English Version
This Site Is Available In English

حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم

حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم

جلسه دهم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صالحی ۲، به استادی مسافر حسین، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر منوچهر، با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» چهارشنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم مسافر. امروز برای من حال و هوای بسیار خوب و متفاوتی است و امیدوارم بتوانم بخشی از این حس خوب را به شما عزیزان منتقل کنم و آنچه را که در کنگره ۶۰، هرچند اندک، آموخته‌ام با شما در میان بگذارم. در ابتدا لازم می‌دانم از جناب مهندس دژاکام و خانواده گرامی ایشان، دیده‌بانان محترم کنگره ۶۰ و تمامی عزیزانی که به هر شکل در این مجموعه خدمت می‌کنند، صمیمانه تشکر کنم. خدمت این عزیزان برای من و امثال من مانند چراغی روشن در مسیر زندگی بوده است؛ چراغی که به من کمک کرد تا خودم و خانواده‌ام دوباره احیا شویم و بتوانیم مسیر زندگی را بهتر بشناسیم. امیدوارم خیر و برکت این خدمت بزرگ، به‌ویژه به عزیزانی که در این نمایندگی خدمت می‌کنند، به زندگی خودشان بازگردد.

اگر بخواهم درباره وادی ششم و دستور جلسه «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم» صحبت کنم، ابتدا باید به مطالبی که در ابتدای این وادی مطرح شده است توجه کنیم. در وادی ششم، عقل یکی از اجزای بسیار مهم صور پنهان انسان معرفی می‌شود و درباره جایگاه آن در تکامل انسان مطالب ارزشمندی بیان شده است. در سی‌دی «راز بزرگ» جناب مهندس نکته مهمی مطرح می‌شود؛ اگر بپذیریم که انسان تنها همین جسم، گوشت، پوست و استخوان است و هیچ چیز دیگری در وجود او نیست، زندگی بسیار پوچ خواهد شد و انسان در شناخت خویشتن به بن‌بست خواهد رسید. ما در کنگره ۶۰ یاد گرفته‌ایم که انسان دارای اجزای مختلفی است؛ از جمله روح، آرشیو، هاله و عقل. در میان این اجزا، عقل جایگاه بسیار مهمی دارد. در کنگره آموخته‌ایم که عقل را می‌توان به‌عنوان پیامبر درون انسان در نظر گرفت. عقل به خودی خود مرتکب اشتباه نمی‌شود؛ بلکه زمانی ممکن است تصمیمی نادرست گرفته شود که اطلاعات غلط و نادرستی در اختیار عقل قرار گرفته باشد.

یکی از موضوعات جالب در خلقت انسان، نیروهای متنوعی است که خداوند در اختیار او قرار داده است؛ مانند نیروی تفکر، صحبت کردن، حرکت کردن، برقراری ارتباط با دیگران و بسیاری نیروهای دیگر. وقتی انسان وارد مسیر اعتیاد می‌شود، به‌تدریج این نیروها در او دچار ضعف و قبض می‌شوند. فردی که با مواد مخدر عجین می‌شود، به مرور زمان قدرت ارتباط با دیگران، توانایی صحبت کردن، فعالیت اجتماعی، کار کردن و بسیاری از توانایی‌های طبیعی خود را از دست می‌دهد. این نیروها لزوماً از بین نمی‌روند، بلکه به نوعی در وجود انسان قبض می‌شوند. همین مسئله باعث می‌شود فرد مصرف‌کننده بیشتر به سمت انزوا و گوشه‌گیری حرکت کند و در نهایت در اعماق تاریکی‌ها قرار بگیرد. اما زمانی که فرد وارد کنگره ۶۰ می‌شود، آموزش می‌گیرد و حرکت خود را آغاز می‌کند، به‌تدریج نیروهای ازدست‌رفته دوباره در او احیا می‌شوند. البته این فرآیند نیازمند زمان و حرکت صحیح است.

اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، زمانی که وارد لژیون تازه‌واردین شدم، حتی نمی‌توانستم به‌راحتی یک جمله را بیان کنم؛ چه رسد به اینکه بخواهم مقابل سی یا چهل نفر بنشینم و چند دقیقه صحبت کنم. حتی از صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران دوری می‌کردم. اما به‌تدریج و با آموزش گرفتن، حرکت کردن و استفاده از نیروی عقل، این توانایی‌ها آرام‌آرام به من بازگشتند. امروز که می‌توانم در جمع صحبت کنم و تجربیات خودم را بیان کنم، این موضوع را یکی از نمونه‌های احیای نیروهای انسانی خودم می‌دانم.

یکی از نکات مهم این است که گاهی صدای عقل را با صدای نفس اشتباه می‌گیریم. صدای نفس معمولاً بلندتر و پررنگ‌تر است، در حالی که صدای عقل آرام‌تر و ظریف‌تر است. برای مثال، ممکن است نفس به من بگوید اگر با کسی درگیر شدی، عصبانی شو، خشمگین باش و پرخاش کن؛ اما عقل می‌گوید آرام باش، شاید لازم باشد در آینده با این فرد ارتباط داشته باشی یا شاید این رفتار پیامدهای دیگری برای تو ایجاد کند. عقل انسان را به آرامش، تعادل و حرکت در مسیر ارزش‌ها هدایت می‌کند و این هدایتگری برای من بسیار جالب و آموزنده است.

به نظر من، حرکت در مسیر فرمان عقل لزوماً به این معنا نیست که انسان باید از همان ابتدا کارهای بسیار بزرگ و پیچیده انجام دهد. فرمان عقل از کارهای بسیار ساده و کوچک آغاز می‌شود. کارهایی مانند مسواک زدن، مرتب بودن، رعایت بهداشت، توجه به لباس و ظاهر، احترام به خانواده، مسئولیت‌پذیری، برداشتن زباله و انجام درست وظایف روزمره، همگی می‌توانند تمرین‌هایی برای اجرای فرمان عقل باشند. وقتی انسان در انجام همین فرمان‌های کوچک موفق می‌شود، به‌تدریج توانایی اجرای فرمان‌های بزرگ‌تر را نیز پیدا می‌کند.عقل از صور پنهان انسان است و هنوز بسیاری از ابعاد و اجزای آن برای ما ناشناخته است. بنابراین نمی‌توان برای آن به سادگی زمان و مکان مشخصی تعیین کرد. آنچه اهمیت دارد، حرکت تدریجی و درست در مسیر شناخت و فرمان عقل است. من باید از خودم شروع کنم؛ به خودم بها بدهم، به شخصیتم توجه کنم، به خانواده‌ام اهمیت بدهم و در کارهای کوچک، فرمان عقل را اجرا کنم. اگر این حرکت به‌صورت مستمر ادامه پیدا کند، به مرور زمان می‌توانم فرمان‌های بزرگ‌تر عقل را نیز بهتر تشخیص دهم و اجرا کنم. در نهایت، انسانی که در مسیر ارزش‌ها حرکت می‌کند و به جایگاه نفس مطمئنه نزدیک می‌شود، می‌تواند به صلح و آرامش برسد و زندگی بهتری برای خود، خانواده و جامعه‌اش رقم بزند.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .