وادی ششم به ما یاد میدهد که عقل، فرمانروای شهر وجودی ماست و باید تلاش کنیم فرمان عقل را در زندگی اجرا کنیم. آموزشهای استاد سردار نیز ما را به سمت آموزش، شناخت خود و خدمت هدایت میکند. ما در این مسیر میآموزیم که فقط دانستن کافی نیست؛ باید آموزشها را در زندگی به کار بگیریم و با افزایش دانایی، تصمیمهای درستتری بگیریم و در مسیر ارزشها حرکت کنیم.
راهنمای تازهواردین همسفر هاجر و مسافرشان صیاد با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک، شیره و حشیش وارد کنگره شدند. به مدت ۱۲ ماه با متدDST و دارویOT به راهنمایی مسافر داود و همسفر نسرین سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۴ سال و ۸ ماه است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر در کنگره شطرنج است. خدمت در جایگاههای دبیر کارگاه آموزشی، عضو لژیون سردار، دبیر شطرنج را پشت سرگذاشتهاند و اکنون در حال خدمت در جایگاه راهنمایی تازهواردین هستند.
ارتباط فرمان عقل با خدمت در کنگره ۶۰ چیست؟ آیا خدمت کردن میتواند یکی از نشانههای حرکت انسان به سمت فرمان عقل باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
خدا را شکر در کنگره۶۰ خدمتهای فراوانی وجود دارد. به قول استاد امین، میوههای زیادی برای افراد سفر اولی و سفر دومی وجود دارد. به نظر من خدمت کردن خیلی میتواند مرا ارتقا دهد؛ این ارتقا باعث تکامل من میشود و در نهایت به فرمان عقل میرسم. هر خدمتی میتواند یک آموزش برای من باشد. یک سری خدمتها باعث میشود زودتر در محل کار حضور داشته باشم و این موضوع، نظم و انضباط، مسئولیتپذیری و تعهد را به من یاد میدهد که سر وقت کار خود را انجام دهم. یک سری از خدمتها باید در خانه انجام شود و این از خودگذشتگی را به من یاد میدهد. خدمتهایی که انجام میدهم باعث افزایش اعتمادبهنفس من میشود؛ پس همه این خصوصیات در نهایت باعث حرکت من به سمت فرمان عقل میشود. حال که شال دارم و در جایگاه راهنمای تازهواردین خدمت میکنم، برای من دو سر برد است؛ هم خودم آموزش میبینم و هم به دیگران آموزش میدهم. یک رهجوی تازهوارد که وارد کنگره۶۰ میشود، به من یادآوری میکند که خودم چه حال بدی داشتم و از کجا به کجا رسیدم! این موضوع برای من یادآوری و آموزش است. آموزشی که میتوانم به او بدهم، میتواند به او کمک کند تا از ناامیدی، ترس، اضطراب و حال بدی که دارد، موقتاً بیرون بیاید. همه این موارد حرکت به سمت فرمان عقل و راه درست است.
لژیون سردار چه ارتباطی با مفهوم مسئولیتپذیری، بخشندگی و خدمت دارد و چگونه میتوان این موضوع را با وادی ششم تطبیق داد؟
به نظر من مفهوم مسئولیتپذیری، بخشندگی و خدمت، خود یک مثلث تشکیل میدهد. من وقتی وارد لژیون سردار میشوم، خدمت مالی انجام میدهم یعنی مسئولیتی را بر عهده گرفتهام. گاهی ممکن است برای انجام این خدمت، موانعی سر راه من قرار بگیرد. ممکن است افکار منفی سراغ من بیایند (شاید نتوانم پرداخت کنم) یا در ادامه مشکلی برای من به وجود بیاید و نتوانم تعهداتم را بهموقع انجام بدهم. اینها حقههایی هستند که نفس اماره برای من درست میکند و من بایستی هوشیار باشم و طبق وادی ششم پیش بروم. وقتی وارد این بازیها شدم و نیروی منفی خواست من را از بخشندگی مالی منصرف کند؛ اگر هوشیار باشم میتوانم جلوی ترسها و موانع را بگیرم و نگذارم بیشتر از این پیش برود.
اگر شخصی بداند انجام کاری درست است ولی برخلاف آن عمل کند، از دیدگاه وادی ششم چه اتفاقی در اجرای فرمان عقل افتاده است؟ یک مثال بزنید.
