هفتمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی،مرزبان محترم مسافر محمد، نگهبانی،مسافر محسن و دبیری موقت، مسافر حمید با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» پجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم مسافر
خداوند را شاکرم که فرصت داد در کنگره 60 باشم از همه خدمتگزاران تشکر میکنم ابتدا از آقای مهندس از خانواده محترمشان و راهنمای سفر اولم آقا احسان و راهنمای سفر دومم آقا محسن تشکر میکنم و از همه خدمتگزاران که از راه دور و نزدیک میآیند و کمک میکنند و از همه خدمتگزاران که باعث شدن شعبه ما به این خوبی رشد کند و خداوند را شاکرم که این فرصت را در اختیار من گذاشت.
من برای درمان مواد آمدم ولی بنظر خودم خیلی چیزها را دریافت کردم یعنی واقعا کنگره60 یک درمان کلی به آدم میدهد یک تغییر اساسی به آدم میدهد من یکبار در کنگره 60 میشنیدم که میگفتند خدا را شکر معتاد شدم و به کنگره آمدم امروز واقعا درک میکنم حرفی را که میزدند اگر من مصرف کننده نمیشدم شاید خیلی غرور داشتم و آن غرور باعث میشد من بگویم نه من باید این چنین باشم ولی بواسطه این که مصرف کننده شدم الان در این جایگاه قرار بگیرم و از این اموزشها استفاده کنم.و بتوانم از این باران رحمتی که باریده استفاده کنم بنظر من کنگره مثل یک باران رحمت است که میبارد حالا بستگی به من دارد که ظرف من چقدر بزرگ باشد هر چه بیشتر بخواهم از این نعمت استفاده کنم.در مورد دستور جلسه وادی ششم و برداشت من از آن، که عنوان وادی است حکم عقل را در قالب یک فرمانده به اجرا در آوریم.من اول باید بدانم که خودم میگویم.من الان مشکل دارم آیا پذیرفتم این خیلی مهم است.اگر بپذیرم و قبول کنم مشکل دارم و بدانم راه غلط را رفتهام این باعث میشود آموزشپذیر باشم باعث میشود که من آن منیت را کنار بگذارم و از تمام حرفهایی که راهنمایم میگوید بتوانم آنها را اجرا کنم و بیربط هم با این دستور جلسه نیست بنظر من و برداشتی که من دارم این است که من قبل کنگره قبل از مصرفم شاید خیلی فرماندهی عقلم دست خودم نبود.واقعا بخواهم حساب کنم من نوعی همین کارهای روزمره را یا به قول آقای مهندس میگویند زبالهها را بیرون بگذاری.حمام کنی اینها را من درست اجرا نمیکردم حالا امروز از همین کارهای کم شروع میشود این کارهای روزمره شروع میشود.کم کم آدمی که چقدر قبلاً از لحاظ کنگره در هفته دو روز شاید دوش نمیگرفتم.حمام نمیرفتم ولی امروز میبینم که توانستم بعد از گدشت چند سال در کنگره که هستم هر روز دوش میگیرم.خب این قدم خیلی بزرگی است و بقیه کارها. ورزشی که چند سال فراموش شده بود الان ورزش برنامههای من وجود دارد و خیلی چیزهای دیگر. بنظر من کنگره خیلی مطالبش مانند بخشش است ست یعنی همان درمانی که در DST قرار دارد مقداری از دارویت را میبخشی یک حال بهتری را بدست میآوری این هم همان است بنظر من وقتی میآیم از خشم،نفرت و کینهای که در دلم دارم این صفاتی که از بچگی به مرور در من شکل گرفته باعث شده آن فرماندهی عقل را از که دست رفته میتوانم با بخشیدن و افرادی را که به دلیلی در جامعه هستند اینها را ببخشم از دست آنها ناراحت نشوم و این کینه و نفرتی که از ادمها در دلم نگه ندارم اینها را ببخشم بنظرم این بخشش است باعث میشود که فرماندهی کمکم به من برگردد و از همین کارهای روزمرگی همیشگی که شروع میشود کمکم به کارای مهم هم میرسد.بنظر من چیزهای مهمتر این است که حالا جناب مهندس همیشه میگویند.اما کنترل کردن رفتار بدن از کلام میتواند باشد از زبان میتواند باشد مثلاً با نگه داشتن صحبت و کنترل زبان بتوانم غیبت نکنم بتوانم دروغ نگویم بتوانم فکر کنم قبل از حرف زدن. این خودش یک بحث داره و ماندگار بودن اینها کمکم بدست میآید و یک شبه بدست نمیآید بعد از درمان مواد همین تغذیه سالم است که باعث شده من بتوانم خوردنم راکنترل کنم و همین باعث شد من وزنم پایین بیاید و من به حال خوش دست پیدا کنم. یعنی به سلامتی و آرامشی برسم.همین جا جا دارد از آقا محسن هم تشکر کنم راهنمای تغدیه سالم من هستند این یکی از هدفهای مهم کنگره است و بعد ذهن من است که بتوانم ذهنم را کنترل کنم از افکار منفی ترس و استرس که همیشه بوده و در زندگی وجود دارد من میتوانم اینها را کنترل کنم که به من لطمه وارد نکنند بعد از اینها که من کنترل کنم میتوانم به آن آسایش و آرامشی که هدف آقای مهندس است برسم. فقط این را بگویم که کنگره جای خیلی مهمی است شاید من اول بیایم یک جایی که فقط برای درمان است ولی خیلی فراتر از این حرفها است یعنی واقعا همهاش تعجب و حیرت است وقتی درست فکر بکنید نمیشود زیاد به آن فکر بکنید من تحملم اینقدر نیست ولی میدانم هرجا نفسی احیا بشود همه نفسها احیا شدند بقول معروف کلام کتاب آسمانی است.این مکان واقعا جای باارزشی است و خوشحالم که در شهر خودم این اتفاق افتاد همیشه آرزویم این بود وقتی که مصرف میکردم ،که کنگره در رفسنجان هم شروع به کار کند و خدا شکر آمد و این جزو تلاش همه افراد از آقا محسن بگیر تا همه بچههای کرمان و رفسنجان و همسفران عزیز نیست از همه آنها تشکر میکنم .ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.

عکس: راهنما مسافر محمد
تایپ: مسافر امیر لژیون اول
بارگذاری: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
114