English Version
This Site Is Available In English

همسفر او بال پروازش شد

همسفر او بال پروازش شد

جلسه سیزدهم از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر ایمان و دبیری مسافر مسعود؛ با دستور جلسه اول " وادی ششم و تأثیر آن روی من" و دستور جلسه دوم " تولد یکمین سال رهایی مسافر میلاد" در روز پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
شاکر خداوند هستم که برای اولین توانستم برای تولد یکی از رهجویان عزیزم در این جایگاه قرار بگیرم و البته بابت هر جایگاهی که در کنگره ۶۰ به من اعطا شده است خدا را سپاسگزار بوده‌ام.
دستور جلسه اول؛ وادی ششم و تأثیر آن روی من
در مورد دستور جلسه اول بایستی بگم که فرمان عقل وادی خاصی است که وقتی انسان با آموختن این ۱۴ وادی به جایگاه فرمان عقل برسد، در واقع می‌تواند به هر آنچه آقای مهندس از آسایش و آرامش در زندگی بیان کردند دست پیدا کند. پنج وادی قبل از وادی ششم هست که باید آن‌ها را کار کنید تا به این وادی برسد. همیشه ما در کنگره ۶۰ روی وادی‌ها و کلمه‌ها خیلی دقت می‌کنیم و تک تک‌واژه‌هایی که استفاده می‌کنیم مفهوم خاصی دارد. دلیل بزرگ اینکه اکثر ما انسان‌ها اشتباه می‌کنیم این است که به واژه‌ها و کلمه‌ها دقت نمی‌کنیم؛ یعنی زمانی که کلمه ایی را بیان می‌کنیم به‌درستی نمی‌دانیم پشت کلمه چه معنا و مفهوم اصلی هست. حال چرا این اتفاق می‌افتد؟ چون تفکر پشتش نیست، ما باید پنج وادی اول را درست انجام دهیم وقتی تفکر نمی‌کنیم به مشکل می‌خوریم، خیلی از مشکلات انسان‌ها به دلیل استفاده‌ی نادرست از واژه‌هاست و البته تفکرنکردن در مورد آن‌ها.
دو نوع عقل جزء و کل داریم که در کتاب ۶۰ درجه و وادی‌ها توضیح داده شده است. کارهایی که سرسری انجام می‌دهیم و در مورد آن زیاد فکر نمی‌کنیم همان عقل جزء است. زمانی به عقل کل می‌رسیم که بتوانم در هر کاری عمل درست را انجام دهیم. اینکه وقتی می‌خواهیم حتی واژه‌ها را استفاده کنیم قبل از آن در موردش تفکر کرده باشیم. اگر انسان بخواهد ضدارزش هم انجام دهد بایستی قبل از آن تفکر کند. حتی عمل ضد ارزشی چون کشیدن سیگار! من در کنگره ۶۰ آموختم اگر قرار است در آینده مجدداً سیگاری هم شوم، قبل از آن باید تفکر کرده باشم. بدانم دارم به خود آسیب و ضرر می‌زنم؛ اما حداقل ته‌سیگارم را در خیابان نخواهم انداخت و یا در جمع و جایی که به حریم بقیه تجاوز شود، سیگار نخواهم کشید. در این حال، درست است که ضدارزش مرتکب شدم؛ اما در مورد انجام و نحوه آن تفکر کردم. اگر بخواهم یک مثال دیگر در مورد وادی ششم بزنم باید از سی دی «شو شود» که خیلی سی دی زیبایی است برایتان نقل کنم. انسان زمانی که وارد کنگره ۶۰ می‌شود عمل «شو» را انجام داده است و زمانی که به فرمان راهنما عمل می‌کند، عمل «شود» را انجام داده است. اینکه چه ساعتی بخوابیم؟ و در طول سفر اول مهمانی و مسافرت نرویم و انجام دستوراتی این‌چنین مصداق «شود» هستند. انجام کارهای اولیه زندگی خویش همان انجام «شو شود» است. منِ مسافر اگر می‌خواهم در ادامه‌ی سفر دوم خویش، برای خودم فرمانده‌ی خوبی باشم، باید اول فرمان‌بردار خوبی باشم؛ ۱۲ سال پیش اگر کسی چنین صحبت‌هایی با من می‌کرد، آن چنان منیتم بالا بود که نمی‌پذیرفتم! به‌مرورزمان متوجه شدم باید فرمان‌بردار خوبی باشم تا در زندگی‌ام بتوانم فرماندهی درست انجام دهم. انسان وقتی در کنگره ۶۰ فرمان‌بردار خوبی می‌شود که راهنما و خدمتگزار شود و آنگاه خیلی از کارها را به‌واسطه‌ی فرمان عقل می‌تواند به سرانجام برساند. تا قبل از آن که راهنما بشوم، طی سالیان متمادی تمام خدمت‌ها را در کنگره ۶۰ انجام می‌دادم؛ اما آن اصلی که راهنمای من از من می‌خواست انجام نمی‌دادم. بالاخره راهنما شدم برای ارتقای دانایی خودم و نه برای اینکه به کسی لطفی کرده باشم و اعتقاد من این شد که باید راهنما شوم تا به فرمان عقل برسم. اکنون بسیاری کارها را می‌توانم توسط فرمان عقل انجام دهم بدون آنکه به آستانه آشوب برسم و نقطه تحمل خود را رد کنم.

دستور جلسه دوم؛ تولد یکمین سال رهایی مسافر میلاد
آقا میلاد اولین رهجوی ما در لژیون ۴ بود. ایشان واقعاً مسافر خوبی است و بسیار فعال است. حتی اکنون هم در جلسه ننشسته بود و در حال تکاپو بود. اکثر اعضای شعبه دو دختر کوچک ایشان را دیده‌اند که عین پدرشان نمی‌نشینند! میلاد یکی دو ماه اول، سفرش را جدی نگرفته بود؛ اما در ادامه سفرش را خوب انجام داد. هر نوع موادی به‌طورقطع در کنگره ۶۰ درمان می‌شود. مصرف‌کننده تریاک داشته‌ایم که رها نشده و البته مصرف‌کننده هروئین و چند نوع ماده دیگر هم داشتیم که رها شد مهم خواسته و خواستن مسافر است. میلاد همسفر خیلی خوبی داشت که البته همسفر خوب در ادامه سفر کمک‌کننده و حامی مهمی است. سفر خوب داشتن میلاد در قبال آن بود که همسفر خود را به کنگره ۶۰ آورد. همسفر او واقعاً بال پروازش شد و تلاش خودش به‌تنهایی نیست که اکنون اینجاست بلکه تلاش همسر و دختران او هم هست. واقعاً به میلاد تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم مرزبان و راهنما شود و همچنین به همسرشان و راهنمای همسرشان و در رأس به آقای مهندس تبریک می‌گویم.

اعلام رهایی مسافر:
سلام دوستان میلاد هستم یک مسافر،
من با سال‌ها تخریب وارد کنگره ۶۰ شدم؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیره، شیشه، الکل؛ سفر خودم را در لژیون چهارم شعبه امام قلی خان آغاز کردم زیر نظر استاد خوبم آقای حسن شنتیایی؛ روش درمان: DST؛ داروی درمان:OT؛ یازده ماه و یک روز سفر کردم و اکنون ۱۵ ماه و ۱۵ روز است که با دستان پر مهر و پر توان آقای مهندس دژاکام آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره: دارت.

خواسته مسافر:

سلامت تک‌تک عزیزان خواسته من است.

خواسته همسفران:
همسر: آرزو می‌کنم برای مسافرم و تمام مسافران.

دختر خردسال ۱: آرزو می‌کنم که همه شما در این جایگاه قرار بگیرید.

دختر خردسال ۲: آرزو می‌کنم که همه شما به رهایی برسید.

سخنان مسافر:

سلام دوستان میلاد هستم یک مسافر
خدا را شاکر و سپاس‌گزارم که در این جایگاه قرار گرفتم. از تمام اعضای کنگره ۶۰ که در این جشن شرکت کردند، صمیمانه سپاسگزارم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران ممنونم. از همکار عزیزم سپاسگزارم که پیام کنگره ۶۰ را به من رساند و به کنگره ۶۰ آمدم و دست ایشان را در قلبم می‌بوسم. در رأس از آقای مهندس که این بستر را برای همه ما فراهم نموده‌اند. از آقای حسن شنتیایی راهنمای محترمم مراتب تشکر و قدردانی را دارم چرا که بسیار زحمت کشیدند. از راهنمای محترم همسفرم و همسفر خوبم و البته همسفران کوچک دوست‌داشتنی‌ام که مرا در منزل تحمل کردند تا بتوانم به رهایی برسم صمیمانه سپاسگزارم. همسفر من واقعاً بال پرواز من بودند. باور نمی‌کردم که بتوانم روزی بدون مواد و سیگار زندگی کنم. زمانی که با کنگره آشنا شدم، روزی ۶ گرم شیشه می‌کشیدم! با شکستن وسایل مصرف و دورریختن مواد پس از سه روز خماری وارد کنگره ۶۰ شدم. پس از سه جلسه وارد لژیون وارد شدم و به توصیه حسن آقا قرار بر تهیه OT شد و گشتم و نیافتم. در گوگل جست‌وجو کردم که چطور می‌شود درست کرد و منزل پدرم رفتم برای درست‌کردن دارو. شیره از کسی گرفتم و مقداری شراب به آن افزودم به امید آن که شربت OT درست کرده‌ام. سر ساعت شروع به مصرف کردم؛ اما متوجه شدم آموزش‌های درون اینترنت برای درست‌کردن OT دروغین است و دیگر نتوانستم آن را استفاده کنم.
تمام طول سفرم، گوش‌به‌فرمان راهنما بودم. سی‌دی‌ها را به‌موقع می‌نوشتم و به رویت ایشان می‌رساندم. زمان‌های مصرف دارو را در تلفن همراه خود، تنظیم کرده بودم تا مصرف دارو حتی دقیقه‌ای عقب و جلو نشود. برای سفر اولی‌ها می‌گویم که اگر با سر خود بخواهید سفر کنید، بعید است به درمان برسید. وقتی وارد کنگره ۶۰ می‌شوید بایستی سر خود را با سر راهنمای خود عوض کنید! من این کار را کردم و شد و شما هم اگر بخواهید می‌شود. در پایان از مادر عزیزم که اکنون هم در جلسه حضور دارند تشکر می‌کنم و دستشان را می‌بوسم.

سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر

عرض ادب و احترام دارم خدمت همه عزیزانی که در این جشن شرکت کردند. ابتدا خدا را سپاسگزارم بابت دومین تولد لژیون من و اینکه من زمانی با حال بد وارد کنگره ۶۰ شدم و در مواجه‌شدن با جشن تولدها، آن را بازی می‌دانستم که هیچ‌گاه رخ نخواهد داد. به لطف خدا اکنون خودم راهنما شدم و تولد رهجوهایم را می‌بینم. از جناب مهندس، پدر معنوی همه ما تشکر می‌کنم. از راهنمای محترم مسافر، آقای حسن شنتیایی و همچنین تبریک می‌گویم به مسافر و همسفر مسافر، خانم ملیحه و دو دختر گل ایشان. خانم ملیحه و مسافر ایشان روزی در جایگاه تازه‌واردین نشسته بودند و آن چه که سفر ایشان را موفق کرد و حالشان خوب است اول فرمان‌برداری از راهنمایان خویش بود و دوم رعایت حرمت‌های کنگره ۶۰. خانم ملیحه روز اول چهره‌ای غمگین و مملو از ناراحتی و عبوس داشتند؛ اما ماندگار شدند و ادامه دادند و موفق شدند. شکرگزار داشته‌هایتان باشید. داشته تک‌تک ما همین آموزش‌هاست، سی‌دی‌هاست و خود کنگره ۶۰. نداشته‌ها را کنار بگذارید تا آرام و کم‌کم تبدیل به داشته‌ها شوند. سی‌دی‌ها را بادقت بنویسید و برای خودتان همراه با عشق بنویسید. معجزه عشق این خانواده را رها کرد و حال خوش به ایشان تقدیم کرد. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

سخنان همسفر:
سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر
خدا را شکر می‌کنم که توانستم در این جایگاه باشم. از مرزبانان و ایجنت محترم سپاسگزارم که فرصت حضور در این جایگاه را در اختیار ما گذاشتند. اولین روزی که به کنگره آمدم، مراسم تولد یک خانواده محترم در حال برگزاری بود و من از اعتیاد میلاد اصلاً خبر نداشتم چرا که اصلاً ما را اذیت نمی‌کرد و اصلاً آزاری به ما نمی‌رساند و من مات و مبهوت نشسته بودم که این جا کجاست و چرا این جا آمده‌ام؟ استاد جلسه راهنمای محترم مسافر مرتضی بودند و هرچه از مواد مخدر و اعتیاد و تخریب می‌گفتند من هیچ متوجه نمی‌شدم. در هفته‌های بعد راهنمای تازه‌واردین تلاش می‌کرد که من متوجه موضوع شوم و باز من متوجه نمی‌شدم. زمانی که وارد لژیون خانم مرضیه شدم، ایشان با آغوش گرم خود مرا در کنگره نگه داشتند. صحبت‌های ایشان و حرمت کنگره دو عامل اصلی ماندگاری من در کنگره ۶۰ شد؛ چرا که من قضاوت و تحقیر نمی‌شدم. بعد متوجه شدم که آقا میلاد مصرف‌کننده است و من چند سال با یک مصرف‌کننده زندگی می‌کردم! پیش از آن که بخواهم با ناراحتی با قضیه مواجه بشوم، آن را قبول کردم. قبول کردم که او زمانی مصرف‌کننده بوده است و اکنون در حال سفرکردن و خوب شدن است. میلاد سرش در کار خودش بود و تا آخرهای سفر میلاد من داروی او را ندیده بودم و حتی نمی‌دانستم چطور مصرف می‌کند. در کنگره ۶۰ علاوه بر آموزش گرفتن من حس و حال خوبی هم دارم و لحظه‌شماری می‌کنم که به شعبه بیایم.
در راس از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم، از راهنمای محترم آقا حسن و از همسفر محترم ایشان و در نهایت از راهنمای عزیز خودم تشکر می‌کنم. تمام مشکلات مرا شنیدند و پابه‌پای من برای حل آن‌ها راهکار جلوی پای من گذاشتند. از راهنمای تازه‌واردین خودم خانم زهرا و خانواده محترم ایشان همچنین ممنونم. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

رهایی ایکس(مسافر علیرضا، راهنما مسافر قاسم):

عکاس: مسافر علیرضا لژیون 15

تایپ، ویراست، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .