در سیدی شب آقای مهندس در مورد تغییر صحبت میکنند.
آقای مهندس میفرمایند: انسان باید در هر مسیری که در حرکت است باید تغییر کند. تغییر مسئله مهمی است و بدون تغییر چیزی امکانپذیر نیست و در تمام سطوح باید تغییر کرد.
در مرحله اول باید بدانید، علم و دانش کسب کنید و حرکت کنید و این میشود تغییر.
رهجو وقتی وارد کنگره میشود میبینیم که تغییر میکند و این تغییر باید هم در ظاهر باشد و هم در باطن، تغییر باید در رفتار، کردار و گفتار ما باشد.
انسان وقتی تغییر میکند احساس او به او میگوید: که آیا من تغییر کردهام یا نه؟ پس زمانی که تغییرات انجام شد تبدیل صورت میگیرد و بدون تغییر هیچگونه تبدیلی صورت نمیگیرد.
آقای مهندس میفرمایند: من خودم وقتی که تغییرات را شروع کردم متوجه آن بودم مثلاً: شبها دیر میخوابیدم و دیر بلند میشدم ولی زمانی که تغییر کردم سر ساعت میخوابیدم و سر ساعت بلند میشدم و فرد مصرف کننده هم همینطور است زمانی که مصزف مواد را قطع میکند و خوردن اوتی را شروع کند کمکم تغییرات را در خود میبیند.
و نکته بعدی اینکه انوار نشانه خوبیها و پاکیها است و تمثیل آن نور که نشانه روشنایی، پاکی، عشق، محبت و پیشرفت است و تاریکی و ظلمت نشانه بدبختی، ویرانی، گرسنگی و جهنم است و این دو تمثیل هستند که انوار و نور نشانه مثبت است.
وقتی صحبت از انوار میآید سوره فجر و کلمه فجر که به معنای انفجار است به یاد من میآید و لیل هم به معنای تاریکی و ظلمانی است که زمانی که خورشید میدمد شکم تاریکیها را میدرد و این همان نشانه فجر یا همان انفجار است. اگر به قرآن به عنوان کتاب علمی و بدون تعصب نگاه کنیم میبینیم که این کتاب راجع به گذشته، زمان حال، آینده، گذشته زمین، پیدایش انسان، آینده زمین و آسمان به صورت تمثیل و به صورت واقعی مطرح شده است. آیندهای را نشان میدهد که ۱۴۰۰ سال پیش ترسیم کرده است.
۳۰۰ و یا ۴۰۰ سال پیش میگفتند: زمین میچرخد در صورتی که از ۱۵۰۰ سال پیش در قرآن گفته شده بود که آسمان شکافته میشود و زمین لرزهای مهیبی در هم فرو میریزد و هرچه در زمین و درون آن است بیرون میریزد و در اینجا به کهکشانها اشاره دارد و در مورد آنها صحبت میکند و همینطور از طبیعت، باران، درخت، نور، تاریکی و در مورد یکسری قوانین صحبت میکند.
ما وقتی میخواهیم رسول خدا، حضرت فاطمه یا حضرت علی ما را شفاعت کنند یعنی میخواهیم رسول خدا شفیع ما شود یعنی او تک است و ما هم تک هستیم و با هم میشویم جفت و تمام یادگیری انسان بر مبنای شفع و وتر است و موقعی که شفاعت میکند یعنی شما باید طبق آن رفتار کنید و جا پای او بگذارید هرچه گفته عمل کنید و آن موقع است که رستگار میشوید و با خلاف، دزدی و فساد شفاعتی در کار نیست.
و این مثال در کنگره هم صدق میکند مثلا رهجو و راهنما با هم شفع میشوند و راهنما شفیع رهجو میشود و هرچه را که راهنما میگوید رهجو گوش میدهد و راهنما شفیع او میشود، پدر و مادر هم همینطور هستند.
جفت و فرد هر دو یک مثلثی را به وجود میآورند که تمام سیستم خلقت بر مبنای شفاعت کار میکند و تمام فرمولها هم بر همین مبنا است، اگر بخواهیم لیل تمام شود و تبدیل به صبح و فجر شود به شفیع نیاز داریم مثلاً: اعتیاد یک تاریکی و ظلمت است و اگر بخواهد تمام شود باید شفع و وتر به وجود بیاید و این تمام شود یعنی یک راهنمایی باشد.
آقای مهندس میفرمایند: در مورد خود من زمانی که با استادان من شفیع من شدند و من به آنها وصل شدم، آنها با آموزش جهانبینی به من یاد دادند که من توانستم شب را پشت سر بگذارم.
کتاب قرآن سالها قبل از گالیله در مورد زمین لرزه زمین صحبت کرده و نباید به راحتی از این کتاب بگذریم درست است که از این کتاب سوء استفاده میشود اما به کتاب ربطی ندارد.
اگر ما تغییر کنیم و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم انوار به طرف ما حرکت میکنند و انسان هم باید در مسیر خود را اصلاح کند و خسارت آن را جبران کند که اول از همه از خودش باید جبران خسارت کند و ما بیشترین خسارت را اول به خودمان میزنیم، به عنوان مثال: با از بین بردن کبد با مشروبات الکلی، از بین بردن ساختار وجود خود با مواد مخدر، بیخوابی و پرخوری به خود خسارت میزنیم و انگار با خود قهر هستیم و خود را دوست نداریم و بعد نوبت به جبران خسارت از خانواده میشود و در آخر هم جبران خسارت از اجتماع.
در طول زندگی و حیات باید خود را به درجه بالایی برسانیم و مطالبی را که یاد گرفتیم یادآور شویم، مطالب را جذب کنیم تا بتونیم به دیگران ارائه بدهیم یعنی باید اول خود ما قبول کنیم، یاد بگیریم و آن وقت میتوانیم راهنما شویم و دیگران را راهنمایی کنیم.
تا زمانی که خود ما یاد نگرفته و جذب نکرده باشیم نمیتوانیم راهنما شویم که راهنماها در کنگره ۶۰ هم همینطور هستند.
دانستهها را باید عمل کرد؛ چون آبروی علم به عمل آن است.
اگر به دانستهها ارزشی قائل نشویم برای باورمان هم ارزشی قائل نشدهایم، وقتی که اطلاعات دریافت شده قوی باشد و به عمل برسد در کلام نفوذ پیدا میکند وقتی میگوییم: برای باورها ارزشی نیست، یعنی؛ موقعی باور داریم که بتوانیم عمل کنیم و وقتی به باور عمل نکنیم هیچ ارزشی ندارد.
منابع اطلاعاتی ما از دو منبع است یکی الهام و یک هم حس، که این الهام مثل: رباتی در وجود ما است که صبح تا شب ما را هدایت میکند یکی راه مثبت و یکی راه منفی و زمانی که نفس انسان به مرحله میانه یعنی همان مرحله انسانی رسید همان موقع به او الهام فجور و تقوا میشود.
مرحله میانی یعنی؛ مرحلهای که از مرحله حیوانی گذشته و به مرحله انسانی رسیده است و روح همیشه القاء مثبت میکند. منبع اطلاعاتی بعدی ما هم کتابها، درس و نوشتارها هستند که حکم و قانون الهی را که در همه حلقههای حیات جاری است و باید مرحله به مرحله انجام شود به ما نشان میدهد.
جهان هستی قانونی دارد و نیروهایی بر آن حاکم است و چیزی که اینها را برنامهریزی میکند همان قدرت مطلق است و همه چیز به صورت مرحله به مرحله است.
ما هر آنچه را که از وادیها یاد گرفتیم باید در زندگی خود اجرایی کنیم مثلا: اگر میدانیم دشمنی بد است آن را به کار نبریم؛ زیرا دشمنی جز رنج چیزی به بار نمیآورد و قرآن میخواهد کاری کند تا ما به آرامش و آسایش برسیم و راه و رسم زندگی را به ما یاد بدهد.
از کم فروشان صحبت میکند که میگوید: وای بر کمفروشان، پس در کلیه زندگی وقتی انوار به طرف ما میآیند و الهام انجام میشود باید مواظب القا نیروهای منفی باشیم و همیشه این نیروهای منفی فعال هستند و در ذهن ما وجود دارند. انسانهای عاقل همیشه کاری انجام میدهند که بر مبنای عقل حرکت کنند و چیزی جز کارهای عقلانی آنها را راضی نمیکند که البته عقلانی باشد نه حسابگرانه.
کارهای معنوی هم همیشه بار مادی با خود به همراه دارند. ما در جهان بالا که میرویم میبینیم چیزی جز عقل حکم نمیکند، اگر کاری غلط باشد عقلانی نیست و اگر کاری عقلانی باشد باید حساب و دریافتها هم قوی باشند.
نکته آخر اینکه همیشه باید از خود لباسی داشته باشیم حتی اگر کهنه باشد، که این از بیلباس بودن بهتر است، یعنی: اگر خانهای داشته باشیم که خارج از شهر است بهتر است از این است که بیخانه باشیم.
منبع: اپلیکیشن دژاکام سیدی ( شب )
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر حمیده( لژیون دوم )
نویسنده: همسفر مهرناز( لژیون دوم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
52