جلسه پنجم از دوره هفتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه وادی ششم وتاثیر آن روی من با نگهبانی مسافر محمد دبیری مسافر عباس وبه استادی راهنمای محترم حجت
روز سهشنبه مورخ ۱۴۰۵/۵/۲۷ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود

سلام دوستان حجت هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر توفیق پیدا کردم در خدمت شما باشم، در کنار شما آموزش بگیرم و از حضور دوستان عزیز انرژی بگیرم.
به رسم کنگره، در ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم. از استاد و راهنمای عزیزم، استاد نقدی، بسیار سپاسگزارم که با راهنماییهایشان توانستم به رهایی برسم و در کنار ایشان آموزش بگیرم.
از همسفر عزیزم هم تشکر ویژه دارم. واقعاً یکی از بالهای پرواز من بودند. اگر امروز اینجا هستم، شاید نود درصدش به خاطر حضور و حمایت همسفرم در کنگره باشد. اگر همسفرم نبود، فکر نمیکنم اصلاً ادامه مسیر را در کنگره میدادم، چه برسد به اینکه امروز برای آزمون راهنمایی آماده شوم. همیشه مشوق من همسفرم بوده است.
این را میگویم که بدانیم نقش همسفر در کنگره چقدر مهم است. وقتی همسفر حضور داشته باشد، آموزش بگیرد و خدمت کند، حال خوب او به حال خوب خانواده منتقل میشود. به همین دلیل به همه دوستان سفر اولی میگویم که حتماً همسفرانشان را به کنگره بیاورند و اجازه بدهند آنها هم از آموزشها و خدمت در کنگره بهرهمند شوند.
از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و نگهبان محترم که اجازه خدمت و حضور در این جایگاه را به من دادند، صمیمانه تشکر میکنم.
اما در مورد دستور جلسه این هفته، یعنی «حکم عقل در قالب فرمانده»، باید بگویم که برای یک مصرفکننده، در دوران مصرف، چیزی که تصور میکرد حکم عقل است، در بسیاری از مواقع در واقع فرمان نفس اماره بوده است.
مصرفکننده چون جسم سالمی ندارد و صور پنهان او نیز دچار مشکل شده، گاهی تصور میکند کاری که انجام میدهد کاملاً درست است. در صورتی که بسیاری از تصمیمهای او از روی نیاز و فرمان نفس اماره بوده است.
برای مثال، ممکن بود برای تهیه مواد به هر دری بزند؛ حتی اگر پول نداشت، دست به کارهایی بزند که در حالت عادی هیچوقت انجام نمیداد. ممکن بود پول کسی را بردارد یا از کسی درخواست و توقع بیجا داشته باشد و با خودش بگوید: «اشکالی ندارد، من به این پول نیاز دارم.» اما این حکم عقل نبود؛ حکم نفس اماره بود، چون جسم او مواد میخواست.
مواد مخدر هم بهنوعی پردهای روی عقل میکشد و باعث میشود انسان نتواند درست تصمیم بگیرد. همیشه فکر میکردیم کاری که انجام میدهیم درست است و حتی گاهی آن را حق خودمان میدانستیم.
اما وقتی وارد کنگره میشویم، آموزش میگیریم و بهتدریج جسم، روان و جهانبینی ما اصلاح میشود، متوجه میشویم بسیاری از آن تصمیمها حکم عقل نبوده است.
در کنگره یاد میگیریم که برای رسیدن به تعادل باید حرکت کنیم. نمیشود یک ظرف آب کثیف را فقط با دعا و آرزو پاک کرد. باید حرکت کنیم، در مسیر درست قرار بگیریم و فرمانبردار باشیم تا پالایش اتفاق بیفتد.
وقتی راهنما به من میگوید دارو را طبق برنامه و در زمان مشخص مصرف کنم، این یک فرمان است که بر اساس تجربه و مسیر طیشده صادر شده است. اگر من مقدار دارو را خودسرانه تغییر بدهم، پلهها را رعایت نکنم یا خواب و برنامه خودم را بههم بریزم و بعد دچار مشکل شوم، در واقع به حرف نفس اماره گوش دادهام، نه حکم عقل.
گاهی انسان فکر میکند با این کارها سر راهنما کلاه گذاشته است؛ در صورتی که در حقیقت سر خودش کلاه گذاشته است. راهنما فقط مسیر را نشان میدهد. این من هستم که باید انتخاب کنم در مسیر درست حرکت کنم یا به بیراهه بروم.
در کنگره هیچ چیزی زیر ابر نمیماند. اگر آموزش بگیریم، فرمانبردار باشیم، پلهها را درست انجام بدهیم و به مسیر اعتماد کنیم، بهتدریج دانایی و آگاهی ما بالا میرود و همزمان با کاهش تدریجی دارو، جسم و روان و جهانبینی ما نیز به تعادل نزدیک میشود و در نهایت به رهایی میرسیم.
کار سختی نیست؛ فقط باید در مسیر باشیم و فرمانبردار باشیم.
در ادامه میخواهم درباره هفته آینده، یعنی «هفته دیدهبان»، هم چند کلمهای صحبت کنم؛ مخصوصاً برای دوستان سفر اولی که هنوز تجربه این جشن را ندارند.
دیدهبانان رابط بین شعب و آقای مهندس و از ستونهای مهم نظم و ارتباط در کنگره هستند. آنها در طول سال به شعب سر میزنند، مسائل را پیگیری میکنند و گزارشهای شعب را دنبال میکنند. در واقع میتوان گفت دیدهبان، نماینده و بزرگتر شعبه در ارتباط با ساختار کنگره است.
ما در کنگره جشنهای مختلفی داریم؛ جشن همسفر، ایجنت، مرزبان و دیدهبان. همه این عزیزان، چه دیدهبانان و چه ایجنت و مرزبانان، خدمتگزارانی هستند که بدون چشمداشت خدمت میکنند.
دیدهبان ما، آقای اصغر منصوری، از اصفهان برای خدمت به شعبه میآیند، هزینه رفتوآمد و حضورشان را خودشان پرداخت میکنند و هیچ چشمداشتی از کسی ندارند.
وظیفه ما این است که قدردان این خدمت باشیم. شاید با یک دلنوشته، یک پیام محبتآمیز یا هر چیزی که از دل خودمان باشد، از ایشان تشکر کنیم. مهم مبلغ یا هدیه نیست؛ مهم این است که یاد بگیریم قدردان کسانی باشیم که برای آرامش و نظم این مجموعه خدمت میکنند.
امیدوارم هفته آینده همه دوستان حضور پررنگی داشته باشند و بتوانیم یک جشن زیبا و باشکوه برای قدردانی از دیدهبان محترم داشته باشیم.
در پایان از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
شاد، سربلند و رها باشید.
ممنون که گوش کردید.
تایپ، عکس،مسافر حمیدرضا لژیون سوم
بارگذاری مسافر کوروش مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
89