راهنما همسفر لعیا بیان کردند:
امروز، هوا بوی دیگری میدهد. بوی چوبِ سوختهی آتشگاههای قدیمی، بوی نمِ باران بر کولهپشتیهای خاکی، و عطرِ تندِ «وعدهای» که هنوز در گلوگاهِ تاریخ نلرزیده است. امروز، هفتهی گرامیداشتِ دیدهبان است و کنگره ۶۰، بهانهای شده تا دوباره گرد هم آییم؛ نه فقط برای شمردنِ تعداد، بلکه برای وزن کردنِ عشق.دیدهبان بودن، شغل نیست؛ یک زیستبوم است. دیدهبان کسی نیست که صرفاً از بالای برجی، افق را میپاید تا از خطر خبر دهد. دیدهبان در کنگره ۶۰، کسی است که در شلوغیِ بازارِ زندگی، وقتی همه سرگرمِ خرید و فروشِ لحظهها هستند، او مراقبِ «انسانیت» است. او کسی است که وقتی همه فریاد میزنند، او «میشنود». وقتی همه میدوند، او «میایستد» تا دستی را بگیرد که لرزیده است.
در این گردهمایی، شاید صدها نشان بر سینهها خودنمایی کند، اما زیباترین نشان، خطِ اخلاقی است که بر پیشانیِ زمان کشیده شده است. هر کدام از شما که امروز اینجا هستید، یک چراغدانید. مگر نه اینکه پیشاهنگی و دیدهبانی، هنرِ روشن کردنِ تاریکیهاست با کمترین سوخت؟ هنرِ گرم کردنِ دلهاست با کمترین ادعا؟امروز که هفتهی توست ای دیدهبان، بگذار از تو بپرسم: چند نفرید؟اگر بخواهیم با زبانِ ریاضی بگوییم، شاید لیستِ حضور و غیابی باشد که در پروندهها خاک میخورد. اما اگر با زبانِ عشق بگوییم، شما به تعدادِ تمامِ دستهایی هستیدکه گرهای را باز کردهاند، به تعدادِ تمامِ لبخندهایی که در روزهای سختِ مردم، مرهم شدهاند، و به تعدادِ تمامِ قدمهایی که در مسیرِ خدمت، استوار برداشته شده است.
در کنگره ۶۰، هر دیدهبان، یک فصل از یک کتابِ قطورِ ایثار است. برخی ریشهاند، برخی تنه، و برخی جوانههای تازهای که نویدِ بهارهای بعدی را میدهند. تفاوتی ندارد که چند سال گردنآویزِ وفاداری را بر دوش کشیدهای؛ مهم این است که امروز، وقتی در آینه نگاه میکنی، چشمانت هنوز برقِ «دیدنِ دردِ دیگران» را داشته باشد.دیدهبانِ عزیز!تو حافظهی بیدارِ سرزمین کنگره۶۰ هستی. تو آن چشمِ سومی هستی که اجازه نمیدهد زشتیها، چهرهی زیباییها را بپوشانند. در این هفتهی گرامیداشت، نه برای تشویق، بلکه برای «تجدیدِ پیمان» ایستادهایم. پیمان با خود، پیمان با طبیعت، و پیمان با خداوندی که تو را «بینا» آفرید تا «بیدار» بمانی.
تو دیدهبانی؛ یعنی نگهبانِ نور در شبهای طولانی. و امروز، روزِ توست. روزِ تو و تمامِ کسانی که یاد گرفتند برای دیدنِ حقیقت، باید از منافعِ خود گذشت.مهندس حسین دژاکام عزیز،بنیان گذار دانای کنگره۶۰ راهی را طراحی کردند که درآن نجات یافتگان،نجات دهنده میشوند...ودیده بانان ستون های این راه هستند.آنها استوار ایستادند تااین مسیر،هموار بماند،تااین نور ،نور بماند..پایانِ این یادداشت، آغازِ نگاهِ توست.تعداد ما هرچه که باشد، اگر دلهایمان به وسعتِ دریا و چشمانمان به تیزیِ عقاب باشد، ما یک ارتشِ صلحخواهیم که هیچگاه شکست نمیخوریم.
هفتهی دیدهبان، بر تکتکِ ستارگانِ آسمانِ کنگره ۶۰، خجسته باد.
ارسال و ویرایش:همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)،دبیر دوم سایت
همسفران نماینگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
100