English Version
This Site Is Available In English

نور راهنما همان فرمان عقل است

نور راهنما همان فرمان عقل است

جلسه هشتم از دور شانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی امام قلی خان با استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من" در روز سه‌شنبه ۲7 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مجیدم مسافر
قبل از چیز خداوند را شاکرم بابت این جایگاه و خداوند را سپاسگزارم بابت کنگره ۶۰ و حضور همه شما دوستان
در وادی ششم که دستور جلسه امروز است گفته شده که حکم عقل را در قالب فرمانده بزرگ بایستی به طور کامل اجرا کرد. همیشه فکر می‌کردم که این عقل است که برای من تصمیم‌گیری می‌کند و فرمان از سوی مغز است و این فرمان در اصل از جسم من می‌آید به‌نحوی که مغز پیام‌رسان عقل من است. نور راهنما همان فرمان عقل می‌شود و زمانی که رهجویی تازه لژیون و راهنما انتخاب می‌کند در واقع در معرض نور راهنما به‌عنوان فرمان عقل قرار می‌گیرد که به من می‌گوید ۱۱ ماه بایستی سفر کنی و مهم‌ترین اولویت در سفرت باید کنگره ۶۰ باشد، به‌موقع آمدن و حضور داشتن در مدت سفر بسیار حایز اهمیت است اگر هر ۳ جلسه در هفته را حضور کامل داشته باشی می‌توانی از انرژی آن استفاده کنی اگر از هر ۳ ساعتی که باید حضور داشته باشی کم بگذاری افت می‌کنی. توی سفر یک سری مشکلاتی هست به نظر من قبل از اینکه بیایم کنگره می‌گفتم من سه تا شخصیت دارم یک شخصیت تو خانواده دارم یک شخصیت هم تو محل کار دارم وقتی آمدم اینجا آموزش دیدم با استاد و اساتید از تجربه آموزش و تفکر استفاده کردم و دانایی‌ام را اندکی بالا ببرم و دیدم که تمام شخصیت‌های خودم را باید یکی کنم. شخصیت بیرونی چه در خانواده یا محل کار و چه توی جامعه باید یک‌جور باشد. درون من با بیرون من باید یکی باشد و یک شخصیتی هم که من دارم آن است که تنها خود من می‌دانم که چه دیدگاه و تفکری دارم. من تلاش کردم با آموزش‌هایی که در کنگره ۶۰ دیده‌ام درون و برون خود را یکی کنم؛ یعنی آن طور که با کسی برخورد می‌کنم، همان‌طور هم در مورد او بیندیشم و این دو تقریر یکی باشند که البته نیاز به مقداری آموزش و صبر دارد و امید است که بتوانیم همگی با انجام ارزش‌ها در مسیر خوبی‌ها نفس خویش را به‌سوی نفس مطمئنه حرکت دهیم. راهنما در معقوله اعتیاد به مرحله مطمئنه رسیده است و زمانی که فرمانی به من می‌دهد بدون اندیشیدن به توانستن و نتوانستن در انجام آن بایستی آن را قبول کرده و برای رسیدن به آن هدف تلاش کنم. فرمان راهنما همه برای خوبی خود من است و خواست او در مسیر بودن من است. چند باریکه در خدمت چند تن از راهنمایان بزرگوار بوده‌ام و با ایشان تهران رفته‌ام به طور عینی احساس کردم که راهنما چطور از صمیم قلب به دنبال درمان رهجو و رسیدن او به حال خوش است.

رهایی ایکس و ویلیام:

نمرات برتر آزمون آمادگی جامع 28: 

عکاس: مسافر علیرضا لژیون 15

تایپ و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .