English Version
This Site Is Available In English

عقل فنا شدنی نیست

 عقل فنا شدنی نیست

همسفر فرحناز رهجوی لژیون هفدهم از نمایندگی رودکی در برداشت از سی‌دی«وادی ششم(حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم)» چنین نوشت:

کمتر کسی وجود دارد که واقعاً بداند عقل چیست و جایگاه آن در کجا است. اکثریت انسان‌ها بر این باورند که عقل در مغز قرار دارد؛ البته مغز فرمانروای کل ارگانیزم‌ و فیزیک جسم انسان است و به عبارتی مترجم و جزئی از سیستم عقل محسوب می‌شود. اگر هنوز افرادی هستند که اعتقاد دارند عقل و مغز یکی هستند و یا اینکه عقل در مغز است؛ باید از آن‌ها پرسید پس چرا با افرادی که دیگر در بین ما نیستند و متوفی شده‌اند راز و نیاز و درد و دل می‌کنید؟ زیرا با وجود تصورات آن‌ها با مرگ، عقل نیز از بین می‌رود. در کنگره۶۰ معتقد هستیم با مرگ، مغز انسان که جزو صور آشکار او است از بین می‌رود؛ ولی عقل فناشدنی‌ نیست و خاطرات و حافظه از بین نمی‌رود؛ ولی دسترسی به آن‌ها فعلاً ممکن نیست. در وادی اول صحبت از تفکر می شود؛ البته تفکری که به راه خیر و مثبت منتهی شود. تفکر می‌تواند هم مثبت باشد و هم منفی؛ اما آن چیزی که درست و صحیح باشد را ‌ تعقل کردن می‌نامیم (فکر معقول). تفکری که به راه شیطانی ختم می‌شود را تفکر شیطانی، اهریمنی، ضدبشری و یا حیوانی می‌نامند. انسان برای تشخیص تفکر و کارهای مثبت و منفی نیاز به یک ترازو یا میزان دارد که به او بگوید این تفکر درست است یا غلط که این ترازو نامش عقل است همچنین این سیستم باید بررسی کند و در واقع کارش نظارت است. عقل هم برای تشخیص درست یا غلط نیاز به یک‌سری اطلاعات، آگاهی و مدارک دارد.
کلمه عقل یک واژه عربی است که به معنی هدایت‌کننده است و از کلمه عقال‌ گرفته شده است.
روح نیز از عقل پیروی می‌کند؛ ولی عقل تابع خودش می‌باشد. عقل جزو صور پنهان است و انسان باید در تمام مسیر تکاملی خود به فرمان عقل برسد. فرمان عقل یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مسائل حیاتی زندگی است و هرچه حساب شده و درست به آن عمل شود؛ انسان در صلح و آرامش قرار می‌گیرد و هرچه میزان عقل کمتر باشد در بدبختی و بیچارگی است.
تمام موجودات هستی دارای تفکر هستند؛ حتی اتم که کوچکترین ذره‌ی ماده است دارای تفکر و عقل است؛ ولی میزان آن در موجودات فرق می‌کند. درختی که خود را کج می‌کند تا از نور خورشید استفاده کند نیز دارای تفکر و اندیشه است؛ چون می‌داند عامل حیات او نور است.
اکثر انسان‌ها می‌دانند کدام کار، خوب و کدام کار، بد است؛ ولی مشکل، قدرت به اجرا درآوردن آن است و اگر بتوانیم آن را به اجرا درآوریم به فرمان عقل عمل کرده‌ایم.
این نکته را باید مدنظر داشت که عقل می‌داند کدام کار درست یا غلط است؛ چون فرّ ایزدی دارد ما را به طرف مثبت و ثواب هدایت می‌کند و تمام این حرکت و بازنگری برای رسیدن به فرمان عقل است.
لزوماً فرمان عقل شامل انجام کارهای بزرگ نمی‌شود؛ چون قرار نیست به مراحل فنا فی الله یا بقا به الله برسیم. فرمان عقل از موارد کوچک زندگی شروع می‌شود مانند: مسواک زدن، به موقع خوابیدن، ورزش کردن و... .
همه موجودات دارای عقل جزئی هستند و باید سعی کرد با آموزش صحیح و انجام دادن آن به عقل کل نزدیک شویم. عقل که مانند خورشید بر تمام موجودات می‌تابد و هرچه انسان‌ها به طرف پالایش و صراط مستقیم حرکت کنند؛ این روزنه بزرگتر و اطلاعات بیشتری وارد آن می‌شود البته که برعکس آن هم صادق است.
مفهوم درجه والای انسانی همان صلح و آرامش است که تنها با عمل کردن به فرمان عقل می‌شود به آن دست یافت همچنین مفهوم شو، شود این است که در زمان درست، خواسته‌های معقول خود را انجام دهیم.
عقل و نفس همیشه درمقابل یکدیگر قرار دارند و آن صدایی که در درون می‌گوید ناامید نشو، به خدا توکل کن، صبر و تلاش کن؛ این همان صدای عقل است و صدای دیگری که کارش ملامت کردن، وسوسه کردن و حتی در مواقعی‌ فرمان خودکشی می‌دهد؛ صدای نفس اماره است و تا مرحله‌ی انهدام کامل انسان پیش می‌رود. بنابرین افکار، اندیشه و فرامین عقل و نفس خیلی ارزشمند و سازنده می‌باشد. در درون همیشه یک نبرد واقعی بین عقل و نفس وجود دارد تا این‌که یکی از آن‌ها پیروز شود و عقل با نفس امرکننده درگیر است. نفس امرکننده به طرف امیال و خواسته‌های خودش انسان را می‌کشاند؛ چون این یک نفس حیوانی است، دشمن زیرک و قویی‌ که در مقابل عقل قرار می‌گیرد.

رابط خبری: همسفر غزل رهحوی راهنما همسفر زهرا(لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دهم)
ویرایش و ارسال مطلب: دبیر اول سایت همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .