز غبار فرسودگی و کهنگی بر آن نمی‌نشیند.» عقل از جنسی است که ابتدا و انتهایش نامعلوم است و در روایات دینی تصریح شده که نخستین آفریده پروردگار عقل بوده و خداوند در میان خلق خویش، نعمتی والاتر و برتر از عقل تقسیم نکرده است. در بیان جایگاه بی‌بدیل این موهبت عظیم، یکی از حکیمان به زیبایی مناجات می‌کند:

«خداوندا! آن کس را که عقل دادی، چه ندادی؟ و آن کس را که عقل ندادی، پس چه دادی؟»

در روز الست بهتر از نعمت عقل

خالق به میان خلق تقسیم نکرد

در روایتی گرانسنگ از امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) آمده است که از برجسته‌ترین و والاترین رسالت‌های پیامبران الهی، برانگیختن و آشکار ساختن گنجینه‌های مدفون و پنهان عقل در نهاد انسان‌هاست. این امر نشان می‌دهد که عقلانیت صرفاً یک فضیلت اخلاقی در کنار سایر فضایل نیست، بلکه رکن محوری، قطب‌نما و شالوده اصلی تمام رفتارها، کنش‌ها، منش و جهت‌گیری‌های انسان در عرصه زندگی فردی و جمعی است. اعمال و تصمیمات آدمی، از کوچک‌ترین کارهای روزمره تا بزرگ‌ترین مقاصد حیات، اگر مبتنی بر تعقل و تفکر سالم باشند، ارزشمند و منشأ خیر خواهند بود؛ و چنانچه از مدار عقل خارج شوند، نه‌تنها ارزشی ندارند، بلکه برای خود فرد و دیگران خسارت‌بار و ویرانگر خواهند شد. نقل است که به یکی از انبیای الهی اختیار داده شد تا از میان سه موهبت «عقل»، «حیا» و «دین» یکی را برگزیند؛ آن پیامبر عقل را انتخاب کرد، اما در همان هنگام دین و حیا نیز اعلام کردند که مأمورند همواره همراه و همگام با عقل باشند. این تمثیل ژرف گویای آن است که دین‌داری حقیقی، اخلاق و حفظ حرمت‌ها همگی در سایه خردورزی و تعقل راستین معنا پیدا می‌کنند.

**جایگاه عقل در شهر وجودی انسان**

عقل از اجزای صور پنهان است و بر خلاف تصور عموم، جایگاه آن در مغز فیزیکی نیست؛ بلکه مغز تنها نقش یک مترجم، هماهنگ‌کننده و ابزار ارتباطی میان جهان فیزیکی و فرامین عقل در صور آشکار را ایفا می‌کند. عقل در ظرف نفس انسان که خود نیز از صور پنهان است قرار دارد. عقل پدیده‌ای فناناپذیر و بقادار است که با فرا رسیدن مرگ جسم هرگز نابود نمی‌شود. به همین علت است که انسان‌ها به زیارت مزار بزرگان، اولیا و درگذشتگان خود می‌روند و با آنان پیوند قلبی برقرار می‌سازند؛ زیرا حقیقت انسان، حافظه، شعور، عقل و بار تجربیات او پس از جدا شدن از کالبد مادی محفوظ مانده و به جهان‌های دیگر منتقل می‌شود.

**از تفکر تا صدور فرمان عقل و مفهوم اختیار**

در پنج وادی نخست کنگره ۶۰، عمده تمرکز آموزش‌ها بر مقوله تفکر است. حتی در وادی پنجم تأکید می‌شود که ساختارهای فکری باید از قوه به فعل درآیند و برای رسیدن به عمل سالم، باید از گذرگاه تزکیه و پالایش عبور کرد. تفکر به خودی خود هم می‌تواند در مسیر مثبت و الهی حرکت کند و هم ممکن است در جهت منفی و اهریمنی سوق داده شود. در خلقت انسان دو نیروی هدایت‌گر و دو ملک درونی تعبیه شده است: یکی نیروی جن که انسان را به زشتی‌ها، خواسته‌های نامعقول و فجور ترغیب می‌کند و دیگری نیروی روح که وجود آدمی را به نیکی‌ها، تقوا و صراط مستقیم فرا می‌خواند؛ مصداق آیه شریفه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا». در این میان، برای تجزیه و تحلیل القائات این دو نیرو، سیستم قضاوتی هوشمند به نام عقل قرار داده شده است تا با صدور فرمان، راه درست را تعیین کند. هر انسانی بر اساس میزان رشد دانایی و بیداری خرد خود، به یکی از این دو ندا پاسخ می‌دهد.

در همین نقطه است که مفهوم شکوهمند «اختیار» پدیدار می‌شود. اگر این دو نیروی متضاد و میدان چالش میان نیروهای منفی و مثبت وجود نداشت، حق انتخاب و اختیار انسان هیچ‌گونه معنایی پیدا نمی‌کرد. انسان در گذر از اصطکاک با نیروهای منفی است که به پختگی می‌رسد و صیقل می‌خورد؛ بنابراین نیروهای بازدارنده و منفی از دیدگاهی کلان، نقش مکمل و کاتالیزور را در فرآیند تکامل و رشد انسان بر عهده دارند. بر مبنای همین انتخاب‌ها و عملکردهاست که مرتبه و منزلت انسان در این حیات و جهان‌های پسین رقم می‌خورد و انسان‌های صالح از ناصالح متمایز می‌گردند. در این چرخه تکاملی، انسان‌های تزکیه‌شده صدای عقل را شفاف‌تر می‌شنوند و اجرای فرامین آن را در اولویت قرار می‌دهند.

**تزکیه، پالایش و مثلث تعادل**

شنیدن ندای عقل و نزدیک شدن به فرمان آن، نیازمند دست‌یافتن به آرامش و سکون درونی است. این آرامش راستین با انزواطلبی، گوشه‌نشینی، ریاضت‌های دشوار یا زمزمه وِرد حاصل نمی‌شود؛ بلکه رسیدن به آرامش حقیقی مستلزم تزکیه، پالایش و کاربردی کردن پله‌های هفت‌گانه وادی پنجم است. این فرآیند فرد را از آشفتگی و بی‌تعادلی به سوی تعادل و سلامت سوق می‌دهد. تداوم در تزکیه و پالایش، انسان را به معرفت و دانایی مؤثر می‌رساند و همان‌طور که در آموزه‌های کنگره ۶۰ آموخته‌ایم، مثلث «معرفت، عمل سالم و عدالت» شاه‌کلید درک و اجرای فرمان عقل است. تا زمانی که انسان به معرفت راستین و در پی آن به عمل سالم دست پیدا نکند، برقراری عدالت در شهر وجودی و نزدیک شدن به فرمان عقل ناممکن خواهد بود. اعضای کنگره ۶۰ در سفر تدریجی با متد DST و از طریق حضور منظم در کارگاه‌های آموزشی و لژیون‌ها، گام به گام در مسیر این مثلث الهی حرکت کرده و به تعادل جسم، روان و جهان‌بینی می‌رسند.

در پرتو رسیدن به این میزان از دانایی و شنیدن ندای عقل، دیدگاه انسان نسبت به هستی و همنوعان دچار دگرگونی عمیقی می‌شود. فرد درمی‌یابد که هیچ انسانی بی‌نقص و مطلق نیست و هر انسانی مجموعه‌ای از صفات پسندیده و کاستی‌هاست. چنین انسانی با نگاهی منصفانه و واقع‌بینانه به درون خویش می‌نگرد، خود را بی‌عیب نمی‌پندارد و از قضاوت‌های ناعادلانه دوری می‌کند؛ درست برعکس کسانی که خاری کوچک را در چشم دیگران می‌بینند اما شاخه‌ای بزرگ را در چشم خود مشاهده نمی‌کنند. هنگامی که انسان به این درجه از بینش و معرفت نایل می‌گردد، به تعبیر زیبای جناب مهندس دژاکام، هنری بزرگ می‌آموزد که به واسطه آن، دیگران نیز در تعامل با او روی نیکو، پرمحبت و زیبای خود را متجلی می‌سازند و در نتیجه، مناسبات او با تمام اطرافیان بر پایه‌ای از صلح، درک متقابل و محبت اصیل استوار می‌گردد:

از محبت خارها گل می‌شود

وز محبت سرکه‌ها مل می‌شود

ان‌شاءالله در فرصت‌های آتی، با همراهی شما عزیزان مباحث تکمیلی زیر را با عمق بیشتری به بحث و بررسی خواهیم نشست:

* چرا عقل تا این اندازه در سرنوشت انسان حیاتی است و ضرورت رسیدن به فرمان آن چیست؟
* فرآیند گام‌به‌گام و علمی رسیدن به فرمان عقل چگونه محقق می‌شود؟
* نشانه‌ها، ثمرات و الگوهای عینی دستیابی به فرمان عقل در امور روزمره.
* پیوند بنیادین میان قوه عقل و جوهره اختیار در انسان.
* دستاوردها و پیامدهای استقرار حاکمیت عقل در حیات فردی و جمعی.
* شناخت موانع، ترفندهای نفس اماره و نیروهای بازدارنده در مسیر تحقق فرمان عقل.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .