"هشتمین جلسه از دور پنجاه و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر اقبال و دبیری مسافر راهب با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت هفده آغاز به کار نمود."
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر. خداوند را شکر میکنم که امروز این فرصت و جایگاه را در اختیار من قرار داد تا بتوانم درباره دستور جلسه وادی ششم، یعنی «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم»، مشارکت کنم، به نظر من، صحبت درباره عقل و فرمان عقل، تنها با شنیدن یک سیدی یا مطالعه یک وادی به پایان نمیرسد. مهم این است که ببینیم در زندگی خودمان تا چه اندازه توانستهایم به فرمان عقل نزدیک شویم و آموزشهایی را که دریافت میکنیم، به مرحله عمل برسانیم. ما در کنگره آموزش میگیریم، سیدی گوش میکنیم، مینویسیم و در جلسات حضور پیدا میکنیم. پس از مدتی، بسیاری از این کارها برای ما به صورت یک نظم و برنامه درمیآید. اما سؤال مهم این است که آیا این آموزشها فقط در محیط کنگره اجرا میشوند یا توانستهایم آنها را وارد زندگی خود نیز بکنیم؟
کسی که وارد سفر درمانی میشود، در حقیقت یک فرمان مهم عقل را پذیرفته است؛ یعنی متوجه شده که اعتیاد برای او زیانآور است و باید مسیر خود را تغییر دهد. به همین دلیل، به موقع برای دریافت دارو حاضر میشود، سیدی مینویسد، به جلسات میآید، به قوانین و حرمتهای کنگره احترام میگذارد و تلاش میکند برنامه درمانی خود را بهدرستی انجام دهد. اینها همه بخشی از حرکت در مسیر فرمان عقل است اما به نظر من فرمان عقل فقط به زمان سفر محدود نمیشود. سؤال اصلی این است که پس از برگشتن به زندگی روزمره، چقدر از این فرمان را اجرا میکنیم؟
اگر در گذشته دروغ میگفتیم، آیا توانستهایم بهتدریج دروغ گفتن را کمتر کنیم؟ اگر در گفتارمان ناسزا و پرخاشگری وجود داشته، آیا توانستهایم آن را اصلاح کنیم؟ اگر در کارمان رفتار نادرستی داشتهایم، آیا برای اصلاح آن قدم برداشتهایم؟
کنگره به من یاد میدهد که برای تغییر نمیتوانم یکشبه همه چیز را عوض کنم. باید مانند درمان اعتیاد، پلهپله حرکت کنم. اگر سالها در یک مسیر اشتباه حرکت کردهام باید با آموزش و عمل سالم بهتدریج مسیر خود را تغییر بدهم، حتی مسائل ساده زندگی نیز میتوانند نشانهای از فرمان عقل باشند؛ مانند نظم در زندگی، تمیز بودن، احترام به خانواده، انجام مسئولیتها و توجه به اطرافیان.

من فکر میکنم یکی از مهمترین قسمتهای فرمان عقل، تأثیری است که رفتار ما بر خانواده میگذارد. چند بار شده است که با فرزندانمان صحبت کنیم و زمانی را برای آنها اختصاص دهیم؟ چند بار شده است که کتابی در دست گرفتهایم تا فرزندمان نیز از رفتار ما یاد بگیرد؟ چند بار شده است که ورزش کردهایم تا فرزندمان ببیند و از ما الگو بگیرد؟
ممکن است سالهای زیادی از زندگی ما درگیر اعتیاد گذشته باشد؛ سالهایی که بخش زیادی از فکر و انرژی ما صرف تهیه مواد و مصرف آن میشد. امروز که به کمک آموزشهای کنگره در مسیر درمان قرار گرفتهایم، باید ببینیم چگونه میتوانیم این گذشته را جبران کنیم و از زمان و انرژی خود درست استفاده کنیم، یکی دیگر از موضوعاتی که به نظر من میتواند ارتباط مستقیمی با فرمان عقل داشته باشد، استفاده صحیح از امکانات و منابع زندگی است. زمانی که هزینه زیادی صرف مواد میکردیم شاید تصور نمیکردیم روزی بتوانیم همان پول را برای زندگی، خانواده، آینده و آرامش خودمان استفاده کنیم. امروز باید یاد بگیریم که عقل فرمانده، منابع ما را در مسیر درست هدایت کند.
در نهایت من از خودم میپرسم: آیا واقعاً فرمان عقل را در زندگی اجرا میکنم یا فقط درباره آن صحبت میکنم؟ به نظر من دانستن بهتنهایی کافی نیست. زمانی آموزش به نتیجه میرسد که از تفکر به عمل برسد. اگر بتوانیم حتی بخش کوچکی از آموزشهای کنگره را در زندگی خود اجرا کنیم و این حرکت را بهصورت مستمر ادامه دهیم، بهمرور زمان تغییرات بزرگی در زندگی ما اتفاق خواهد افتاد، من امروز یاد میگیرم که فرمان عقل یک دستور ناگهانی و یکشبه نیست؛ بلکه مسیری است که باید با آموزش، تفکر، صبر و عمل سالم، پلهپله در آن حرکت کنم، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ : مسافر علی
عکس : مسافر مهدی
بارگزاری : مسافر بهروز
مرزبان کشیک مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
96