سلام دوستان ازاده هستم یک همسفر
حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملاً اجرا نماییم. در وادی ششم یاد گرفتم که عقل مانند یک فرمانده، فرماندهی انسان را تحت پوشش خود دارد. این عقل است که نه آغازش مشخص است و نه پایانش. تصور من بر این بود که عقل همان مغز است درصورتی که عقل بعداز مرگ ازبین نمیرود درحالی که مغز چون جزء صور آشکار و جسم میباشد از بین خواهد رفت.
پیروی از عقل ما را به راه و هدف درست میرساند. وقتی درگیر مسئله و مشکلی میشوم و به چالشی در زندگی برخورد میکنم، عقل حکم میکند ادامه بده و راهی برای حل مسئله پیدا کن و ناامید نشو؛ ولی نفس اماره به نوعی ناامیدی را به من القاء میکند، که چی که ادامه بدی؟ تو قادر به حل این مشکل نخواهی بود، اینها سخنان نفس اماره هستند این من هستم که باید تشخیص بدهم کدام حرف عقل است و کدام حرف و صدای نفس اماره است. این درست تشخیص دادن بدون این که جهانبینی خود را قوی کنم میسر نیست و این کار در کنگره۶۰ به خوبی به ما اموزش داده میشود.
من در کنگره یاد گرفتم که از راههای زیادی میتوانم جهانبینی خود را کامل نمایم. ما همسفران مثل مسافران تخریب زیادی داشتیم ولی خود بر این مقوله اگاهی نداشتیم. وقتی متوجه میشویم که واردکنگره شویم.
تاثیر این وادی روی من این بود که زود تصمیم نگیرم، به حرف نفس اماره بها ندهم و یاد گرفتم که این صدایی که من را ناامید میکند صدای نفس اماره من است نه حرف و صدای عقل من. توانستم در این مدت ۸ ماهی که در کنگره۶٠ حضور دارم آموزشها و تجربیات زیادی دریافت نمایم. قبل از ورودم به کنگره با مسافرم خیلی بحث میکردم الان فهمیدم که کار عاقلانه این است که بحث نکنم. متوجه شدم مسافرم تحت افکار و نیروهای شیطانی است و مجادله فایده ای ندارد. امیدوارم روزی او هم به این باور برسد و نقطه تفکرش باز شده و وارد این مسیر پر نور بشود.
سلام دوستان حمیده هستم یک همسفر
حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم. این جمله به این مهمی را من در کنگره به نوعی ساده و پرمحتوا و کاربردی یاد گرفتم. ما همه دارای عقل هستیم پس چرا گاهی اوقات کاری میکنیم که پشیمان یا ناراحت میشویم، در زندگی همه ما دو نفر وجود دارند که با ما دائماً در حال حرف زدن هستند که ما را یا راهنمایی میکنند یا از راه درست منحرف میکنند.
خیلی مهم است که من بتوانم صدای آنها را بشنوم و متوجه شوم، چون اگر نتوانم، دائماً در حال رنج و عذاب هستم؛ چون اطلاعات غلط و نادرست به عقلم میرسد و نمیتوانم به درستی زندگی کنم. مثلاً وقتی که به گنگره آمدم صدایی به من میگفت ول کن به تو چه؟ تو که معتاد نیستی تو خودت به وسیله همسرت اذیت شدی؛ ولی صدای دیگری میگفت کمک کن، ببخش، زندگی کن، خوبی کن، راحت باش، شروع کن و دوباره بساز. گاهی غمگین میشویم برای این که سعی نکردیم آگاهی و دانش خودمان را بهتر کنیم، سعی نکردیم یاد بگیریم، تفکر کنیم.
