جلسهی نهم از دورهی چهارم لژیون سردار کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنمای تازه واردین مسافر صابر، نگهبانی مسافر امین، دبیری مسافر علی و خزانهداری مسافر مهدی، با دستور جلسهی « وادی ششم و تأثیر آن روی من » روز سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان صابر هستم یک مسافر، قبل از هر چیزی خداوند را شاکر هستم که باز توفیقی نصیب بنده شد تا در کنگره ۶۰ و در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و آموزش بگیرم. دستور جلسهی امروز در مورد وادی ششم و تأثیر آن روی من میباشد. وادی ششم به ما میگوید حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم. من برای این که معنا و مفهوم عقل را در لژیون سردار متوجه شوم نباید عجله کنم و بلکه باید صبر داشته باشم و خودم آن مسیر را طی کنم.

خیلی از ماها اوایل سفر اول که در لژیون سردار شرکت میکردیم و میدیدیم که مثلا باید شش میلیون تومان بدهی تا سردار بشوی و یا ۶۰ میلیون بدهی تا دنور بشوی، با خودم میگفتم خب این چه لژیونی است و من چه برداشتی میتوانم از این لژیون داشته باشم چون فقط دارند پول پرداخت میکنند. مگر با پول دادن هم میشود چیزی برداشت کرد؟ ولی خود من شخصاً با شرکت مستمر در لژیون سردار متوجه شدم این پرداخت پول به هیچ عنوان خرج شدن پول من نیست، بلکه در واقع این همان پساندازی است که آقای مهندس در وادی پنجم در مورد آن صحبت میکنند. این کار به من میآموزد چگونه قناعت کرده و به این پسانداز برسم.
عقل من اوایل این مسئله را قبول نمیکرد و برای من سخت بود که پول پرداخت کنم. ولی به فرمودهی آقای مهندس عقل با بودن در مسیر به تکامل میرسد. وقتی پای آدم یک بار داخل یک چاله میافتد عقل به تکامل میرسد و دفعهی بعد دیگر پای آن شخص داخل آن چاله نمیافتد. تأثیری که این وادی و لژیون سردار بر روی من داشت این بود که من وقتی سفر دوم خودم را شروع نمودم از لحاظ مالی به صفر رسیده و در تنگنا بودم، طوری که من سه تا ماشین خودم را بعد از ورود به سفر دوم فروختم. و قبول کردن این مسئله که بیایم و سردار یا دنور بشوم برای من خیلی سخت بود و چیزی بود که اصلا در باور من نمیگنجید.
ولی کنگره ۶۰ به من آموخت که تو نیازی نیست فکر کنی و این فکر کردن را به راهنمای خودت بسپار و راهنما این کار را برای تو انجام میدهد. اگر میخواهی موفق شوی و به آن جایگاهی که راهنماها و بقیهی سفر دومیها رسیدند برسی، تو فقط باید آن چیزی که راهنمایت میگوید انجام بدهی. قبول کردن این مسئله برای من سخت بود و با وجود تمام سختیها ایستادم و به حرف راهنمای خودم گوش کردم. رفتن و واردن شدن به مسیر باعث شد که من به این تکامل برسم و این تمکن مالی امروز خودم را مدیون همین لژیون سردار هستم.

رسیدن به جایگاههایی که عقل نمیتواند تصور کند فقط یک راه دارد، آن هم نگاه کردن و الگوبرداری از الگوها و پیشکسوتان میباشد. باید نگاه کنیم که بقیهی افراد چگونه توانستند به این جایگاه برسند. زمانی درمان اعتیاد برای من غیر قابل باور و ناممکن بود و برای همین اوایل، هدفم از ورود به کنگره ۶۰ اصلا درمان شدن نبود. ولی وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم اینجا خیلی چیزها با جاهای دیگر فرق میکند و معنا و مفهوم خیلی از اتفاقات و کلمات در این بستر با بیرون از آن متفاوت است.
بیرون از کنگره ۶۰ درک این مسئله که من در کنگره، هم خدمت میکنم و هم برای روشن ماندن چراغ این بستر و کمک به هم نوع، پول پرداخت میکنم شاید سخت باشد و حتی شاید آدم را مسخره هم بکنند. تا عقل به این تکامل نرسد هیچ کدام از ما این کار را انجام نمیدهیم. وقتی ما بیمنت این پول را پرداخت میکنیم چندین برابر آن به خودمان بر میگردد. چون اگر منتی باشد بازگشت ندارد. و این که بفهمیم چگونه این پول برمیگردد درک و فهمیدن آن نیازمند قرار داشتن در مسیر کنگره ۶۰ میباشد.
در سیدی چله آقای مهندس میفرمایند: شریعت، طریقت و حقیقت. بهترین شریعتی که من میتوانستم پیدا کنم همین کنگره ۶۰ بود. واقعا اگر کنگره ۶۰ نبود اصلا معلوم نبود که من الان زنده باشم یا نباشم. کنگره ۶۰ بهترین راه و طریقت را به من داد. کدام یکی از ما حاضر بودیم که در این هوای گرم بیاییم و اینجا جلسه برگزار کنیم؟ همهی ما قبل از ورود به کنگره فقط فکر مصرف مواد مخدر بودیم و به هیچ کس فکر نمیکردیم. ولی الان من حتی به خودم هم فکر میکنم که این حرکتها را انجام میدهم.

واقعا خدا را شکر میکنم که یک چنین شریعتی و یک چنین طریقتی سر راه من قرار گرفت که من به حقیقت برسم. برای رسیدن به این حقیقت، پول و هوش زیادی نیاز نیست، بلکه فقط نیازمند استمرار و حضور میباشد. این حضور داشتن و استمرار مطمئنا باعث میشود عقل من به تکامل برسد و روح من درست تربیت شود. از این که به حرفهای من توجه نمودید از همهی شما عزیزان ممنونم.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
92