English Version
This Site Is Available In English

هدف از خلقت انسان رسیدن به فرمان عقل

هدف از خلقت انسان رسیدن به فرمان عقل

جلسه اول دوره سی‌ وچهارم کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی مسافر حسام،  نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی اصغر با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» سه‌شنبه 27مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نمائیم قبل از کنگره، اگر از ما می‌پرسیدند عقل چیست، احتمالاً می‌گفتیم همان مغز است؛ در صورتی که مغز در صور آشکار انسان قرار دارد، قابل لمس و دیدن است و نهایتاً می‌تواند وظیفه پردازش اطلاعات و ترجمه را انجام دهد.
اما عقل چیست؟ عقل در صور پنهان انسان است. ما جنس و ماهیت آن را نمی‌دانیم. مهندس آن را به یک نور تشبیه کرده‌اند؛ نوری که از یک روزنه به انسان می‌تابد. هرچه انسان به تکامل عقل نزدیک‌تر شود و در مسیر رسیدن به فرمان عقل حرکت می کند، قاعدتاً آن روزنه بازتر شده و نور بیشتری به انسان می‌تابد.
عقل قابل لمس و درک مستقیم نیست و جنس آن را نمی‌دانیم، اما مهندس آن را به نور تشبیه کرده‌اند. هر چه انسان به تکامل عقل نزدیک‌تر شود و در مسیر رسیدن به فرمان عقل حرکت میکند. آن ندایی که در درون انسان، او را به سمت خوبی‌ها و ارزش‌ها تشویق می‌کند، همان ندای عقل است و عقل هیچ‌وقت فرمان اشتباه نمی‌دهد.
البته بین عقل و نفس تفاوت وجود دارد که موضوع مهمی است. حالا هدف از خلقت و زندگی در هستی چیست؟ ما آمده‌ایم اینجا که به کجا برسیم؟ اصلاً آمده‌ایم روی کره خاکی که به چه جایگاهی برسیم؟ شاید یک نفر بازیگر خیلی خوبی باشد، یک نفر ورزشکار زبده‌ای باشد و بگویند بهترین ورزشکار دنیاست، یا فردی بهترین پزشک و یا بهترین تاجر دنیا باشد.
آیا ما آمده‌ایم که نهایتاً یک تاجر خوب، یک پزشک خوب یا یک ورزشکار خوب بشویم؟ وقتی وارد کنگره می‌شویم و یک‌سری مفاهیم را دریافت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که هدف والای انسان این نیست. آن قله قافی که می‌گویند انسان آمده روی کره خاکی که به آن برسد، قاعدتاً این چیزها نیست.
به نظر خود من، هدف از خلقت انسان، رسیدن به فرمان عقل است. فرمان عقل می‌تواند یکی از اهداف والای انسان باشد. اما چرا باید به فرمان عقل برسیم؟ یکی از خصوصیات خداوند «کن‌فیکون» است؛ یعنی می‌گوید «شو» و می‌شود. انسان هم چون ذره‌ای از وجود خداوند است، این قابلیت را در درون خودش دارد.
هدف این است که ما به آن مرحله برسیم که بتوانیم فرمانروای جسم، نفس و وجود خودمان باشیم. ما باید به مرتبه‌ای برسیم که وقتی می‌گوییم «شو»، بشود. الان هم می‌توانیم بگوییم «شو» و بشود. مثلاً وقتی می‌گویم دستم بالا بیاید، دستم را بالا می‌برم؛ اما این فقط ذره‌ای از آن «شو، شود» است که مدنظر کنگره است.
هدف انسان چیزی بسیار بزرگ‌تر از این است. حالا چطور می‌توانیم به این فرمان برسیم؟ راهکارش چیست؟ راهکار خیلی ساده است. ما باید ذره‌ذره، با تمرین و تکرار، در هر لحظه و هر ساعت، در مسیر درست حرکت کنیم و به فرمان عقل نزدیک شویم. راهکار پیچیده‌ای نیست که لازم باشد مراحل زیادی را پشت سر بگذاریم.
انسان همیشه در مواجهه با دو نیرو قرار دارد؛ یکی نیروی خیر و دیگری نیروی شر. نیروی خیر همان نیروی روح است که انسان را به سمت خوبی‌ها هدایت می‌کند و نیروی شر، همان نیروی جن است که انسان را به بیراهه می‌برد. وقتی با این دو نیرو مواجه می‌شویم، به سمت هرکدام که حرکت کنیم، رهسپار همان مسیر می‌شویم.
وقتی انسان در مسیر خیر قرار می‌گیرد و کم‌کم روی خودش کار می‌کند، با همین آموزش‌هایی که مهندس در اختیار ما قرار داده‌اند، از همان پله اول شروع می‌کند و پله‌ها را یکی‌یکی بالا می‌رود و قاعدتاً به آن نقطه می‌رسد. یک سی‌دی هست که من خیلی دوست دارم؛ از آقای مهندس که پارسال هم در اپلیکیشن گذاشته بودند، به نام «ذره‌ذره».
مهندس در این سی‌دی می‌گویند که در این دنیا هیچ چیزی یک‌دفعه، به صورت معجزه و یهویی اتفاق نمی‌افتد. همه چیز با تمرین، تکرار، ذره‌ذره و با گذشت زمان انجام می‌شود. کاری را که می‌خواهیم به انجام برسانیم، باید روی آن تمرین و تکرار کنیم. تمرین و تکرار، ساده‌ترین راهی است که می‌توانیم به وسیله آن به فرمان عقل نزدیک شویم.
در کنگره چطور باید این را تمرین کنیم؟ همیشه به ما می‌گویند، جلسه قبل هم استاد محترم گفتند و بچه‌ها هم مشارکت کردند، یکی از مهم‌ترین کارها این است که راهنمایی را انتخاب کنیم که خودش این آموزش‌ها را دیده و به فرمان عقل نزدیک‌تر شده است. ما می‌توانیم از او کمک بگیریم و به قول معروف، سر خودمان را با سر راهنما عوض کنیم.
راهنما برای ما حکم راهنمای مسیر را دارد. بنابراین هرچه راهنما گفت، باید بگوییم: «چشم.» منِ روز اولی که با حال پریشان وارد کنگره شدم، باید هرچه دانستنی و باور قبلی دارم کنار بگذارم و دانه‌دانه هر چیزی را که راهنما می‌گوید، بگویم چشم و آن را تمرین و تکرار کنم.
اگر راهنما می‌گوید صبح، رأس ساعت هفت، این مقدار دارو را در این ساعت بخور، باید آن را کامل اجرا کنم. این وادی به ما می‌گوید: حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم. روی کلمه «کامل» باید خیلی تأکید کنیم؛ یعنی کاااااامل!نمی‌شود من ۲۴ ساعت در مسیر ضد ارزش‌ها حرکت کنم و ۲۴ ساعت بعد در مسیر ارزش‌ها باشم.
ما باید در مسیر ارزش‌ها، قدم‌ها را پله‌پله و کم‌کم برداریم. کسی هم که شک دارد، می‌تواند این موضوع را امتحان کند؛ یک ماه در مسیر ارزش‌ها قدم بردارد و بعد از یک ماه نتیجه‌اش را ببیند. قاعدتاً نتیجه آن، آرامشی است که به انسان دست می‌دهد.
استاد عزیز، آقای غلامی، در لژیون‌ها می‌فرمایند: انسانی خوشبخت است که همه کارهایش را روی نظم انجام دهد. اگر همه کارهایت را همیشه با نظم انجام بدهی، دیگر هیچ‌وقت آزرده‌خاطر نیستی؛ چون می‌دانی همه کارها روی نظم است و اگر مشکلی هم پیش آمد، می‌توانی آن مشکل را از سر راه برداری.
انسان زمانی احساس آرامش و خوشبختی می‌کند که در راستای فرمان عقل قدم بردارد. دیروز با یکی از دوستان، آقای غلامعلی، مرزبان محترم، صحبت می‌کردم. گفتم یک جمله در رابطه با عقل بگو. ایشان نکته جالبی گفتند و من هم گفتم این جمله را در مشارکتم مطرح کنم.
شیخ اشراق، یعنی شیخ سهروردی، که مهندس هم در سی‌دی‌هایشان خیلی از صحبت‌های ایشان را به ما آموزش داده‌اند، می‌فرمایند: «بدون عقل، عدالت معنا پیدا نمی‌کند.» اما یعنی چه؟ جلسه هفته قبل دستور جلسه «عدالت» بود و ما فهمیدیم عدالت این نیست که همه چیز به صورت مساوی بین افراد تقسیم شود.
این تعریف، تعریف درستی از عدالت نیست. عدالت یعنی هر کسی در جایگاه خودش قرار داشته باشد و هر چیزی در جایگاه خودش باشد. حالا اگر بخواهیم این موضوع را به دستور جلسه امروز مرتبط کنیم، وقتی در راستای فرمان عقل حرکت می‌کنیم، باید سختی بکشیم، تمرین و تکرار داشته باشیم، پرهیزکار باشیم، از ضد ارزش‌ها کاملاً دوری کنیم و به سمت ارزش‌ها حرکت کنیم.
گفتن این جمله ساده است، اما انجام دادن آن خیلی سخت است. خود من که یکی دو سالی است در حال آموزش گرفتن هستم، شاید بتوانم بگویم از هزار متری که باید قدم برمی‌داشتم، هنوز در قدم اول هستم و همچنان در حال کار کردن روی خودم هستم.
چرا؟ چون این مسیر خیلی سخت است. در سفر اول انجام دادن همه این موارد علاوه بر سختی، ممارست، تمرین و تکرار می‌خواهد. ارتباط این موضوع با عدالت این است که هر کسی که این مسیر را به خودش بدهد و در آن قدم بردارد، به جایگاهی که می‌رسد، عین عدالت است.
فردی که در سفر اول می‌آید و از تمام ضد ارزش‌ها دوری می‌کند، تمام چیزهایی را که در گذشته تجربه کرده کنار می‌گذارد، لذت‌های زودگذر را رها می‌کند، وارد این مسیر می‌شود، سختی را می‌پذیرد و روی خودش کار می‌کند، بعد از ۱۰ تا ۱۲ ماه رها می‌شود و حال خوبی پیدا می‌کند؛ این عین عدالت است.
اما کسی که می‌آید و از همان روز اول بهانه‌جویی می‌کند و برایش سخت است که بعضی کارها را انجام دهد، سی‌دی بنویسد، دارویش را سر وقت مصرف کند و فرمان‌های راهنمایش را اجرا کند، قاعدتاً به جایی نمی‌رسد. این هم عدالت است و عدالت برای همه، صددرصد اجرا می‌شود.
در آخر صحبتم می‌خواهم از همه شما تشکر کنم. من روز اولی که وارد کنگره شدم و زیر این سقف قرار گرفتم، با هزار جور دلهره وارد شدم؛ با هزار سؤال که آیا می‌شود یا نمی‌شود؟ چه اتفاقی برای من خواهد افتاد؟ با هزار جور تشویش.اما ذره‌ذره روی خودم کار کردم و از حضور و آموزش دوستان بهره بردم.
یک خواسته دارم و دوست دارم تمام دوستان پرانرژی باشند. کسی که برای اولین بار از این در وارد می‌شود، به ما نگاه می‌کند و می‌بیند ما چه‌کاره‌ایم و چه حال و هوایی داریم. اگر ما انرژی داشته باشیم و انرژی این شعبه بالا باشد، او هم قاعدتاً در این میدان انرژی قرار می‌گیرد و از این انرژی بهره‌مند می‌شود.
دوست دارم همه مشارکت کنند، تشویق‌ها محکم باشد و ان‌شاءالله جلسه بسیار خوب و پرانرژی داشته باشیم.

ضبط صدا: مسافر فرزاد ل۲
تایپ: مسافر بهنام ل۱، مسافر وحید ل۱۵، مسافر سعید ل۹
ویرایش: مسافر علی طالبی
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل14

سایت مسافران شعبه سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .