در این گفتوگو،راهنمای محترم مسافر منصور، از تجربه خود و نقش وادی ششم در حرکت در مسیر مستقیم، انجام بهموقع مسئولیتها، پالایش حسها و نزدیک شدن به فرمان عقل میگوید. او همچنین از تأثیر این آموزشها بر زندگی روزمره و رسیدن به آرامش و نظم بیشتر صحبت میکند.
از شما دعوت میکنیم این گفتوگوی خواندنی را دنبال کنید.

لطفاً خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید:
سلام دوستان، منصور هستم، یک مسافر.
آخرین آنتیایکس مصرفی: قرص B2
روش درمان: DST
داروی درمان: شربت OT
مدت سفر: یازده ماه و بیستوسه روز، به راهنمایی آقای جواد
مدت رهایی: چهار سال و هشت ماه
ورزش در کنگره: باستانی
نقش وادی ششم در سفر و رسیدن به رهایی چیست؟
وادی ششم میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم.»
خب، ما اوایل که وارد کنگره میشویم، تا بخواهیم به وادی ششم برسیم و درکی از این وادی داشته باشیم، با وادیهای تفکر آشنا میشویم. وادی اول و وادی دوم که میگوید ناامید نباشیم، وادی سوم که میگوید مسئولیتهایمان را بپذیریم و وادی چهارم، اینکه مسئولیتهایمان را به خداوند نسپاریم. در وادی پنجم یاد میگیریم تفکر تنها فایدهای ندارد و باید وارد عمل بشویم.
در ادامه، در وادی ششم میگوید که حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم. یعنی سفر اولی زمانی که وارد کنگره میشود، قبلاً مصرفکننده بوده و شاید قبل از اینکه مصرفکننده باشد، همه کارهایش را روال انجام میداده؛ ولی زمانی که مصرفکننده میشود، در انجام کارها تعلل پیش میآید، به خاطر اینکه سیستم ایکس از کار میافتد، کل نیروها از او گرفته میشود و توانایی انجام کاری را ندارد و حس انجام کاری را از خودش نشان نمیدهد.
حالا در وادی ششم میگوید زمانی که تو وارد کنگره میشوی و میخواهی به رهایی برسی، باید این وادی سرلوحه زندگیات باشد، سرلوحه برنامه کاریات باشد؛ یعنی باید مو به مو کارهایی که راهنما از تو میخواهد، انجام بدهی.
خیلی کارها جزئی یا شاید سبک هستند و انجام دادن این کارها شرط است. موقعی که به شما میگویند سر ساعت بیا کنگره، اگر توانستی سر ساعت بیایی، یعنی فرمان عقل را انجام دادی. میگوید سر ساعت OT را مصرف کن؛ اگر واقعاً توانستی هفت صبح بلند شوی و بعد از مصرف OT نخوابی، اگر این کارها را انجام دادی، یعنی در مسیر هستی و به فرمان عقل داری نزدیک میشوی.
بعد یواشیواش میآیی جلوتر، راهنما میگوید سیدی بنویس. اگر تو هر شب ده دقیقه سیدی نوشتی، سر هفته تمام است و اگر از اول شروع کنی تا آخر سفر، آن چهل تا تکمیل میشود. اگر شما در سفرت دغدغه سیدی نوشتن داشته باشی، یعنی داری به فرمان عقل نزدیک میشوی.
موارد دیگر مثل مشارکت کردن و حضور مستمر در شعبه، نکاتی هستند که همه در کنار هم باعث میشوند یک سفر اولی به درمان برسد.
چگونه میتوانید از آموزشهای وادی ششم در زندگی روزمره استفاده کنید؟
من زندگی قبل از اعتیادم را به یاد نمیآورم، چون زمانی که مصرفکننده شدم و پانزده سال درگیر مواد مخدر بودم، انواع و اقسام مواد را تجربه کردم. از تریاک و شیره به مصرف متادون و قرص B2 رسیدم؛ ولی هر بار از چاله درمیآمدم و در چاه میافتادم و فکر میکردم دیگر تا آخر عمرم مصرفکننده هستم.
بنابراین، آن روزهایی که من درگیر مواد نبودم را یادم رفته وگرنه من در آن زمان فرمان عقل را داشتم اجرا میکردم؛ یعنی کارهایی که داشتم مو به مو انجام میدادم. اصلاً کارهایی که قبل از اعتیادم انجام دادم، وقتی به یاد میآورم، میبینم کارهای بزرگی انجام دادم. کسی که بتواند سربازیاش را با دویدن بگیرد، این فرمان عقل است.
بعد زمانی که من شدم مصرفکننده، دیگر حتی پیادهروی هم نمیکردم، چه برسد به اینکه بخواهم ده کیلومتر بدوم.
اما الان یاد گرفتهام وادی ششم را اجرا کنم؛ یعنی فرمان عقل به من میگوید این کار را الان انجام بده. اگر الان انجام ندهی، با کار دیگری که داری تداخل پیدا میکند. من همان موقع بلند میشوم و این کار را انجام میدهم.
اینها به سادگی به دست نمیآید و تمرین میخواهد. یعنی طبق گفته آقای مهندس، از کارهای کوچک شروع کنیم. از اینکه از سر کار آمدی، یک دوش بگیری یا سطل زباله پر است، ببری خالی کنی یا ماشینت جایی خراب است، همان موقع درستش کنی. اینها دانهدانه دست به دست همدیگر میدهند تا آرامآرام به فرمان عقل نزدیک شوی.
یکدفعه نمیشود به فرمان عقل رسید؛ باید ذرهذره تمرین کنی و انجام بدهی تا این صدای عقل را بتوانی بشنوی و بتوانی درکش کنی. صدای عقل کاملاً فرق میکند و اصلاً خواستهای که از تو دارد فرق میکند.
بعد یک نکتهای که هست، این است که باید در مسیر مستقیم حرکت کنی و در مسیرهای انحرافی، کارهای ضد ارزشی انجام ندهی. برای رسیدن به فرمان عقل هم باید در مسیر مستقیم حرکت کرد تا حس آدم پالایش پیدا کند، چون در وادی ششم هم میگوید که حس، اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار میاندازد. هرچه ما این حسمان پالایش بشود و تمیز بشود، میتوانیم به آن فرمان عقل بیشتر نزدیک بشویم و بیشتر درکش کنیم.
چگونه میتوانیم تشخیص بدهیم چیزی که در ذهن ما میگذرد، حکم عقل است یا خواسته نفس؟
همین که در مسیر مستقیم حرکت کنیم، میتوانیم تشخیص بدهیم. زمانی که در مسیر مستقیم حرکت کنیم، حسها پالایش پیدا میکنند. حس هم که پالایش پیدا کرد، دانایی هم افزایش پیدا میکند. زمانی هم که دانایی افزایش پیدا کند، حکم عقل هم صدای بیشتری پیدا میکند؛ چون ما میدانیم که آن سربازهای دانایی هستند که اطلاعات را به عقل میرسانند و عقل خودش یک فرمانده است و فر ایزدی دارد؛ یعنی ماورای روح و نفس است. اصلاً چیزی است که هنوز هم کسی نمیداند از چه چیزی تشکیل شده و اطلاعات را سربازهای دانایی به عقل میرسانند.
هرچه داناییات بیشتر باشد، به حکم عقل نزدیکتر میشوی.
به نظر شما مهمترین پیام وادی ششم برای یک مسافر چیست؟
اگر بخواهم نظر خودم را بگویم، مهمترین پیام این وادی که در زندگی خودم کاربرد زیادی داشته، این است که در مسیر مستقیم حرکت کنیم.
زمانی که میآیی اینجا و به درمان میرسی، طی سفر اولت در مسیر مستقیم حرکت کردی. به تو میگویند که اگر میخواهی سفر خوبی داشته باشی، به خیلی چیزها تشویقت میکنند؛ به پارک آمدن و ورزش کردن، به اینکه در کارگاههای آموزشی حضور داشته باشی و از یک سری چیزها هم منعت میکنند.
مثلاً خود آقای مهندس میگویند در سفر اول قهوه نخورید یا مشروبات الکلی مصرف نکنید. با کوچکترین میزان مصرف الکل، سفر خراب میشود و باید انضباطی شوی و در سفر دوم هم رهاییات صفر میشود.
پس مهمترین پیام این وادی، همانطور که گفتم، این است که در صراط مستقیم حرکت کنی و اگر میخواهی حال خوبی داشته باشی، باید به هیچ عنوان دنبال ضد ارزشها نباشی؛ حتی همان مصرف قهوه، چون قهوهای که باعث میشود خواب آدم کاملاً بپرد، قطعاً خودش یک نوع آنتیایکس است.
یا اگر به جشن و مراسمی رفتی و مشروبات الکلی مصرف میکردند، تو میلی به مصرف نداشته باشی و اگر مصرف کنی، یعنی از مسیر خارج شدی؛ ولی اگر یک فرد کنگرهای واقعاً آموزش دیده باشد و جهانبینی شخص رشد کرده باشد، اصلاً دنبال این چیزها نیست.
و کلام آخر:
کلام آخر در تیتر وادی هست: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم.»
کلام آخر من این است که اگر میخواهی آرامش داشته باشی و اگر میخواهی نگرانی نداشته باشی، کارهایت را همان وقتی که باید انجام بده. به هیچ عنوان نگذار برای روز بعد یا حتی ساعت بعد؛ چون از قدیم هم میگویند: «کار امروز را به فردا مینداز» و قطعاً یک تجربهای به دست آوردهاند که این حرف را زدهاند.
در جایی آقای مهندس به استادشان میگویند که من اضطراب دارم و نگرانم و استاد در جواب میگوید: به خاطر اینکه توی امور جاریه تعلل به خرج دادی؛ یعنی کارهای روزانهات را انجام نمیدهی.
یک مصرفکننده هم دقیقاً همین است. اگر ما هم به گذشته رجوع کنیم، میبینیم کارهای روزانهمان را انجام نمیدادیم، تنبلی میکردیم و در نتیجه، همیشه درگیر اضطراب و نگرانی بودیم.
ما باید کارهایمان را بهموقع و سر ساعت انجام بدهیم تا دچار نگرانی نشویم و به یک آسایش و آرامش نسبی برسیم.
از راهنمای محترم مسافر منصور بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادند و پاسخهای ارزشمندشان صمیمانه سپاسگزاریم. برای ایشان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون در مسیر کنگره ۶۰ را داریم.
عکس و گفتوگو: مسافر عباس
تنظیم: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
90