این وادی به من کمک کرد که درست فکر کنم، درست عمل کنم، درست حرکت کنم، حتی اگر مسیر و راه طولانی باشد؛ چون بالاخره روزی درست خواهد شد من الان به وسیله همین صدا که میشنوم و به وسیله همین وادی متوجه شدم چگونه میتوانم خودم را به عقل نزدیک کنم. صبح برای نماز نمیتوانستم بیدار شوم ولی زمانی که اولین صدا را میشنوم به سرعت بیدار میشوم یا زمانی که میخواستم به فقیری کمک کنم رد میشدم بعداً پشیمان میشدم ولی فایدهای نداشت ولی الان در همان لحظه انجام میدهم.
زمانی که میخواهم کار ضدارزشی انجام بدهم کمی تفکرکرده و در همان لحظه انجام نمیدهم. فکر غلطی را به عقل خودم هدایت نمیکنم و نتیجه غلط هم برداشت نمیکنم بنابراین باید کاری کنیم که از نظر تفکر و تعقل، دانش، تزکیه و پالایش خود را به مرحله درستی برسانیم تا بتوانیم فرمانده جسم و نفس خودمان باشیم. تنها با این راه میتوانیم به فرماندهی عقل برسیم.
سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر
من در این وادی متوجه شدم که عقل در جسم ما حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ را دارد که نشان از قدرت خداوند است. عقل ما را به طرف نیروی مثبت، راه خوبیها و درستیها هدایت میکند. هر چه عملکرد عقل حسابشدهتر باشد انسان در صلح، آسایش و آرامش بیشتری قرار دارد و هر چقدر عملکرد ضعیفتر داشته باشد انسان بدبختی و بیچارگی بیشتری را تجربه میکند.
این وادی به ما یاد میدهد که صدای درونی عقل را بشنویم و به دستورات او عمل کنیم و او را به چشم فرمانروای عادل نگاه کنیم. نفس اماره همیشه در مقابل فرمانروای بزرگ که همان عقل است قرار میگیرد و با القاء افکار منفی سعی میکند ما را ناامید سازد و باعث شود که به هدف خودمان نرسیم. تنها راهی که میتوانیم انجام دهیم این است که پیرو خواسته های نفس اماره نباشیم و هر چه عقل فرمان میدهد، مثل دخالت نکردن در کار دیگران را انجام دهیم.
در این وادی با دو پارامتر اساسی از صور پنهان انسان روبهرو میشویم عقل و نفس، کنگره برای شناخت هر چه بهتر ما از خودمان در مقوله شناخت انسان شهر وجودی را به دو بخش تقسیم کرده است. صور آشکار و صور پنهان، صور آشکار اجزائی از انسان هستند که با چشم فیزیکی قابل دیدن میباشند و صور پنهان اجزایی هستند که با چشم فیزیکی نمیتوانیم ببینیم، مثل روح، نفس، حس، ذهن و غیره.
کار عقل سنجش و ارزیابی میباشد عقل مانند ترازویی است که به ما میگوید خواستههای ما درست است یا نه؛ خواستههایی که توسط عقل تایید میشوند را خواستههای معقول میگوییم یعنی خواستهای که مهر تایید عقل را دارند و خواستههایی که عقل را تایید نمیکنند را خواستههای نامعقول میگوییم. من فقط یک راه برای تزکیه و پالایش یافتم و آن خدمت کردن و دوری از ضدارزشها است. این که چه اندازه توانسته ام در این زمینه حرکت نمایم به میزان عقل و دانایی من باز میگردد که چقدر توانستهام تزکیه و پالایش شوم و این مطلب را خود هر شخص میداند من تصور میکنم که هدف تمام انسانها این است که مال و همسر خوب داشته باشند. داشتن اینها خوب است اما شرط لازم و کافی نیست زیرا همه این امکانات را در این دنیا گذاشته و تنها عقل و خواستههای خود را میتوانیم با خود ببریم. عقل راه و روش درست را به ما نشان میدهد و ما باید از فرمانهای عقل پیروی نماییم تا به صلح و آرامش دست یابیم.
رابط خبری: راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
24