جلسه سیزدهم از دوره نهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی همسفر محمد، نگهبانی مسافر عارف و دبیری مسافر رحمات با دستور جلسه 《 وادی ششم و تاثیر آن روی من》در روز یکشنبه ۲۵ مردادماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من محمد هستم، یک مسافر.
دستور جلسه وادیِ «ششم و تاثیر آن روی من» است، عنوان وادی میگوید: حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملًا اجرا نماییم.
جسم انسان مانند یک سرزمین است که عقل، به عنوان یک فرمانروای عادل، در بالای آن قرار گرفته و حکمرانی میکند. در این سرزمین، همه نوع افرادی مثل یک جامعهٔ معمولی حضور دارند؛ از آدمهای سالم و درستکار گرفته تا آدمهای خلافکار و منحرف؛ یک شورایی وجود دارد که از هر قوم از این آدمها یک نفر در آن شورا حضور دارد. تصمیماتی که باید برای آن جسم گرفته شود، در آن شورا به رأی گذاشته میشود و فرمان نهایی را عقل صادر میکند.
در این جا، اگر هرچه در شورا تصمیم گرفته شود و عقل تشخیص دهد که درست است، آن دستور را اجرا میکند؛ در غیر اینصورت، عقل مخالفت میکند.آدمهای منحرف، همان کسانی هستند که دنبال فسق، فجور و ضدّارزشها هستند تا به خواستههای خود برسند. وقتی میبینند که عقل آن فرمان را انجام نمیکند، دست به توطئه میزنند تا عقل را از آن بالا پایین بکشند تا بتوانند به خواستههای خود برسند. برای اینکه برای آن قضیه، یک لیدری داشته باشند که این کار را بتوانند انجام دهند، چیزی به نام «نفس امّاره» را سردستهٔ خود میکنند.
و ما میدانیم که تمام خواستههای ما، چه خوب و چه بد، چه درست و چه غلط، از نفس ما نشئت میگیرد؛ یعنی هر آنچه را که طلب میکنیم، از نفس ما سرچشمه میگیرد. این آدمها میآیند و نفس امّاره را جایگزین عقل میکنند. وقتی این اتفاق میافتد و عقل را کنار میزنند، این نفس امّاره سوار میشود و حاکم بر جسم میشود.
موقعی که انسان کار خلافی انجام میدهد و بعد پشیمان میشود، مورد سرزنش وجدان قرار میگیرد. اگر این حالت به وجود بیاید، نشان میدهد که انسان کمکم و ذرهذره از تاریکی خود نجات پیدا میکند.
وقتی انسان بخواهد حکم عقل را به عنوان فرمانروا بپذیرد، زمانی میتواند به آرامش برسد و به فرمان عقل گوش دهد که ذرهذره پیش برود و نباید دست به کارهای عجیب و بزرگ بزند. مثلاً در کنگره، نباید انتظار داشته باشیم که ظرف مدت چهار ماه به رهایی برسیم؛ این امکانپذیر نیست. باید از کارهای کوچک شروع کنیم؛ ابتدا کارهای کوچک انجام دهیم تا به کارهای بزرگ برسیم.
خودمان را با کارهای ارزشی سازگار کنیم. عقل به ما حکم میکند که از کارهای کوچک شروع کنیم، مثلاً پسانداز کنید، ظرفها را به موقع بشورید. این کارهای کوچک و ساده باعث میشود که یاد بگیریم از فرمان عقل و ارزشها پیروی کنیم. به این شکل میتوانیم حکم عقل را به عنوان فرمانده بپذیریم و گوش به فرمانش باشیم و قطعاً به آسایش و آرامش میرسیم. در غیر اینصورت، جز این که هر روز به یأس و ناامیدی فرو برویم، هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.
انسان هر موقع که میخواهد به سوی حکم عقل حرکت کند، همین گامهای آهستهای که برمیدارد، نفس امّاره جلوی راهش را میگیرد و حس منفی به او منتقل میکند؛ و انسان را از همان مسیر درستی که میخواهد قدم بردارد، منحرف میکند.
گروه خدمتگزاران سایت
تایپ: مسافر عارف و مسافر محمود
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
56