English Version
This Site Is Available In English

برای رسیدن به فرمان عقل باید از کارهای کوچک شروع کرد

برای رسیدن به فرمان عقل باید از کارهای کوچک شروع کرد

دوازدهمین جلسه از دوره اول جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی رفسنجان با دستور جلسه«وادی ششم و تاثیر آن روی من» با استادی،پهلوان محترم مسافر میلاد و به نگهبانی، پهلوان مسافر مجتبی و دبیری مسافر صدرالدین ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان میلاد هستم مسافر ،
تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند ما دور همدیگر باشیم.
تشکر می‌کنم از ایجنت محترم آقا محسن استاد بزرگوارم که این زحمت رو متقبل شدند و این مسیر را می‌آیند و می‌روند که ما به این حال خوب برسیم و تشکر می‌کنم از همه خدمتگزاران که از هر طرف می آیند.
در مورد دستور جلسه حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمایید. اجرا کردن فرمان عقل بسیار مسئله مهمی است این مسئله در درون همه ما است و ما همه این مورد را می‌دانیم که چه کاری خوب و چه کاری بد است. دروغ گفتن، پشت سر کسی حرف زدن، غیبت کردن، شهادت دروغ دادن اینها همه را ما خودمان تشخیص می‌دهیم.درست این است که ما وقتی تشخیص می‌دهیم چطوری به آن عمل کنیم اگر در صراط مستقیم باشیم به فرمان آن گوش می‌دهیم که مثلاً ببینیم عقل ما چه می‌گوید اگر وقتی بخواهیم دروغ بگوییم، بفهمیم کار بدی است آن کار را انجام نمی‌دهیم قضاوت نمی‌کنیم غیبت نمی‌کنیم پشت سر کسی حرف نمی‌زنیم تمام کارهایی که ضدارزشی هستند انجام نمی‌دهیم این مسئله در همه ما وجود دارد که ما بخواهیم انجامش بدهیم یا ندهیم و مهم است که به فرمان عقل برسیم زمانی که به فرمان عقل برسیم یعنی اگر خودمان بخواهیم می‌شود همان شو شود. یعنی ما از کار‌های کوچک بخواهیم شروع کنیم مثلاً احساس کردی که بدنت بوی عرق می‌دهد آن لحظه  حمام بروی نباید بگویی بعداً این کار را انجام می‌دهم باید این کار را انجام بدهی یا اشغال ها را بذاری بیرون، نباید بگویی بعداً انجام می‌دهم باید در لحظه آن کار را انجام بدهی. برای خداوند شو شود در لحظه انجام می‌شود برای ما احتیاج به زمان دارد آن کاری که تو می‌خواهی انجام بدهی در‌ آن  لحظه شاید نیاز به زمان کوتاهی دارد مثلاً برای کارهای کوچک. برای کارهای بزرگتر مثل خانه خریدن، ماشین خریدن یا همین پهلوانی احتیاج به زمان داری مهم است که در آن را در ذهن خودت تصور کنی و بتوانی این کار را انجام بدهی.
اوایل سفرم بود محمد آقا مرزبان محترم پهلوان شده بودند که توی پارک اعلام کردند من خیلی برای خودم جالب بود که چطوری آدم می‌تواند این قدر از مال خودش بدهد که مثلاً حالا پهلوان بشود بعد همان روزی که اعلام کردند خیلی دلم می‌خواست به آن حال برسم که ببینم چه حالی دارد و تشکر می‌کنم از آقا محسن که با رهجوهایی که پرورش می‌دهند و با راهنمایی‌هایی که آقا علیرضا به من کردند من توانستم این حال را درک کنم و من یک درصد هم احتمال نمی‌دادم که بتوانم دنور بشوم تا بعدش بتوانم پهلوان بشوم . وقتی دنور شدم خیلی برام جالب بود اصلا پیش خودم نیت کرده بودم هر ماه مبلغ ۱۰ میلیون تومان بدهم تا بتوانم پرداخت بکنم . یکی دو روز قبل از قسط، پول برای من می‌رسید و جالب اینجاست که برای پهلوانی هم که اصلاً تصور نمی‌کردم که بتوانم این کار را انجام بدهم بلاخره با کمک و راهنمایی‌های آقا علیرضا این کار شد و به آن حس، من رسیدم و در مورد آن مسئله عقل هم کسی هنوز نمی‌داند چیست مثل یک معجزه است مثل معجزه‌هایی که ما در آن هستیم و در حالت عادی برای ما به‌ صورت عادت شده است مثل زمانی که خواب هستیم قلب ما کار می‌کند یا مثلاً زمانی خوابیدیم کلیه ما کار می‌کند اینا همه خودشان یک معجزه است که برای ما  یک عادت شده‌اند و کنگره ۶۰ هم من فکر می‌کنم  یک معجزه است که ما واقعا به انرژی و حال خوب می‌رسیم و می‌توانیم دور هم جمع بشویم آن پیوند محبت است و وقتی به وادی‌ها نگاه می‌کنیم آقای مهندس چقدر زیبا اینها را چیده است مثل نظم طبیعت در وادی ششم، من قبلاً هر جا گیر می‌کردم با گوش دادن به سی‌دی جواب مشکلم را پیدا می‌کردم . آقا مجتبی که تماس گرفتند به من گفتند باید  استاد جلسه باشی من  همان لحظه استرس داشتم که سه شنبه یادم رفته بود باید به کنگره بیایم، وقتی این خدمت را به من دادند خیلی خوشحال شدم وقتی به من گفتند وادی ششم، چون من از این وادی ششم خیلی استفاده می‌کردم همین مسائل کوچک، مثلاً خانومم می‌گفت آشغال‌ها را بیرون بذار می‌گفتم الان حوصله ندارم از موقعی که وادی ششم را نوشتم به آن عمل می‌کنم از سه شنبه که به من گفتند استاد جلسه هستی از این وادی ششم این سه، چهار روز خیلی مطالعه کردم اولش گفتم انصراف بدهم و قبول نکنم ؛ ولی وقتی که گفتند وادی ششم است گفتم نه من باید حق را اجرا کنم و باید این ترس و استرس را از خودم دور کنم .
ممنونم که با سکوت زیباتون به حرفهای من گوش کردید.

تایپ: مسافر صدرالدین 

عکس و بارگذاری: مسافر محسن 

مسافران نمایندگی رفسنجان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .