جلسه چهارم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنمای تازهواردین مسافر سجاد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم) و تأثیر آن بر روی من» روز پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان و همچنین از ایجنت، مرزبانان و نگهبان جلسه تشکر میکنم. دستور جلسه امروز «وادی ششم و تأثیر آن بر روی من» است که عنوان آن «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم» میباشد. اگر بخواهم این وادی را جدا از هم توضیح بدهم، در اینجا یک حکم داریم و یک فرمانده؛ اما ابتدا باید فرمانده را بشناسیم.
من اینگونه یاد گرفتم که در کتاب «ادموند و هلیا» گفته میشود خداوند، انسان را از خاک یا گل آفریده و تکهای از وجود خود را درون انسان قرار داده است. در مدتی که در کنگره هستم، یاد گرفتهام که عقل فر ایزدی دارد و همان هدیهای است که خداوند به انسان داده است. در کتاب «ادموند و هلیا» خواندم که اهریمن یا لوسیفر، گوهر جان ما را از انسان ربوده است. تمثیل و برداشت من این است که خداوند زمانیکه انسان را آفرید، گوهری به او عطا کرد.
مثالی که میتوانم در مورد این تمثیل بزنم این است که خداوند سنگی به انسان داد که حکم گوهر را داشت. یکسری از انسانها در صراط مستقیم و در کارهای ارزشی قرار گرفتند و شروع به تزکیه و پالایش کردند. هر کاری که انجام دادند و هرچه بیشتر در مسیر مستقیم حرکت کردند، این سنگ زیباتر و صیقلیتر شد. انسانهایی که در این مسیر جلوتر و جلوتر رفتند، به ابزاری دست پیدا میکنند که همان گوهر و هدیهای است که خداوند به انسان داده است؛ ولی انسانهایی که در مسیر ضدارزشها قرار میگیرند، چیزی به نام حکم عقل و فرمانده برایشان وجود ندارد؛ چراکه این گوهر زیبا را از دست دادهاند.
در اینجا دو مسیر شکل میگیرد؛ یکی مسیری که انسان آن سنگ را صیقل داده و زیبا کرده است و ارزش انسان مانند یک آینه صاف و شفاف بالا میبرد. مسیر دوم، مسیری است که انسان گوهری را که خداوند به او داده گم کرده است؛ چراکه در مسیر ضدارزشها بودهایم و اگر بخواهیم آن را پیدا کنیم، دیگر بهراحتی نمیتوانیم. در کنگره یاد گرفتم که خمر چیزی است که پرده، پوشش و حجابی بر روی عقل ما میگذارد. خداوند این ابزار را در اختیار همه انسانها قرار داده است و ما میتوانیم با این ابزار صعود یا سقوط کنیم. خمر مستقیماً با عقل سر و کار دارد.

در سیدی چله آقای مهندس فرمودند: من از استادم سؤال کردم: آیا میتوانم با چلهنشینی، روزه گرفتن و نماز خواندن، خودم را نجات بدهم؟ همه انسانها میدانند که قرار گرفتن در مسیر ضدارزشها و مسیر اعتیاد کار اشتباهی است و مانند افتادن در یک گودال است. هرچه در این گودال دست و پا میزنیم، بیشتر درون آن فرو میرویم؛ چراکه مسیر، اشتباه است. کدام مصرفکنندهای است که بگوید اعتیاد خوب است؟ اما در عالم واقعیت میداند که این کار و این مسیر اشتباه است و یک مصرفکننده حتی به زنده بودن خودش نیز راضی نیست.
خدا را شکر که این مسیر پیدا شده است. در مسیر ضد ارزشها، زمانیکه میخواهیم به حکم عقل دست پیدا کنیم، اهریمن دست به کار میشود. اولین کاری که انجام میدهد، نشان دادن سختیها به ما است. نیروهای منفی نیز به سراغ انسان میآیند؛ ولی با آموزشهای کنگره، آن دانایی به ما میگوید: صبر کن، درست میشود.
در سیدی چله آقای مهندس فرمودند: زمانیکه در مسیر فکر کردن قرار میگیریم، هستی و کائنات نیز به کمک ما میآیند و در تفکر ما شریک میشوند. من خودم این موضوع را حس و لمس کردهام و این اتفاق برایمان میافتد. انشاءالله که تکتک ما بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و عقل را بهعنوان فرمانده معرفی کنیم. همیشه سختی و مشکلات وجود دارد؛ اما این کنگره بود که به من یاد داد به فرمان عقل نزدیک شوم و در صراط مستقیم، با استفاده از نیروهای هستی و نیروهای کائنات و با فرمان عقل گوهر وجودی خودم را روزبهروز صیقلتر کنم. انشاءالله که تکتک ما بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و آن عقل را بهعنوان فرمانده معرفی کنیم.
تایپیست: مسافر حمید (لژیون دوم)
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
130