English Version
This Site Is Available In English

برای آنان که در سکوت، نگهبانی می‌کنند

برای آنان که در سکوت، نگهبانی می‌کنند

همسفر تهمینه بیان کردند:

به نام خالق عشق و رهایی

گاهی در زندگی، آدم‌هایی هستند که آرام و بی‌صدا از کنار خواسته‌های خودشان می‌گذرند تا دستی را بگیرند که مدت‌هاست در تاریکی به دنبال راهی برای بازگشت می‌گردد.دیده‌بانان، شاید واژه‌ای ساده باشد؛ اما پشت این واژه، سال‌ها رنج، تجربه، آموزش، خدمت و از خود گذشتن نهفته است.آنان کسانی هستند که می‌توانستند مسیر زندگی‌شان را تنها برای خودشان بسازند، اما انتخاب کردند بخشی از عمر و توان خویش را برای احیای انسان‌هایی بگذارند که در پیچ‌وخم اعتیاد، امیدشان را گم کرده بودند.

مسیرهایی طولانی را پیمودند، خستگی را به جان خریدند و بارها خواسته‌های شخصی خود را به تأخیر انداختند، فقط برای اینکه شاید انسانی دیگر فرصت دوباره‌ای برای زندگی پیدا کند.شاید ارزش خدمت واقعی همین باشد؛اینکه گاهی خودت را فراموش کنی تا دیگری دوباره خودش را پیدا کند.دیده‌بان بودن فقط یک جایگاه نیست؛یک انتخاب است؛ انتخابِ خدمت، مسئولیت و عشق.عشقی که نه در حرف، بلکه در سال‌ها ایستادن، ساختن و دست گرفتن انسان‌های دردمند معنا پیدا می‌کند.

در هفته دیده‌بان، شاید هیچ واژه‌ای نتواند حق زحماتتان را ادا کند؛اما می‌شود با تمام وجود گفت:سپاسگزاریم که خواسته‌های خود را کوچک‌تر کردید تا امیدِ زندگیِ انسان‌های دیگری بزرگ‌تر شود.سپاسگزاریم که راه را رفتید تا دیگران راه بازگشت را پیدا کنند.و سپاسگزاریم که هنوز خدمت را انتخاب می‌کنید.هفته دیده‌بان، بر تمام دیده‌بانان کنگره ۶۰ مبارک.امید که چراغ این خدمت، سال‌های سال روشن بماند و انسان‌های بیشتری در پرتو آن، طعم دوباره‌ی زندگی و رهایی را بچشند. 

همسفر عطیه بیان کردند:

برای آنان که در سکوت، نگهبانی می‌کنند.در جهانِ کنگره، بعضی اسمها بلند است و بعضی در سایه… اما اگر به یک جایگاه نگاه شود، در پشت آن، دستی است که ایستادگی را معنا می‌دهد.دیدبان، آنی است که بارِ نظم را به دوش می‌کشد.تو نگهبان آن راهی هستی که دیگران در آن سفر می‌کنند و چراغ راه مسافران این راه هستی.من می‌خواهم که تو را مثل "ریشه" بخوانم. ریشه که دیده نمی‌شود، اما اگر نباشد، نه درخت، نه برگ، نه سبزه، هیچ‌چیز نمی‌ماند. برای من، تو آن اطمینانی هستی که در دلِ شب، همراه می‌شود؛ همان که نباید دیده شود، بلکه باید احساس شود.

گاهی بعضی حضورها، دیده نمی‌شوند اما همه چیز را نگه می‌دارند؛ مثل ریشه‌هایی که در سکوت، قامت یک درخت را استوار نگه می‌دارند.دیدبانان کنگره ۶۰ برای من فقط یک جایگاه نیستند؛ نشانه‌ی تعهد، خرد، صبوری و ایستادگی‌اند. آدم‌هایی که شاید کمتر در نگاه‌ها باشند، اما اثرشان در آرامش، نظم و استحکام این مسیر، مثل نوری است که دیده می‌شود، حتی اگر خودِ چراغ در سایه بماند.شما یادآور این حقیقت‌اید که هر بنای محکمی، پشت خود ستون‌هایی دارد که با عشق، مسئولیت و بینش ایستاده‌اند

ستون‌هایی که نه برای نمایش، بلکه برای نگه داشتن، ساختن و ادامه دادن قد کشیده‌اند.به احترام شما که بارِ امانت را با وقار به دوش می‌کشید، به احترام نگاهِ دقیق، دلِ روشن و قدم‌های استوارتان، سپاس.باشد که این مسیر همیشه روشن بماند و حضور شما، همچنان مایه‌ی آرامش و امید باشد.

 

 

ارسال و ویرایش:همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)،دبیر دوم سایت

همسفران نماینگی لواسان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .