هر رود از جایی بیرون میآید، همه تلاش خود را میکند و خود را به تختهسنگها و قلوهسنگها میزند تا راهش را هموار کند راه سخت اما امکانپذیر است که به بحر ملحق شود.
گفتگوی صمیمانهای با اسیستانت رابط همسفر سحر که مدت ۱۲ سال در کنگره جایگاههای خدمتی مختلفی را تجربه کردهاند ترتیب دادهایم با ما همراه باشید.
نقش کنگره در زندگی شما چه بوده است؟
نقش کنگره در زندگی من زمانی برایم مشخص شد که نقش همسفر بودن را فهمیدم، دکتر امین در فایل صوتی «مسئولیت» میفرمایند: «زمانی همسفر میشوم که تمام نیرویم را برای بخشیدن گذشته، احیاء خانواده و مسافر خرج کنم.» کنگره برای من نعمتی بود که ابتدا نقش همسفر بودنم را بفهمم و ایفای نقش کنم، قطعاً آموزشهای کنگره کمک میکند فاصلهای که در زمان مصرف مواد بین اعضاء خانواده و مخصوصاً بین مسافر و همسفر ایجاد میشود را ترمیم کنیم. نقش دیگری که کنگره برای من داشت این بود که بهجای خود بودن را به من یاد داد، اندازهها و مسئولیتپذیری، همچنین تلاش و حرکت برای رسیدن به تعادل را به من آموخت.
با توجهبه این جمله دکتر امین که میفرمایند: «با خدمت کردن گرهها باز میشود.» آیا با هر خدمتی این اتفاق میافتد؟ خدمت باید به چه شکلی و چگونه باشد تا همسفر به حال خوب برسد؟
از آقای امین یاد گرفتم، آموزش گرفتن در لژیون کمک میکند گرههایمان را بشناسیم و پیدا کنیم؛ اما خدمت کردن کمک میکند که گرههایمان را باز کنیم، باتوجه به اینکه استاد سردار میفرمایند: «ما برای آموزش و خدمت پا به این جهان گذاشتهایم.» اگر بهعنوان یک رهجو و شاگرد توانستم معنای خدمت را بفهمم و بدانم چرا در کنار آموزش گرفتن باید خدمت کنم و در خدمت هم آموزش بگیرم، قطعاً نقش و اهمیت آموزش و خدمت برایم باز شده و معنا پیدا میکند. همسفر به سبب تاریکی و گرههایی که در درون خود دارد، گرههایی که ممکن است حتی خودش هم خبر نداشته باشد؛ اما نیاز دارد روی یکسری از صفات و ویژگیهایی که بایستی اصلاح شوند کار کند و این مسئله طی سالها شکل گرفته، درونش ریشه دوانیده، تبدیل به ساختار شده و با آنها وارد کنگره شده است، حال خدمت فرصتی است که روی آنها و در جهت ساختن خودش با ابزار دانایی کار کند. خدمت فرصتی است که فرد آنچه آموزش گرفته را در قالب جایگاه خدمتی ارائه کند و برای خود و دیگران کاری انجام دهد، اگر همسفر توانست گرههای خود را ببیند و در جهت حل آن تلاش و اقدام کند و آموزش بیشتری بگیرد، آنوقت نهتنها خدمت کردن برایش لذتبخش میشود؛ بلکه از باز کردن گرهها و از خدمت کردن به دیگران هم لذت میبرد؛ اما اگر معنای خدمت را نداند ممکن است؛ حتی برای او سنگینی هم ایجاد کند.
در فایل صوتی «جبر و اختیار ۱» مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «اگر با وجود مشکلات جلودار باشیم، آنگاه در تقدیر الهی، فرمان نیکوتری حاصل میشود.» باتوجه به این جمله همسفری که مسافر او به کنگره نمیآید یا درست سفر نمیکند، چگونه میتواند با وجود مشکلات عاطفی، مالی، روانی و … ادامه بدهد و جلودار باشد؟
همسفر به جهت پیوند محبتی که با مسافر خود دارد، اگر آموزشهایی را که میگیرد در جهت ایجاد پیوند عمیقتر و احیاء روابط با مسافر خود به کار بگیرد، قطعاً بسیار تا بسیار میتواند روی مسافر هم تأثیر بگذارد، همسفر به اجبار نمیتواند مسافر را وارد کنگره کند؛ اما اثر بسیار زیادی در این مسئله میتواند داشته باشد. همسفری که نقش و جایگاهش را میفهمد، کافی است چند مدت پیوسته به معنای واقعی همسفر باشد و علم و دانشی که به دست میآورد را در جهت ترمیم و حل مسائل خود و رابطهاش با مسافر و زندگیاش به کار گیرد، نه اینکه اگر بعد از مدتی مسافرش به کنگره نیامد، آن را چماقی کند و انگشت اتهام و تقصیر را بهطرف مسافر یا خانوادهاش بگیرد، اول اینکه به این فکر کند حال که مسافر در کنارش نیست، با این شرایطی که دارد چه مشکلات عاطفی، اقتصادی و … اگر کنگره هم نبود او اذن ورود به کنگره را پیدا نمیکرد و راهنما و آموزشی نداشت، آنوقت چه قدر شرایط برای او دشوارتر بود؛ پس همین اجازه، فرمان یا اذن حضور در کنگره، خودش خواستهای قوی از طرف او بوده و شاید همین حضور، فرمان نیکویی برای اوست که از این شرایط کمتر آسیب ببیند؛ بنابراین بایستی بهترین عملکرد را داشته و قدردان این فرصتی که به جهت ساختن به او داده شده باشد، اگر قرار باشد مسافر او در کنگره درمان شود، قطعاً این اتفاق میافتد و اگر هم مسافر خواسته آن را نداشت، همسفر کمتر آسیب میبیند و بههمریخته نمیشود، گاهی مسافر قرار است در تاریکی خود بچرخد تا خواسته در درونش ایجاد شود؛ اما همسفر از این مسئله نباید غافل شود که حضور او در کنگره باید اثرگذار باشد، نه اینکه صرفاً بیاید و برود، سیدی بنویسد و حتی خدمت هم بکند؛ اما نتواند همسفر خوبی باشد.
شما سالها در کنگره خدمت میکنید، چه کار کنیم که رفتوآمد به کنگره برای ما عادی نشود؟
چیزی که به نظرم میرسد این است که بهعنوان یک همسفر با تمام تاریکی، گرهها، نیاز به آموزش دارم و اینکه در کنگره متوجه شدم چهقدر نمیدانم کافی است یک لحظه در هر شرایطی هستم به این فکر کنم که کنگره از زندگی من حذف شود و آنوقت میفهمم تأثیر کنگره در من و زندگیام چه قدر زیاد بوده، آن موقع است که دیگر تکرارها برایم تکراری نمیشود و قدر تکرارها، حضورها، آموزشها و صندلیام را میدانم. یکی از راهنمایان زمانی که دفترش را میدیدم به من گفتند: من هنگام نوشتن فایلهای صوتی مهندس یکسری نکاتی را که چندین بار تکرار میکنند را نمینویسم، آیا ایرادی دارد؟ به ایشان گفتم نمیدانید این تکرارها چه قدر برای ما ارزشمند است، این تکرارها قطعاً نیاز ماست؛ حتی اگر آقای مهندس که معلم راستین ما هستند، پیام و نکتهای را 10 بار تکرار میکنند؛ باید بنویسم و آن راهنما در ادامه با دید و حس دیگری آنها را نوشتند. اینکه با چه حسی به کنگره میآیم، چه عملکردی دارم، اینکه فقط برای رفع تکلیف به هر جهت بیایم و بروم، همه اینها مسیر را برای من باز یا مسدود میکند، اینکه اجازه دریافت و فهم بیشتری به ما میدهند یا نه همه به میزان تلاش، حس و حرکت همسفر است و این را بایستی بدانم که حس من در عملکرد من تأثیر مستقیم دارد، اگر درست حرکت کنم هر شرایطی که پیش آید قدر حضور در کنگره را بیشتر میدانم و برایم تکراری نمیشود و بهتر است بدانم این آموزشها، مانند نسخهای برای زندگی فعلی من و به جهت آبادی ویرانههایم است.
برای اینکه این شعبه بتواند شعاع اضافه کند، شما بهعنوان اسیستانت رابط چه پیشنهادی میدهید؟
خدا را شکر که به لطف خداوند، مهندس دژاکام، تلاش خدمتگزاران و اعضاء، نمایندگی سیرجان مشغول فعالیت است و از همان ابتدا همسفران سیرجان با تمام تلاش و همت خود از لحاظ تعداد و اهمیت دادن به حضورشان، همپای مسافرها بودند؛ یعنی در حال حاضر اگر ۴۰ نفر مسافر در شعبه سیرجان داریم، تقریباً تعداد ۳۹ یا ۴۰ همسفر هم در بخش همسفران داریم و این خوب است؛ اما اینکه اول بهعنوان یک رهجو و شاگرد در این شعبه باید فکر کنم و بدانم، برای شعاع اضافه کردن این شعبه و پیشرفت آن، حرکت و عملکرد تکتک اعضاء بسیار مؤثر و نتیجهبخش است و همین یک نفر، یک نفرها با حرکت درستشان با جهانبینی قوی خودشان، ابتدا یک شعبه قوی و در ادامه لژیونهای بیشتر و شعب بیشتری را اضافه میکنند، بذر نیکو کاشتن قطعاً در ادامه، محصولات خوبی خواهد داشت؛ اما با حس و کارکرد درست و با جابهجایی شعبه سیرجان که اتفاق افتاد، قطعاً ورودی بیشتری خواهیم داشت و اینکه غافل نشویم که اگر در مسیر زندگیمان با کسانی برخورد کردیم که مثل گذشته خودمان، راه گم کرده هستند و در آتش اعتیاد میسوزند، شعبه را به آنها معرفی کنیم، گرچه کسانی که باید بیایند، میآیند و باز هم به این نکته اشاره میکنم که یک رهجو یا شاگرد در کنگره با تلاش و کارکردن روی خود و قوی کردن خودش میتواند شعبه را قویتر کند و همیشه به همسفرانی که از ابتدای راهاندازی شعبه، ایفای نقش میکنند و راهنما هستند میگویم که راهنماهای آینده و خدمتگزاران آینده را شما میسازید و اکنون در لژیونهای شما هستند و اینکه چه قدر ما بهروز باشیم، بسیار در آینده شعبه و در حال حاضر آن و همینطور در اضافه کردن شعاع تأثیرگذار است. از همه خدمتگزاران این شعبه که بسیار تلاش میکنند تشکر میکنم.
با تشکر از اسیستانت همسفر سحر که وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادند، امید اینکه هر کدام از ما که به دنیای تازهای قدم گذاشتهایم از سخن به نقطه عمل حرکت کنیم و با اندیشهای ژرف به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشیم و با تلاش و کوشش در جهت ساختن خود قدم برداریم تا بتوانیم بذرهایی نیکو بکاریم.
طراح سؤال و انجام مصاحبه: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1532