هفتمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار خانم های مسافر و همسفر شقایق قشم با استادی مسافر رقیه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری مسافر مریم، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در روز چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۰:۱۵ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان رقیه هستم یک مسافر
خدا را شاکرم که باری دیگر در کنگره حضور دارم و آموزش می گیرم.خیلی ممنونم از نگهبانِ محترم و راهنمای عزیزم که به من اجازه خدمت دادند در خصوص دستور جلسه وادی ششم که می گوید:«حکم عقل را در قالب فرمانده ،کاملاََ اجرا نمائیم.» در کنگره تعلیم داده میشود که برای تصمیم گیریهای درست باید از فرمان عقل استفاده کنیم؛ زمانی به فرمان عقل نزدیک شدهایم که حسها ترمیم شده و به اصطلاح حسها باز شده باشند. من گذشته خوبی نداشتم چون حسهایم درست نبودند و نمیتوانستم از عقلم به خوبی استفاده کنم؛ تصمیمات اشتباهی میگرفتم که منجر به آسیبهایی در زندگیام شد. زمانی که مصرف کننده بودم کل سیستم بدنم خاموش بود و هیچ حسی نداشتم ، نه چیزی مرا خوشحال میکرد و نه از چیزی ناراحت میشدم. خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره را یافتم؛ با شناخت اعتیاد و درمان آن، پی بردم که عامل بیحس شدنم چیزی جز اعتیاد نبوده است.
در کنگره ۶۰ با سفر کردن و درمان اعتیاد، این معضل برایم حل شد. من در اوایل ورودم به کنگره، دیدگاهم این بود که آیا برای شروع سفر و درمان باید هزینهای پرداخت کنم؟ با وجود اینکه شنیده بودم درمان در کنگره۶۰ هیچ هزینهای ندارد، تمام فکر و ذهنم این بود که شاید در اواسط سفر به نام لژیون سردار هزینه دریافت کنند و آن زمان من باید چه کنم!
ولی به مرور زمان و با آموزشهایی که گرفتم خودم اشتیاق پیدا کردم که ببینم در لژیون سردار چه خبر است که همهی اعضایش حال دیگری دارند. از زمانی که اراده کردم برای ورود به لژیون سردار ، بدون اینکه بخواهم از کسی تقاضا کنم، خیلی راحت این مقدار پول به دستم رسید، چون خواستهام این بود که وارد لژیون سردار شوم. زمانی که قدری به فرمان عقل رسیدم، فهمیدم که برای درمانِ من خیلی هزینه شده است؛ جدا از هزینههای مالی از جمله ساخت این دانشگاه و امکانات، حتی برای این صندلیها، عشقی که دریافت میکنم، پیوند محبتی که در بین همه جاری است، راهنمایی که با عشق خدمت میکند تا رهجوهایش به درمان، آرامش و تعادل برسند ،عشقِ بیقید و شرطی که وجود دارد، که بنظرم خیلی مهمتر از هر چیزی است. در تعطیلات تابستانی با وجود اینکه با سیدیها به کنگره وصل بودم، اما خلائی در وجودم حس میکردم که صرفاََ دلیلش دوری از این جمعِ پُر از عشق و محبت بود. خواستهی قلبیام این است که بتوانم دنور شوم و جایگاه پهلوانی را تجربه کنم؛ امیدوارم همانطور که راهِ سردار شدن برایم به راحتی باز شد به آرزوی دنوری و پهلوانی هم برسم. از آقای مهندس سپاسگزارم برای فراهم کردن این بسترِ پُر از عشق و نور. ممنونم که به صحبت هایم گوش کردید.
گرد آوری و تایپ : مسافر مریم _ دبیر لژیون سردار _ نمایندگی شقایق قشم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
30