جلسهی یازدهم از دورهی سیزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنمای تازه واردین مسافر صابر، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر موسی با دستور جلسهی « وادی ششم و تأثیر آن روی من » روز سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان صابر هستم یک مسافر، قبل از هر چیزی خداوند را شاکر هستم که باز توفیقی نصیب بنده شد تا در کنگره ۶۰ و در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و آموزش بگیرم. دستور جلسهی امروز در مورد وادی ششم و تأثیر آن روی من میباشد. وادی ششم به ما میگوید حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم. من برای این که معنا و مفهوم عقل را متوجه شوم نباید عجله کنم و بلکه باید صبر داشته باشم و خودم این مسیر را طی کنم. به فرمودهی آقای مهندس عقل با بودن در مسیر به تکامل میرسد. وقتی پای آدم یک بار داخل یک چاله میافتد عقل به تکامل میرسد و دفعهی بعد دیگر پای آن شخص داخل آن چاله نمیافتد.
.jpg)
شهر وجودی من به واسطهی مصرف مواد مخدر به کل نابود شده بود و فرماندهی آن از عقل گرفته شده بود و مواد مخدر بر وجود من فرماندهی میکرد ولی با ورود به کنگره ۶۰ و شروع درمان، کم کم دوباره عقل من فرماندهی را بر عهده گرفت و توانستم آن شهر ویران را آرام آرام بازسازی کنم. در سفر اول به من آموختن که تو نیازی نیست فکر کنی و این فکر کردن را به راهنمای خودت بسپار و راهنما بجای تو این کار را برای تو انجام میدهد تا روزی که دوباره توانستم فرماندهی را به عقل بازگردانم. ما باید از راهنمای خود فرمانبرداری کنیم تا بتوانیم در زمان مناسب فرماندهی جسم و وجود خود را به عهده بگیریم.
راهنما به من گفت اگر میخواهی موفق شوی و به آن جایگاهی که راهنماها و بقیهی سفر دومیها رسیدند برسی، تو فقط باید آن چیزی که راهنمایت میگوید انجام بدهی. قبول کردن این مسئله برای من سخت بود و با وجود تمام سختیها ایستادم و به حرف راهنمای خودم گوش کردم. رفتن و واردن شدن به مسیر باعث شد که من به این تکامل برسم و این حال خوش امروز خودم را مدیون همین کنگره ۶۰ هستم. رسیدن به جایگاههایی که عقل نمیتواند تصور کند فقط یک راه دارد، آن هم نگاه کردن و الگوبرداری از الگوها و پیشکسوتان میباشد. باید نگاه کنیم که بقیهی افراد چگونه توانستند به این جایگاه برسند.
زمانی درمان اعتیاد برای من غیر قابل باور و ناممکن بود و برای همین اوایل، هدفم از ورود به کنگره ۶۰ اصلا درمان شدن نبود. ولی وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم اینجا خیلی چیزها با جاهای دیگر فرق میکند و معنا و مفهوم خیلی از اتفاقات و کلمات در این بستر با بیرون از آن متفاوت است. تا عقل به این تکامل نرسد ما مطمئنا هیچ خدمتی در کنگره انجام نمیدهیم و اصلا به این کار فکر نمیکنیم. در سیدی چله آقای مهندس میفرمایند: شریعت، طریقت و حقیقت. بهترین شریعتی که من میتوانستم پیدا کنم همین کنگره ۶۰ بود. واقعا اگر کنگره ۶۰ نبود اصلا معلوم نبود که من الان زنده باشم یا نباشم. کگنره ۶۰ بهترین راه و طریقت را به من داد.
.jpg)
کدام یکی از ما حاضر بودیم که در این هوای گرم بیاییم و اینجا جلسه برگزار کنیم؟ همهی ما قبل از ورود به کنگره فقط فکر مصرف مواد مخدر بودیم و به هیچ کس فکر نمیکردیم. ولی الان من حتی به خودم هم فکر میکنم که این حرکتها را انجام میدهم. واقعا خدا را شکر میکنم که یک چنین شریعتی و یک چنین طریقتی سر راه من قرار گرفت که من به حقیقت برسم. برای رسیدن به این حقیقت، پول و هوش زیادی نیاز نیست، بلکه فقط نیازمند استمرار و حضور میباشد. این حضور داشتن و استمرار مطمئنا باعث میشود عقل من به تکامل برسد و روح من درست تربیت شود. از این که به حرفهای من توجه نمودید از همهی شما عزیزان ممنونم.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
71