English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان؛ نگاهی فراتر از آنچه می‌بینیم

دیده‌بان؛ نگاهی فراتر از آنچه می‌بینیم

دیده‌بان؛ نگاهی فراتر از آنچه می‌بینیم: گاهی یک جمله آن‌قدر عمیق است که سال‌ها در ذهن انسان باقی می‌ماند؛ نه به این دلیل که جمله پیچیده‌ای است، بلکه به این دلیل که پشت آن دنیایی از تجربه، آموزش و نگاه انسانی قرار دارد.

مدت‌ها پیش، در یکی از مشارکت‌ها جمله‌ای شنیدم که هنوز در ذهنم باقی مانده است؛ مادری داستانی را تعریف می‌کرد که سال‌ها چشم‌انتظار حضور مسافرش مانده بود. سال‌ها گذشته بود و او با امید، رنج و دلتنگی منتظر مانده بود، اما مسافرش سفر خود را نیمه‌کاره رها کرده و نتوانسته بود مسیرش را ادامه دهد. این مادر با غم و رنج بسیار نزد دیده‌بان رفته و درد خود را با او در میان گذاشته بود. پاسخی که دریافت کرده بود، برای من بسیار تأمل‌برانگیز است: «مسافر تو از تو جلوتر است و رنج و سختی بسیاری را تحمل می‌کند تا تو به او برسی.» شاید در نگاه اول، این جمله ساده به نظر برسد؛ اما برای من پشت همین چند کلمه دنیایی از معرفت نهفته بود! مادری که در آن لحظه بیشتر رنج و انتظار خودش را می‌دید، با نگاه دیگری روبه‌رو شد؛ نگاهی که به او کمک می‌کرد تا فقط از زاویه درد خودش به مسئله نگاه نکند. دیده‌بان به او یادآوری کرد که شاید پشت رفتار و شرایط مسافرش انسانی قرار دارد که خودش نیز درگیر رنج‌ها و تاریکی‌های خودش بوده و نمی‌توان تنها بر اساس آنچه امروز دیده می‌شود، مسیر او را قضاوت کرد.

از همان روز، این سؤال بارها در ذهن من شکل گرفت: یک دیده‌بان به چه جایگاهی رسیده که می‌تواند یک اتفاق را این‌گونه عمیق ببیند؟ چه‌قدر آموزش، تجربه، رنج، خدمت و شناخت  از انسان لازم است تا فرد بتواند در لحظه‌ای که کسی تنها درد خودش را می‌بیند، بخش دیگری از حقیقت را نیز به او نشان دهد؟ شاید پاسخ این سؤال را باید در مفهوم واقعی «دیده‌بان» جست‌وجو کرد. دیده‌بانی در کنگره۶۰ صرفاً یک عنوان نیست؛ این جایگاه نتیجه یک مسیر طولانی از آموزش و خدمت است، مسیری که در آن انسان به‌تدریج می‌آموزد جهان را تنها از دریچه خواسته‌ها و احساسات خودش نبیند. انسان در ابتدای مسیر بیشتر خودش را می‌بیند؛ رنج خودش، خواسته خودش، شکست خودش، موفقیت خودش و انتظارات خودش؛ اما در مسیر آموزش و خدمت، به‌تدریج نگاه او وسیع‌تر می‌شود. تجربه، آموزش، خدمت، شناخت انسان و عبور از منیت به او کمک می‌کند تا مسائل را از زوایای بیشتری ببیند.

به گمان من، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها در جایگاه دیده‌بانی، همین عمق نگاه است؛ اینکه انسان یاد گرفته میان احساس شخصی و حقیقت فاصله‌ای ایجاد کند. تصمیمات یک دیده‌بان تنها متعلق به خودش نیست. ممکن است تصمیم او مسیر زندگی انسان‌های زیادی تحت تاُثیر قرار دهد؛ بنابراین لازم است تصمیم‌های او از خواسته‌های شخصی فاصله داشته و بر پایه دانایی، عدالت، محبت و آینده‌نگری شکل بگیرد. آن مشارکت برای من دقیقاً از همین جهت ماندگار شد. شاید آن مادر در آن لحظه بیش از هر چیز نیاز داشت کسی دردش را ببیند؛ اما دیده‌بان کاری فراتر انجام داد. او به مادر کمک کرد تا از زاویه‌ای دیگر به مسئله نگاه کند. گاهی خدمت کردن این نیست که مشکل کسی را حل کنیم؛ گاهی خدمت این است که نگاه او را تغییر دهیم تا بتواند همان مسئله را با فهم و آرامش بیشتری ببیند.

شاید به همین دلیل است که دیده‌بان را می‌توان امانت‌دار یک مسیر دانست؛ امانت‌دار آموزش‌ها، امانت‌دار ساختار و مهم‌تر از همه، امانت‌دار انسان‌هایی که با امید وارد این مسیر شده‌اند. در کنگره ۶۰ آموزش زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که از ذهن به زندگی منتقل شود. انسان ممکن است ساعت‌ها درباره محبت، عدالت، معرفت، مسئولیت و خدمت سخن بگوید؛ اما حقیقت این مفاهیم زمانی آشکار می‌شود که در شرایط دشوار بتواند به آن‌ها عمل کرد. شاید به همین دلیل است که جایگاه دیده‌بانی را نمی‌توان صرفاً با عنوان و سابقه تعریف کرد. این جایگاه حاصل سال‌ها آموزش، تجربه و خدمت است؛ حاصل آموختن و دوباره آموختن، دیدن و دوباره دیدن و شاید یکی از زیباترین مفاهیم در این مسیر این باشد که انسان در نهایت متوجه می‌شود خدمت کردن، بیش از آنکه دیگران را تغییر دهد، خود انسان را تغییر می‌دهد. هر خدمتی که با آگاهی و محبت انجام می‌شود، بخشی از وجود انسان را می‌سازد و او را یک قدم به دانایی و کمال نزدیک‌تر می‌کند.

از روزی که آن مشارکت را شنیدم، هرگاه واژه «دیده‌بان» را می‌شنوم، بیشتر از آنکه به یک عنوان فکر کنم، به عمق یک نگاه فکر می‌کنم؛ نگاهی که می‌تواند پشت رنج، انسانیت را ببیند، پشت اشتباه، مسیر را ببیند، پشت امروز، فردا را ببیند و  پشت ظاهر یک اتفاق، حقیقتی عمیق‌تر را جست‌وجو کند. شاید ارزش واقعی این جایگاه نیز همین باشد؛ اینکه انسانی در مسیر آموزش و خدمت، آن‌قدر رشد می‌کند که نگاهش بتواند به دیگران کمک کند تا چیزی را ببینند که پیش از آن قادر به دیدنش نبوده‌اند. در پایان، از خداوند بزرگ سپاسگزارم که در این مسیر، ، انسان‌هایی را قرار داده است که با آموزش، تجربه و خدمت، چراغی برای دیدن بهتر مسیر دیگران شده‌اند. هفته دیده‌بان را به همه دیده‌بانان کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم و از زحمات، آموزش‌ها و خدمت صادقانه‌شان سپاسگزارم.

نویسنده و رابط خبری: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر پانته‌آ (لژیون ویلیام)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران لویی‌پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .