جلسه دوم از دوره هشتم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی همسفر عطیه، نگهبانی همسفر مهین و دبیری راهنما همسفر ملیحه با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنیم) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۷مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
من برای بار دوم در لژیون سردار استاد جلسه شدهام. در جلسه قبل صحبتی کردم که برای خودم حس خیلی خوبی داشت. با خودم عهد کردم هر بار که در لژیون سردار استاد جلسه بودم، به شکرانه آن حس خوب و آگاهی، صحبتم را تکرار کنم.
میخواهم به خودتان افتخار کنید؛ چرا که مصداق بارز کلام خداوند هستید. خداوند در قرآن میفرمایند: «من شما را با اموالتان آزمایش میکنم».
اینکه در لژیون سردار هستید و با هر تعهد و پرداختی در این مسیر قدم برمیدارید، یعنی از این آزمون سربلند بیرون آمدهاید. مالی را که در اختیار شما قرار دادهاند، در طبق اخلاص گذاشتهاید و به لژیون سردار آوردهاید تا در بهترین زمان و مکان ممکن و به بهترین شکل، برای انسانهای دردمند هزینه شود.
اما دستور جلسه این هفته، وادی ششم است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.»
برای بار دوم است که من استاد جلسه میشوم و یکسری مطالب در ذهنم آشنا بودند. به یادم آمد که بار قبل هم که استاد جلسه بودم، همین دستور جلسه را داشتیم. این موضوع برای من یک تلنگر بود و به من یادآوری کرد که هنوز آموزشی را که باید، به دست نیاوردهام. امیدوارم به کمک شما دوستان، این آگاهی را به دست بیاورم.
اما چرا باید به فرمان عقل برسیم؟
جناب مهندس خودشان توضیح میدهند: «برای اینکه به آرامش برسیم و در صراط مستقیم قرار بگیریم».
همه ما یقین داریم که بعد از حیات مادی، وارد بعد دیگری میشویم. وقتی این اتفاق میافتد، یعنی ما حیاتهای دیگری را نیز از سر گذراندهایم و ابعاد قبلی را تجربه کردهایم.
در دعای کنگره میگوییم: خدایا، تاریکیها را تجربه کردهایم، ما را با روشناییها آشنا گردان.
در بعدهای قبلی، تغییرات زیادی داشتهایم. ممکن است در یکی از حیاتهایمان تاریکی را تجربه کرده باشیم و در بعد دیگری به روشنایی رسیده باشیم. حالا با تمام این تغییرات، در این نقطه ایستادهایم و تمام این حلقهها را پشت سر گذاشتهایم تا به فرمان عقل نزدیک شویم.
نکته جالب اینجاست که ما را یکمرتبه در وادی ششم رها نکردند که برو و حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کن. مسلماً اگر این اتفاق میافتاد، سردرگمی زیادی برای ما پیش میآمد.
بعد از چهار وادی اول، میتوانیم نیمنگاهی به وادی پنجم داشته باشیم که یکسری نکات و راهکارها را به ما میدهد. وادی پنجم به ما میگوید از ضدارزشها برگرد، خوددار باش، قناعت کن، صبر داشته باش، تجسس، قضاوت و غیبت نکن و نکتهای که مربوط به لژیون سردار است، پسانداز داشته باش و در نهایت راضی باش، توکل کن و تسلیم باش.
اگر از همه این موارد گذرا رد شویم، شاید همین مطالب تمام ابعاد زندگی ما را دربر بگیرد؛ چه برسد به اینکه آنها را تمرین کنیم و ملکه ذهن خود قرار دهیم. تمام اینها خوراک مناسبی برای ذهن ماست تا بتوانیم اطلاعات درست را دریافت کنیم.
پیامبران زیادی در طول حیات آمدهاند و یکسری اصول کلی را به ما گفتهاند. حالا من باید مصداقهایی را که لازم است، به عقل، یا همان پیامبر درونی خودم، بیاورم.
اگر خوراک درستی به عقل بدهیم، چون دارای فر ایزدی است، هیچگاه ما را گمراه نمیکند و به بحران نمیکشاند. اگر اشتباهی کنیم، مربوط به نفس اماره ماست. نقطه قوت و امیدوارکننده اینجاست که هر قدر هم اشتباه کرده باشیم و به نفس اماره خود گوش داده باشیم، باز میتوانیم برگردیم و به سمت فرمان عقل حرکت کنیم و فرماندهی را به عقل بسپاریم.
تمام صحبتهایی که میکنم، در لژیون سردار نمود دارد. مثلاً همین تغییر را در خودم میبینم. من تازهوارد، دو هفته قبل از گلریزان وارد کنگره شدم و طبق احساساتی که در روز گلریزان حاکم است، رقمی را اعلام میکنم. بعد یک سال به من فرصت داده میشود تا از احساساتم به سمت عقل برگردم و بتوانم عاقلانه و درست، مبلغی را برای لژیون سردار عنوان کنم.
نکته مهمی که در زندگی برای خودم اهمیت داشته و فکر میکنم همه ما باید به آن اهمیت بدهیم، این است که در هر رابطهای، چه خانوادگی، دوستانه، عاشقانه، مالی و حتی در رابطه با استاد سردار و خداوند، فارغ از هر نتیجهای، تلاش خودم را انجام بدهم.
خداوند و استاد سردار زیر دین کسی نمیمانند؛ پس نباید چرتکه بیندازم و بگویم: من در لژیون سردار شش میلیون تومان پرداخت کردم، حالا ببینم استاد سردار برای من چه کاری انجام میدهد. یک سال به او فرصت میدهم تا ببینم چه چیزی به من برمیگرداند. بعد میگوییم اتفاقی برای ما نیفتاد؛ تازه تورم هم بیشتر شد، وضعیت من از قبل بدتر شد و سطح زندگیام پایینتر رفت. چون رزق را فقط از جنبه مادی میبینیم.
در حالی که اگر نگاه کنیم، میبینیم از گلریزان پارسال تا گلریزان امسال، رابطهام با همسرم خیلی بهتر شده، مشکلم با همسایهام کاملاً برطرف شده و اتفاقات زیادی در زندگیام شکل گرفته است. اینها رزقهای معنوی هستند که گاهی شاید به آنها توجهی نداشته باشیم.
در نهایت، عقاب سفید میفرمایند: «بدون عشق، از عشق نمیتوان سخن گفت».
خدمت کردن از عشق میآید و خدمت مالی برای ما شاید کمی سخت باشد. اینکه ما اینجا هستیم و خدمت مالی میکنیم، نشاندهنده نهایت عشق ماست.
.jpg)
تایپیست: همسفر دلارام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس:همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
همسران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
139