English Version
This Site Is Available In English

فرمان عقل؛ از چلّه نشینی تا کارهای کوچک

فرمان عقل؛ از چلّه نشینی تا کارهای کوچک

یازدهمین جلسه از دور پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی آکادمی، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر مسعود، خزانه دار مسافر مجید و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه "وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم" بیست و ششم مرداد سال ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که امروز در کنگره۶۰ و در لژیون سردار حضور دارم. از راهنمای عزیزم، آقا مهدی، بی‌نهایت سپاسگزارم؛ اگر زحمات ایشان نبود، قطعاً مسیر من به شکل دیگری بود و امروز این حال خوب را نداشتم. خدا را شکر، در کنگره۶۰ مفاهیم طوری آموزش داده می‌شوند که من به راحتی بتوانم بفهمم و بپذیرم.

قبلاً درباره فرمان عقل چگونه فکر می‌کردم؟

قبل از ورود به کنگره۶۰، اگر به من می‌گفتند که کسی به فرمان عقل رسیده، حتماً فکرم می‌رفت به کسی که ریاضت‌های زیادی کشیده، چله‌نشینی‌های زیادی گذرانده یا در معابد مختلف بوده و داستان‌های مختلفی را برای آن فرد تصور می‌کردم که پشت درِ معبد نشسته، دو سه روز سختی کشیده، تو سرما و گرما منتظر شده تا استاد بیاید و بپذیرتش، بعد سختیهای دیگری کشیده تا به مرحله‌ای برسد که بتواند آن فرمان عقل را اجرا کند.

ولی کنگره۶۰ به من کمک کرد بفهمم چیز ساده‌تری است. در آموزش‌های جهان‌بینی، آقای مهندس به سادگی به من توضیح می‌دهند که فرمان عقل یعنی انجام کارهای کوچکی از زندگی؛ کارهای ساده و پیش‌پا افتاده‌ای که من انجامشان نمی‌دادم. همیشه تعجب می‌کردم چطوری یک نفر به‌راحتی به کارهایش می‌رسد؛ می‌خواهد سینما برود، می‌رود؛ می‌خواهد ماشین بخرد، می‌خرد؛ می‌خواهد برود دندانپزشکی، می‌رود. خیلی ساده است. یا مسواک زدن؛ عقل به من می‌گوید صبح ساعت شش از خواب بیدارشو، ورزش کن تا سراسر روز انرژی بیشتری داشته باشی، ولی من ترجیح می‌دهم یک ساعت بیشتر بخوابم و آن کار را انجام ندهم. این را در کنگره۶۰ یاد گرفتم: انجام دادن کارهای کوچک و کوچک‌تر فرمان عقل را زیاد می‌کند و باعث می‌شود که بتوانم فرمان‌های‌ بزرگتری را هم اجرا کنم.

عقل در کل هستی وجود دارد. حالا من باید چه کار کنم که بهتر بتوانم به فرمان عقل نزدیک‌تر بشوم؟ یک راهش پرداختن به کارهای ارزشی و دوری از ضدارزش‌ها است. مثالی که همیشه برایم جالب بود: قبلاً فکر می‌کردم که برای رسیدن به این مفاهیم باید بیرون بروم و سختی‌های زیادی را متحمل بشوم؛ هیچ کاری نکنم، هیچ دروغی نگویم، که مثلاً انسان کاملی باشم. ولی کنگره۶۰ می‌گوید اینجوری نیست! اگه زندگیت بر پایه‌ی رشوه میگذرد، یک‌شبه نمی‌توانی بگویی من نمی‌خواهم. اگه بر پایه‌ی دروغ است، نمی‌توانی یک‌شبه از دروغ دست بکشی. آقای مهندس می‌گویند این کار اصلاً درست نیست؛ باید پله‌پله باشد. ابتدا اینکه بدانم چیزهایی که با ضدارزش به دست آمده‌اند به مرور زمان و مرحله به مرحله، می‌توانم آن را کمتر و کمتر کنم. چرا؟ تا در نهایت بتوانم راحت‌تر زندگی کنم و عقل بیشتری به من برسد. عقل بیشتر برای اینکه بتوانم با مشکلات زندگی کنار بیایم و راحت‌تر مسائلم را حل کنم. من به همین دلیل نیاز دارم که بیشتر تلاش کنم و به طرف ارزش‌ها حرکت کنم تا راحت‌تر زندگی کنم.

یکی از راه‌های حرکت به سمت ارزش‌ها، بخشش است. من همیشه با خودم می‌گویم کنگره۶۰ به کمک و پول من نیاز ندارد، ولی این من هستم که به خدمت و کمک نیاز دارم؛ من هستم که می‌آیم اینجا و خدمت مالی می‌کنم. برای اینکه بتوانم عقل بیشتری دریافت کنم و راحت‌تر زندگی کنم. من آمده‌ام روی این صندلی نشسته‌ام؛ روز اولش هم هیچ‌کس از من پول نخواست. اگه تا ده سال هم بیایم و بروم، هیچکس به من نمی‌گوید چرا پول نمیدهی؟

وقتی پول دارم، فرمان عقل می‌گوید کمک کن. این فرمان عقلِ من است. وقتی هم می‌آیم که کمک کنم، یه صدایی از آن طرف میگه نکن. صدای نفس اماره است. می‌گویم: می‌خواهم بروم خدمت، پهلوانی، تعهد و... ولی نفس نمی‌گذارد و می‌گوید: می‌دانی برای بدست آوردن این پول چقدر زحمت کشیدی؟ چه‌ کارها کرده‌ای؟ می‌خواستی در رستوران غذا بخوری، نرفتی؛ خواستی لباس مورد علاقه‌ات را بخری، ولی نخریدی. من هزار تومان هزار تومان این پول رو جمع کردم.

آن صدا، صدای نفس است که می‌گوید: تو نباید پولت را بدهی. و چه چیزی آن را قوی می‌کند؟ این‌که دوباره می‌آید روی ارزش‌ها و ضدارزش‌های مانور می‌دهد. هر چقدر کار ارزشی بیشتر باشد طبیعتاً آن کف ترازو سنگین‌تر می‌شود یعنی صدای فرمان عقل بیشتر می‌شود دوباره هر چقدر ضدارزش‌ها بیشتر باشند کم‌کم صدای نفس قدرتش بیشتر می‌شود. من برای هر کاری که بخواهم انجام بدهم، انتخاب‌های مختلف دارم حالا هر چقدر صدای عقل بیشتر و قوی‌تر باشد طبیعتاً انتخاب‌های بهتری می‌کنم.

آموزش‌هایی که خیلی دست نیافتنی بود را درکنگره60 به راحتی کسب می‌کنم. برای رسیدن به جایگاه و درجه بالاتری از تزکیه، باید از همین کارهای کوچک وساده شروع کنم. باید ذره‌ذره انجام بدهم و از آموزش‌ها استفاده کنم تا به مراحل بالاتر برسم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همگی شما ممنون و سپاسگزارم.

تایپ: مسافر محمدرضا لژیون چهاردهم 

عکس: مسافر جلال لژیون هجدهم 

بارگزاری و تنظیم خبر: مسافر حمید لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .