English Version
This Site Is Available In English

عقل در مسیر تکامل ما، نقش هدایت‌کننده را بر عهده دارد (نمایندگی نسترن اصفهان) .

عقل در مسیر تکامل ما، نقش هدایت‌کننده را بر عهده دارد (نمایندگی نسترن اصفهان) .

دوازدهمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی- خصوصی کنگره ۶۰، ویژه خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استادی مسافر زهرا، نگهبانی مسافر زینب و دبیری همسفر مهلا با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نماییم)  و تأثیر آن روی من» در روز شنبه مورخ ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان زهرا هستم یک مسافر. 

در ابتدا از نگهبان محترم جلسه و ایجنت عزیز تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. موضوع صحبت من «وادی ششم و تأثیر آن روی من» است. وادی ششم می‌گوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.»

شاید وقتی اولین بار این جمله را بخوانیم، یک جمله ساده به نظر برسد؛ اما وقتی کمی بیشتر به آن فکر کنیم، می‌بینیم بخش بزرگی از زندگی ما به همین موضوع مربوط می‌شود.

وادی ششم درباره عقل صحبت می‌کند. عقل یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های صور پنهان انسان است که با چشم قابل مشاهده نیست و در مسیر تکامل ما، نقش هدایت‌کننده را بر عهده دارد.

عقل از کلمه «عقال» می‌آید؛ وسیله‌ای که در بینی شتر قرار می‌گیرد و ساربان به‌وسیله آن شتر را هدایت می‌کند. اما  در اینجا یک سؤال مهم ایجاد می‌شود:
آیا فقط داشتن عقل کافی است؟ به نظر من، خیر . چون ممکن است من بدانم کاری درست است، اما آن را انجام ندهم. بدانم  برای سلامتی‌ باید ورزش کنم، ولی بگویم بعداً انجامش می‌دهم. بدانم برای رسیدن به یک هدف باید صبر کنم، ولی عجله کنم. یا حتی بدانم وقتی عصبانی هستم بهتر است سکوت کنم، ولی همان لحظه واکنش نشان بدهم.

پس برای من روشن می‌شود که فقط دانستن، کافی نیست؛ باید بتوانم حکم عقل را اجرا کنم. اینجاست که وادی ششم، عقل را مانند یک فرمانده ،مطرح می‌کند؛ فرمانده‌ای که باید فرمانش اجرا شود.  می‌توانیم وجود خودمان  را مانند  یک کشور در نظر بگیریم که نیروهای مختلفی در آن وجود دارند.
گاهی خشم می‌گوید: «جواب بده، سکوت نکن.» ترس می‌گوید: «تو نمی‌توانی.» خواسته می‌گوید: «همین الان انجامش بده.» اما عقل می‌گوید: «صبر کن، فکر کن، بعد تصمیم بگیر.»

اینجاست که معنی فرمانده بودن عقل برای من روشن‌تر می‌شود. نکته دیگری که برای من جالب است، این است که احساسات و خواسته‌های ما می‌توانند اطلاعاتی را به عقل برسانند، اما قرار نیست خودشان فرمانده باشند.
مثلاً وقتی عصبانی می‌شوم، خشم به من می‌گوید جواب بده؛ اما من مجبور نیستم از خشم فرمان بگیرم. می‌توانم صبر کنم، فکر کنم و بعد تصمیم بگیرم. این همان جایی است که می‌توانم حکم عقل را اجرا کنم. این موضوع را من در مسیر درمان اعتیادم ،خیلی خوب لمس کرده‌ام.

درمان برای من فقط کنار گذاشتن مواد نبود؛ یاد گرفتم که برای درمان باید صبر و تحمل داشته باشم و به خودم، زمان بدهم. خیلی وقت‌ها دلم می‌خواست سفر درمانم زودتر تمام شود، ولی باید یاد می‌گرفتم عجله نکنم و اجازه بدهم مسیر خودش را طی کند. از بعضی مهمانی‌ها و دورهمی‌ها هم گذشتم، چون در آن زمان، درمانم برای من اولویت داشت. اینجا برای من یک نکته خیلی مهم روشن شد:
فرمان عقل نمی‌گوید زندگی نکن؛ می‌گوید درست زندگی کن.

یعنی قرار نیست از همه چیز زندگی کنار بکشم؛ قرار است یاد بگیرم کجا باید صبر کنم، کجا باید از یک خواسته‌ام بگذرم و کجا باید انتخاب درست‌تری داشته باشم.
یکی از تغییراتی که آموزش‌های کنگره در من ایجاد کرد، کنترل خشم بود.
قبل از کنگره، اگر کسی حرفی می‌زد، خیلی وقت‌ها سریع جواب می‌دادم. هر چیزی که به ذهنم می‌رسید به زبان می‌آوردم و همین باعث می‌شد بحث و مشاجره بیشتری داشته باشم.
اما امروز یاد گرفته‌ام که هر حرفی را نباید گفت. گاهی سکوت کنم، گاهی صبر کنم و گاهی جواب دادن را به زمان مناسب‌تری موکول کنم.

وقتی می‌بینم دعوا و مشاجره‌هایم نسبت به قبل کمتر شده،  این یعنی وادی ششم فقط یک مطلب داخل کتاب نیست؛ بلکه  کم‌کم وارد زندگی من می‌شود.البته هنوز خیلی کار دارم. هنوز گاهی احساسات و خواسته‌هایم از عقلم جلو می‌زنند. هنوز باید خیلی تمرین کنم که بیشتر سکوت کنم، صبر کنم و قبل از تصمیم گرفتن فکر کنم.

قرار نیست یک‌شبه به فرمان عقل برسم. فرمان عقل برای من از همین قدم‌های کوچک شروع می‌شود: کارم را به بعد موکول نکنم، غذایم را درست و به‌موقع بخورم،
به‌موقع بخوابم، و وقتی عصبانی هستم، قبل از حرف زدن کمی صبر کنم. شاید این‌ها خیلی کوچک به نظر برسند، اما من فکر می‌کنم همین قدم‌های کوچک هستند که من را برای کارهای بزرگ‌تر آماده می‌کنند.

من هنوز به فرمان عقل نرسیده‌ام و هنوز خیلی باید آموزش بگیرم، اما امروز می‌دانم مسیرم کجاست.
و شاید قشنگ‌ترین چیزی که از این وادی یاد گرفتم این باشد که: هر بار که بین خواسته‌ام و کار درست، کار درست را انتخاب می‌کنم، یک قدم به فرمان عقل نزدیک‌تر می‌شوم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ: مسافر زهرا لژیون سوم -نمایندگی نسترن اصفهان
ویرایش: مسافر هاجر-نمایندگی نسترن اصفهان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .