English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان الگوی رشد در مسیر عشق و خدمت

دیده‌بان الگوی رشد در مسیر عشق و خدمت

هفته دیدبان، هفته پاسداشت ستون‌های استوار کنگره۶۰ است. ستون‌هایی که بنای این ساختار عظیم بر شانه‌های آن‌ها استوار شده است. دیده‌بانان با نگاه از فراز قله، نقاط قوت و ضعف را می‌بینند و با عشق و معرفت، مسیر تعالی این خانواده بزرگ را هموار می‌سازند. این جشن، درس سپاسگزاری و یادآوری این حقیقت است که رهایی پایان مسیر نیست؛ بلکه آغاز مسئولیت‌پذیری برای ساختن دنیایی بهتر است. هفته‌ای که به ما می‌آموزد هر کجا هستیم با نگاه دیده‌بانی، خدمت را به عشق تبدیل کنیم. هفته دیده‌بان بر تمامی دیده‌بانان، بنیان‌ کنگره۶۰ و همه اعضاء این خانواده بزرگ خجسته باد.

در خدمت همسفر اعظم اسیستانت رابط نمایندگی هستیم تا گفتگویی صمیمی و آموزنده با ایشان داشته باشیم. ایشان به همراه مسافرشان با تخریب ۱۰ سال آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند.‌ به مدت ۱۰ ماه و ۲۵ روز با راهنمایی مسافر اصغر و خانم کماندار سفر کردند. اکنون ۱۳ سال و ۱ ماه از رهایی ایشان می‌گذرد. ورزش مسافرشان و خودشان والیبال و شطرنج است.

آقای مهندس، دیده‌بانان را عقاب‌های تیزبین نامیده‌اند. تفاوت نگاه دیده‌بان با نگاه عادی چیست؟

همه ما می‌دانیم وقتی افراد شروع به تزکیه، پالایش و دوری از ضدارزش‌ها می‌کنند، هم حس‌های‌ آن‌ها بهتر می‌شود، هم تزکیه و پالایش می‌شوند. وقتی حس تزکیه و پالایش شد، انسان می‌تواند مطالب زیادی را به‌درستی دریافت کند و در نتیجه اطلاعات درست را به عقل می‌رساند و عقل نیز می‌تواند تصمیمات درست را بگیرد. نگاه یک دیده‌بان نیز به همین صورت است.‌ موضوعاتی را که دیده‌بانان می‌بینند، شاید ما نگاه کنیم و اصلاً متوجه آن مسئله نشویم. به‌خاطر همان تزکیه، پالایش و تجربه‌ای است که این افراد در مسیر خدمت دارند، دیدگاهشان عمیق‌تر و نگاه آن‌ها نافذتر از ما است. آن‌ها چند سال در مسیرهای مختلف خدمت کردند و مسائل را بهتر از دیگران می‌توانند تشخیص دهند. به خاطر همان تزکیه، پالایش و خدمت‌های زیادی که انجام داده‌اند، حس‌های‌ ایشان نیز، تزکیه و پالایش شده است، می‌توانند مسائل را به‌خوبی بررسی کنند و نتایج خوبی بگیرند.

دیده‌بان چگونه با وجود مسئولیت‌های فراوان، از منیت رها می‌شود و عاشقانه خدمت می‌کند؟

یک دیده‌بان درست مثل بقیه انسان‌ها شغل خودش را دارد، خانواده و فرزند دارد و مسئولیت‌های بیرون از کنگره را نیز بر عهده دارد؛ ولی به‌خاطر همان عشقی که خودتان گفتید وارد مسیر خدمت می‌شود. انسان‌ها وقتی در مسیر خدمت جلو می‌روند، آموزش می‌بینند و رشد می‌کنند. آموزش دیدن و خدمت کردن باعث رشد افراد می‌شود. هرچه ما در کنگره چه کسانی که خدمت می‌کنند و چه دیده‌بان‌ها به‌طور خاص بیشتر خدمت کنیم، رشد بیشتری پیدا می‌کنیم. آقای‌ مهندس به ما در کنگره یاد داده‌اند که انسان‌ها هرچه بیشتر یاد بگیرند، آموزش بیشتری پیدا کنند و معرفت بیشتری کسب کنند، به وادی چهاردهم یعنی همان عشق و محبت نزدیک‌تر می‌شوند. زیر بنای عشق، معرفت و دانش است. یک دیده‌بان به‌خاطر حضور مستمر و زیاد خود در کنگره و خدمت‌های زیادی که انجام می‌دهد، وادی چهاردهم یا عشق را بیشتر لمس می‌کند. همین باعث می‌شود که بتواند از خودش، خواسته‌ها و منیت خود بگذرد و برای دیگران وقت بگذارد، وقتی این کار را انجام می‌دهد، همان خدمت به او خدمت می‌کند، عشق، محبت در او بیشتر می‌شود و باعث می‌شود بهتر و بیشتر بتواند خدمت کند، از طرفی، وقتی دیده‌بان می‌بیند که مسئولیت‌های زیادی دارد، ناخودآگاه نظم و ترتیب وارد زندگی او می‌شود. اگر نتواند انضباط و نظم را در مسائل و کارهایی که دارد به‌وجود بیاورد غیرممکن است که بتواند به همه مسئولیت‌هایش برسد. یکی از عوامل دیگر برنامه‌ریزی و نظمی است که این عزیزان در زندگی خود قطعاً دارند.

مهم‌ترین پیامی که یک تازه‌وارد باید از هفته دیده‌بان دریافت کند چیست؟

دیده‌بان می‌تواند برای او یک الگو باشد. او نیز مانند یک تازه‌وارد، روزی مصرف‌کننده بوده، شخصیتی داشته که شاید کسی به او اهمیتی نمی‌داده و حتی جرأت نمی‌کردند مسئولیت کوچکی به او بدهند؛ ولی امروز به جایگاهی می‌رسد که آینده یک ساختار را به دست او می‌سپارند. در واقع سرنوشت همه انسان‌هایی که در کنگره قرار دارند و قرار است بعد از این به درمان برسند، به دست یک انسان سپرده می‌شود. یک تازه‌وارد با نگاه کردن به چنین الگویی می‌تواند متوجه شود که با درمان چه تغییراتی می‌تواند برای یک مصرف‌کننده به‌وجود بیاید.

چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد تا با وجود سختی مسیر، به نمایندگی‌های مختلف سفر و خدمت کنید؟

به‌نظر من اصلاً این مسیر، مسیر سختی نیست، سراسر پر از شادی، لذت و محبت است؛ در واقع می‌توانم بگویم آن نگاه و جهان‌بینی که کنگره۶۰ و آقای مهندس به ما آموزش دادند باعث می‌شود خدمت کردن برای ما لذت‌بخش باشد؛ چون در خدمت می‌دانیم که فقط و فقط داریم به دست می‌آوریم. برای من این‌طور بوده است؛ آن‌قدر محبت و عشق دریافت می‌کنم که وقتی در یک نمایندگی حضور دارم، اصلاً سختی احساس نمی‌کنم که بخواهم انگیزه‌ای برای رفتن داشته باشم. فقط اشتیاق دارم برای رفتن، انگیزه لازم را ندارم.

چرا مسئولیت قانون‌گذاری و نظارت به دیده‌بانانی سپرده شده که خود مسیر درمان را طی کرده‌اند؟

ما می‌دانیم همه کارهایی که در کنگره انجام می‌شود، از جمله راهنمایی، مرزبانی، ایجنتی، دیده‌بانی و همه مسئولیت‌ها بر عهده خود اعضاء کنگره است؛ به‌خاطر این‌که خود ما این درد را چشیده‌ایم و می‌توانیم درک کنیم اطرافیان‌ ما چه حس و حالی دارند. یک دیده‌بان قطعاً خودش یک روز سفر اولی بوده، یک روز در لژیون به رهایی رسیده و وارد سفر دوم شده، یک روز راهنما، مرزبان، ایجنت بوده و تمام این جایگاه‌ها را درک کرده، مسائل و مشکلات آن‌ها را لمس کرده است، به‌خاطر همین خیلی بهتر می‌تواند قوانین را بنا کند. ما می‌دانیم دیده‌بان‌ها در قانون‌گذاری خود اصلاً به خودشان و علایق شخصی‌ خویش فکر نمی‌کنند، همیشه منافع جمع و منافع کنگره را در نظر می‌گیرند. به‌خاطر همان رشد، آگاهی و معرفتی که کسب کرده‌اند می‌توانند برای آینده کنگره قوانینی را وضع کنند که قطعاً باعث رشد و توسعه کنگره می‌شود.

حفظ نگاه کنگره نیازی به خدمت ما ندارد چه اهمیتی دارد و چگونه از منیت جلوگیری می‌کند؟

این نگاه یک جهان‌بینی است که می‌گوید کنگره نیازی به خدمت ما ندارد و این ما هستیم که به آن خدمت نیاز داریم. اگر من به این فکر کنم که اگر من نباشم، هیچ‌کس در کنگره نیست و فرد دیگری نمی‌تواند جای من را پر کند این نشان‌دهنده منیت من است. این نگاه به‌سرعت به‌وجود نمی‌آید و زمان، تلاش و آموزش می‌خواهد. هرچه انسان‌ها بیشتر آموزش ببینند و آگاه‌تر شوند، متوجه می‌شوند که اگر نباشند، اتفاقی برای هیچ جایگاهی نمی‌افتد. فقط برای خود و یادگیری خود ما است، اگر در جامعه یا در کنگره خدمت می‌کنیم؛ باید آموزش را دریافت کنیم. به‌نظر من فقط با آموزش است که می‌توانیم از منیت خود جلوگیری کنیم و این دیدگاه را برای خود به‌وجود بیاوریم.

به کسانی که آرزوی خدمت در جایگاه‌های بالاتر را دارند؛ اما خود را شایسته نمی‌دانند چه توصیه‌ای دارید؟

من کوچک‌تر از آن هستم که بخواهم توصیه‌ای برای دیگران داشته باشم؛ ولی اگر در مورد خودم این سؤال پرسیده شود می‌گویم: همه ما می‌دانیم که همه دیده‌بان‌ها یک روز سفر اول بوده‌اند و یک روز سفر دوم، درست مانند همه کسانی که وارد کنگره می‌شوند. آن‌ها فقط تلاش کردند، آگاهی کسب کردند، در مسیری که آقای‌ مهندس برای‌ ایشان مشخص کرده بود قدم برداشتند، حرمت‌ها، قوانین را رعایت کردند و توانستند این جایگاه را به‌دست بیاورند و به انسان‌هایی تبدیل شوند که در کنگره قانون‌گذار هستند؛ در واقع انسان‌هایی مدبر و دانا شدند. قطعاً من نوعی هم همان پتانسیل و توانایی را دارم. اگر فرمان‌بردار باشم، همه حرمت‌ها و قوانین را رعایت کنم، در مسیری که آقای‌ مهندس برای ما مشخص کرده‌اند قدم بردارم و تمام آموزش‌هایی را که کنگره و آقای‌ مهندس به ما دادند را عملی کنم، قطعاً همه انسان‌ها می‌توانند جایگاه‌های خدمتی در کنگره را کسب کنند.

اگر بخواهید حاصل سال‌ها آموزش و خدمت خود را در یک پیام به همسفران منتقل کنید چه می‌گویید؟

اولاً من خدمت آنچنانی نکرده‌ام و مسیر زیادی را طی نکرده‌ام که بخواهم تجربه‌ای را بیان کنم؛ ولی چیزی را می‌دانم سال‌ها تجربه را نمی‌شود در یک پیام و یک جمله منتقل کرد. خیلی از چیزهایی که من کسب کرده‌ام، لذت‌ها و تجربیاتی که به‌دست آوردم، چیزهایی هستند که خود انسان باید احساسشان کند. مثل بوی گل که نمی‌توانم با کلام و گفتار منتقلش کنم، فقط در یک کلام شاید بتوانم این‌گونه بگویم که خودم را خوشبخت‌ترین، یا یکی از خوشبخت‌ترین انسان‌ها می‌دانم و آن هم فقط به‌خاطر این است که شاگرد آقای‌مهندس هستم.

انتخاب سخت‌گیرانه دیده‌بانان چه پیامی درباره اهمیت این جایگاه دارد؟

آن‌ها کسانی هستند که قوانین را وضع می‌کنند و سعی می‌کنند آینده کنگره را ببینند؛ یعنی باید بسیار تیزبین، مدبر و دانا باشند و از لحاظ جایگاه، رشد درونی کرده باشند تا بتوانند آینده کنگره را به‌درستی ببینند و قوانین درستی وضع کنند. به‌خاطر همین است که انتخاب دیده‌بان در کنگره توسط دیده‌بانان و آقای‌ مهندس بسیار حساس است، حساسیت زیادی در مورد آن به خرج می‌دهند تا انسان‌های آگاه و کسانی را که واقعاً تخصص‌ دارند و می‌توانند این کار را انجام دهند، به‌عنوان دیده‌بان انتخاب کنند.

هفته دیده‌بان چگونه مقدم‌بودن منافع جمع بر خواسته‌های فردی را به ما آموزش می‌دهد؟

اگر ما به شخصیت یک دیده‌بان نگاه کنیم و درباره آن تفکر کنیم، متوجه می‌شویم وقتی یک نفر در طول یک سال از خانواده، شغل، کارهای شخصی و همه چیز خود می‌زند و وقتش را برای یک جمع به نام کنگره۶۰ می‌گذارد، خود دیدن این شخصیت به ما کمک می‌کند که مقدم بودن منافع جمع بر خواسته‌های فردی را بیاموزیم.

پیوند محبت چگونه با نظارت و اجرای قوانین هماهنگ می‌شود؟

این‌ها اصلاً منافاتی با هم ندارند. هر جایی کسی می‌خواهد کاری برای دیگران انجام دهد، قوانینی وضع می‌کنند و این قوانین برای آسایش افراد است و اصلاً منافاتی با پیوند محبت ندارد؛ مثلاً خداوند قوانینی را برای ما وضع کرده است که طبق آن‌ها باید زندگی کنیم. این به‌خاطر این است که خداوند ما را خیلی دوست دارد و اتفاقاً می‌خواهد که ما پیشرفت کنیم، نه این‌که بخواهد دست و پای ما را ببندد. اگر ما به قوانین این‌گونه نگاه کنیم که برای بازداشتن ما از کاری هستند یا می‌خواهند دست و پای ما را ببندند، آن‌وقت احساس می‌کنیم با پیوند محبت منافات دارند؛ ولی وقتی می‌دانیم اجرای قوانین، نظارت و تصویب قوانین برای بهتر زندگی کردن ما است، برای این است که افراد وقتی وارد کنگره می‌شوند، بهتر بتوانند سفر کنند و به رهایی برسند، موضوع متفاوت می‌شود. وقتی یک دیده‌بان به این فکر می‌کند که یک سفر اولی یا تازه‌وارد، وقتی وارد کنگره می‌شود، همه شرایط برایش مهیا باشد و در بهترین شرایط بتواند به درمان خودش برسد، قطعاً باید تازه‌وارد و انسان‌ها را دوست داشته باشد تا بتواند قوانین خوبی برای آن‌ها وضع کند؛ بنابراین، این موارد اصلاً با یکدیگر منافاتی ندارند.

چرا حفظ ساختار و قوانین کنگره، بخشی از مسیر درمان و رشد انسان است؟

اگر این ساختاری که آقای‌مهندس یک روز به‌وجود آوردند و قوانینی که همه دیده‌بانان و خود آقای‌مهندس وضع کردند وجود نداشته باشد، اصلاً جایی نیست که انسان‌ها بتوانند آموزش ببینند، رشد کنند و به درمان برسند. قطعاً برای به درمان رسیدن انسان‌ها، نیاز به مکان‌ها و ساختارهایی داریم؛ مانند ساختار کنگره۶۰ که اگر نباشد، دیگر آن متد DST جایی برای اجرا شدن ندارد و افراد نمی‌توانند به درمان و رهایی برسند.

اعضاء چگونه می‌توانند قدردانی خود از دیده‌بانان را در عمل نشان دهند؟

همه ما از آقای‌مهندس یاد گرفتیم که قدردانی فقط به زبان و قلب نیست، یکی از مهم‌ترین نمادهای قدردانی انسان‌ها از یکدیگر، قدردانی عملی است، همان پاکت‌هایی که افراد با تمام اشتیاق و عشق خود برای دیده‌بان آماده می‌کنند، می‌تواند نمونه‌ای از این قدردانی باشد. مرتب بودن پاکت، مبلغی که در پاکت می‌گذارند و این‌که در حد توانشان باشد اهمیت دارد. اگر پول می‌گذارند پول نو، تمیز، پاکت تمیز و مرتب باشد و اگر می‌خواهند دل‌نوشته‌ای بنویسند آن را روی یک کاغذ تمیز و مرتب بنویسند. همه این‌ها وقتی در کنار هم قرار می‌گیرد نشان‌دهنده این است که این دوستان واقعاً قدردان زحماتی هستند که دیده‌بان‌ها برایشان می‌کشند. سپاسگزاری آن‌ها باعث می‌شود که باز هم بیشتر از این سیستم و ساختار دریافت کنند.

کلام آخر:

کلام آخر این است، در واقع باید کلام اولم می‌بود و فراموش کردم بگویم: هفته دیده‌بان را در رأس خدمت آقای‌مهندس تبریک عرض می‌کنم و خدمت همه دیده‌بانان، خانم آنی بزرگوار، خانم کماندار، استاد امین و همه دیده‌بانانی که سال‌ها برای ما زحمت کشیدند تبریک می‌گویم. امیدوارم من هم به نوبه خودم بتوانم قدردان این عزیزان باشم و در این هفته قدردانی و سپاسگزاری خودم را به آن‌ها برسانم. سپاسگزار باشم که ان‌شاءالله هستی نیز سپاسگزاری من را ببیند و باز هم بیشتر به ما ببخشد و قطعاً به‌نظر من همین‌طور است؛ به‌نظر من این سپاسگزاری انسان‌ها از خودشان است. اگر کسی از فرد دیگری قدردانی می‌کند، بیشتر برای خودش ارزش قائل می‌شود و این کار را در واقع برای خودش انجام می‌دهد و نشان‌دهنده این است که من در طول این سال‌ها و با وجود تمام هزینه‌هایی که در کنگره برای من شده چه‌قدر دریافت کرده‌ا، یاد گرفته‌ام و رشد کرده‌ام. ان‌شاءالله همه ما بتوانیم در این هفته قدردانی و سپاسگزاری خودمان را از دیده‌بانان گرامی به نحو احسن انجام دهیم.

مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف نجف‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .