جلسه یازدهم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی چالوس به استادی اسیستانت مرزبانی همسفر آذر، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر محبوبه با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز این سعادت را داشتم که در کنار شما باشم و بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. واقعاً حضور در شهر زیبای شما و در کنار شما با این هوای خوب، برای من باعث خوشحالی است و از اینکه این سعادت نصیبم شده، بسیار تشکر میکنم. تشکر میکنم از ایجنت، مرزبانان، کسانی که شال نارنجی و شال سبز دارند و تمام افرادی که دستی در خدمت دارند هیچ فرقی نمیکند؛ امیدوارم همه شما در این راه و کاری که انجام میدهید پربرکت باشید. امیدوارم امروز جلسه خوبی در کنار یکدیگر داشته باشیم و تبادل اطلاعات صورت بگیرد. دستور جلسه امروز وادی ششم است و قرار است درباره حکم عقل صحبت کنیم. هر کدام از وادیها را که پشت سر میگذاریم، واقعاً میبینیم که چه قدر با صحبتهای ما ارتباط دارد و چه قدر از دل ما سخن میگوید. هر کدام از وادیها را که مطالعه میکنیم و هر هفته که سیدیها را گوش میکنیم با خودمان میگوییم: انگار آقای مهندس جواب سؤال من را داده و با من صحبت کرده است؛ واقعاً تمام آموزشهای کنگره همینگونه است.
ما در وادیهای گذشته درباره حرکت، مسئولیت و تفکر صحبت کردیم و امروز قرار است درباره عقل صحبت کنیم؛ عقل یکی از مهمترین مسائل است و کار آن پردازش و سنجش است. عقل واقعاً برگرفته از خداوند است. اگر بخواهیم در این مورد فکر کنیم همیشه میگوییم عقل دارای فر و شکوه الهی است. هر چه بیشتر در صراط مستقیم قدم برداریم به این فر و شکوه نزدیکتر میشویم و هر چه بیشتر از صراط مستقیم دور شویم از این فر و شکوه ایزدی دورتر خواهیم شد. میخواهم در مورد دو پارامتر عقل و نفس صحبت کنم. همیشه فکر میکنم بسیاری از مشکلات ما به همان جمله برمیگردد که همیشه میگوییم: ببخشید، عقلت کجا بوده که این کار را انجام دادهای؟ واقعاً تمام مشکلاتی که در زندگی ما پیش میآید، هر مشکلی که برایمان اتفاق میافتد، برگرفته از همین است که عقلت کجا بود؟
گاهی تصور میکنیم فکر کردهایم و همان چیزی را که به ذهنمان رسیده است، سریع میخواهیم به مرحله عمل دربیاوریم؛ ما در وادیها یاد گرفتیم که تنها تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن است و باید حرکت کنیم و آن را درست کنیم؛ اما این توأم با رفتن و رسیدن به این معنا نیست که هر چیزی به فکر و عقل ما میرسد، فوراً بخواهیم آن را به مرحله عمل در بیاوریم. به همین دلیل است که اشتباهات در ذهن ما شکل میگیرد و مشکلات در زندگی ما به وجود میآید؛ زیرا حکم عقل را به مرحله عمل نمیرسانیم و به فرمان عقل گوش نمیکنیم. عقل پردازش، سنجش و آنالیز میکند و تمام جوانب را در نظر میگیرد و سپس فرمان میدهد. اگر قرار باشد تحت فرماندهی عقل باشیم، هیچگاه دچار بسیاری از مشکلات نخواهیم شد. عقل مانند یک قاضی است که اگر اطلاعات غلط به آن بدهیم، تصمیم غلط میگیرد و اگر اطلاعات درست در اختیار آن قرار دهیم تصمیم درست میگیرد.
اطلاعاتی که ما به عقل میدهیم، تحت تأثیر نفس اماره است؛ یعنی اگر در وجود هر کسی نفس اماره فعال باشد و واقعاً پیشرو باشد، آن فرد در پس معرکه قرار میگیرد؛ مشکلات پشت سر مشکلات به وجود میآید؛ چون همه چیز تحت تأثیر نفس اماره انجام میشود و در نتیجه این مشکلات همواره پیش میآید؛ در صورتی که اگر با حکم عقل حرکت کنیم و آرامآرام به صراط مستقیم نزدیک شویم، از بسیاری مشکلات زندگی دور خواهیم شد؛ زیرا نفس اماره دقیقاً در مقابل عقل قرار گرفته است و کارش این است که برای ما ناامیدی ایجاد کند و ما را به سمت تاریکیها و بسیاری از مشکلات بکشاند. در مقابل کار عقل اینگونه نیست. کار عقل، رهنمون کردن ما به سمت زیباییها و روشناییها است.
موضوعی در زندگی ما نیست که آقای مهندس برای آن آموزشی نداشته باشند. همه ما به این موضوع توجه کردهایم. موضوعی نیست که در مقابل آن گرفتار چه کنم و چه کنم شویم. همیشه آقای مهندس برای ما راهکاری دارند. برای درست زندگی کردن، سالم زندگی کردن و برداشتن قدمهای درست. تمام این آموزشها برای همین است؛ برای بچهداری، مهمانداری و حتی غذا خوردن. وقتی میگوییم حکم عقل؛ حتی در مورد یک حمام کردن ساده میتواند صادق باشد و در مورد شستن یک ظرف نیز میتواند مطرح شود. آقای مهندس حتی به ما آموزش میدهند که قاشق و چنگال را چگونه در دست بگیریم و در آداب و معاشرت چگونه از آن استفاده کنیم. برای هر چیزی و هر کاری در زندگی ما یک راهکار وجود دارد. سیدیها و آموزشهای کنگره به شرطی مؤثر هستند؛ همانطور که همیشه میگویم سیدیها نوشته شوند و آموزشها به مرحله اجرا دربیایند. قرار نیست فقط سیدی را بنویسیم، برویم امضاء بگیریم و بگوییم: من امضاء را گرفتم. شرط این است که سیدیها را به مرحله عمل در وجود خودمان تبدیل کنیم و حکم عقل را به مرحله عمل برسانیم؛ در غیر این صورت هیچ فایدهای ندارد. اینکه مطالب را بنویسیم و دفتر را سیاه کنیم هیچ فایدهای ندارد؛ باید آموزشها درست و کامل باشند.
من به عنوان یک راهنما میخواهم تجربه خودم را برایتان بگویم. تقریباً ۱۱ سال لژیون داشتم و الان هم فکر میکنم حدود ۱۰ سال است که آن را تحویل دادهام؛ باید اینگونه شاگرد تربیت کنیم که همان چیزی باشد که خودمان میخواستیم باشیم و همان چیزی باشد که میخواستیم راهنمایمان برای ما باشند. شاگرد را برای خودمان تربیت نمیکنیم؛ شاگرد برای کنگره است، شاگرد برای رهایی است و چنین شاگردی در کنگره ماندگار خواهد بود. من الان در قسمت مرزبانی 6 تا 7 دستیار دارم و هیچکدام رهجوی من نیستند؛ یعنی من حتی یک نفر از رهجویان خودم را نیاوردم که به عنوان دستیار قرار دهم، چون اصلاً رهجوی من معنی ندارد، رهجوی کنگره است. فرقی نمیکند راهنمای او چه کسی باشد. مهم این است که آن گل رهایی را با لذت تمام در شعبه چالوس میگیرد و گل رهایی را با لذت تمام در شعبه آکادمی میگیرد. همه ما در آن سهیم هستیم. اگر اینگونه باشد، آن شاگرد در کنگره ماندگار میشود؛ زیرا قرار نیست شاگرد من باشد و به من وابسته باشد. ما عادت کردهایم که کنگره را مکانی مقدس و امن بدانیم. هر چیزی و هر بخشی از آن باید این مقدس و امن بودن را حفظ کند و همه ما باید به آن احترام بگذاریم و این مکان برای همه ما عزیز باشد.
انتخابات مرزبانی نمایندگی با حضور اسیستانت همسفر آذر و دستیار ایشان همسفر فریبا





مرزبانان کشیک: همسفر سکینه و مسافر ملکآرا
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون ششم)
عکاس: راهنما همسفر غزل (لژیون سوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سکینه
همسفران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
319