اگر شخصی افکار منفی زیاد داشته باشد و مدت زیادی در آن افکار باقی بماند، وارد نفس اماره میشود. نفس اماره یعنی تجمع مقدار زیادی افکار منفی. وقتی این دامنه گسترش پیدا میکند ما صدای عقل را نمیشنویم؛ بنابراین قدرت تشخیص ما از دست میرود. برای اینکه عقل دوباره قدرت خود را به دست آورد بایستی تزکیه و پالایش کند و فرمانهای کوچک را به اجرا درآورد تا از حالت نافرمانی بیرون آید. به قول معروف بایستی فرمانبرداری کند و این چیزی بود که من به وضوح حس کردهام. به عنوان مثال بسیار ناامید بودم، ترس، خشم، حسادت و تنفر تمام وجود مرا فراگرفته بود و با وجود اینکه کنگره میآمدم، زمانی را اینگونه پیش رفته بودم و همه این حسها محصول ناامیدی من بودند که نمیگذاشتند تصمیم درست بگیرم؛ تمام حرکتهای من غلط و بر پایه عقل نبود. عقل در حاشیه قرار گرفته بود و نمیتوانست حرکتی انجام دهد و برای اینکه از این حالت بیرون بیایم بایستی ذره ذره حال خود را بهبود می بخشیدم و تمرین میکردم که هر روز کمی از افکار منفی خود را کنار بگذارم. اندکی بعد حس کردم حالم بهتر است و فرمان عقل را اجرا میکنم، در نتیجه گاهی در اعماق تاریکی ما شروع به ساخته شدن و رشد میکنیم.
در کتاب ۶۰ درجه، تغییر انسان فقط به ترک مصرف محدود نمیشود. این تغییر را از نظر جهانبینی و رسیدن به فرمان عقل چگونه توصیف میکنید؟
در کتاب ۶۰درجه صحبت از ترک نیست. ما روی درمان و رسیدن به تعادل متمرکز هستیم. این کتاب هم برای همسفران و هم برای مسافران گزینه بسیار مناسبی است تا نقاط کور درمان خودشان را بشناسند و آنها را برطرف کنند. وقتی یک همسفر بداند کدام قسمت از یک مصرفکننده دچار تخریب شده، آنها را بشناسد و بداند که چطور با یک مصرفکننده رفتار کند، میتواند سفر خیلی راحتتری داشته باشد؛ این نکته بسیار مهم است. وقتی من بدانم مخاطب صحبتهای استاد در این کتاب، خود من هستم، یعنی پنجاه درصد مسیر را رفتهام. به قول استاد امین، پنجاه درصد مسیر این است که من بدانم چه مشکلاتی دارم و آنها را بپذیرم و پنجاه درصد بقیه برای درمان تعریف میشود؛ پس اینگونه است که ما ذرهذره تغییر میکنیم. با همین کتاب که پیش برویم، کمکم تغییر میکنیم و سفرمان را راحتتر انجام میدهیم.
به نظر شما چرا قبل از اینکه انسان بتواند فرمانده خوبی باشد، باید فرمانبرداری صحیح را یاد بگیرد؟ ارتباط این موضوع را با خدمت و لژیون سردار توضیح دهید.
خدمت یعنی انجام کاری بدون توقع، بدون بازگشت و بدون منت. این چیزی بود که من در کنگره و لژیون سردار یاد گرفتم. خدمت دو نوع است: مالی و معنوی؛ هر شخصی بسته به تواناییهای خود میتواند خدمت مالی یا معنوی انجام دهد. مهم این است که من بدون توقع و بازگشت این کار را انجام دهم. من این موضوع را در زندگی شخصی خودم کاربردی کردم. یک جایی که از دستم برمیآید، معنوی خدمت میکنم و بدون توقع این کار را انجام میدهم و جای دیگر که از دستم برمیآید، بدون توقع خدمت مادی میکنم. پس خیلی مهم است خدمتی که انجام میدهیم بدون توقع باشد. اینکه بدون توقع خدمت میکنم، یعنی فرمانبردار خوبی بودهام. وقتی فرمانبردار خوبی باشم، میتوانم فرمانده لایقی باشم و وقتی فرمانده خوبی باشم، میتوانم این موضوع را به دیگران هم انتقال بدهم و تأثیرگذار باشم. چقدر خوب است که همه ما بتوانیم در زندگی خود خدمتی انجام دهیم؛ حال چه در کنگره و چه خارج از کنگره باشد.
در پایان از راهنمای تازهواردین همسفر هاجر صمیمانه سپاسگزاریم که وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادند.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر کتایون رهجوی راهنما همسفر ایران (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ابن سینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
66