جلسه سوم از دوره چهلوششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی ارتش، به استادی همسفر سارا، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر مریم، با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 26 مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، این وادی فقط نمیخواهد به ما بگوید که چه چیزی درست است یا چه چیزی غلط. چیزی که مهمتر است، چگونگی اجرای حکم عقل است. خیلی وقتها من مشکل ندانستن ندارم؛ برعکس، حتی میدانم که در زمان عصبانیت باید سکوت کنم و تصمیمگیری نکنم؛ ولی متأسفانه این کار انجام میشود و برای من جز پشیمانی چارهای دیگر نمیماند و دائماً در حال سرزنش خودم هستم.
اینجاست که برای من وادی ششم معنی پیدا میکند که اگر عقل فرمانده من هست، پس چرا فرمان عقل را اجرا نمیکنم؟ به این دلیل است که همیشه این عقل نیست که برای من تصمیم میگیرد. گاهی اوقات، خشم، ترس، ناامیدی که در وجود من هست، نقش فرمانده را بر عهده میگیرد و برای من تصمیمگیری میکند.
این امر فقط در مورد اتفاقات بزرگ نیست؛ حتی در سادهترین مسائل روزمره من، امکان دارد اتفاق بیفتد. برای مثال، امروز من وقت کافی دارم و میتوانم به بهترین نحو از این زمان استفاده کنم. عقل من به درستی فرمان انجام کار را صادر میکند؛ ولی من به هر دلیلی این کار را به عقب میاندازم و در نهایت این کار هیچوقت انجام نخواهد شد. در واقع، این مسئله میخواهد به ما بگوید که فرمان درست صادر شده؛ اما اجرای من درست نبوده است.
برداشت من از وادی ششم این است که ذرهذره عقل باید جایگاه اصلی خود را پیدا کند. نه به این منظور که بعد از تصمیمگیری من بلافاصله همه مسائل درست شود؛ خیر. این اتفاق با استمرار و تمرین کردن روی میدهد. همین امر هم باعث شکلگیری نظم در زندگی من میشود و هم باعث ساختن شخصیت من میشود.
نکته قابل توجه در وادی ششم برای من این بود که همیشه فکر میکردم عاقل بودن یعنی اینکه هرگز مرتکب اشتباه نشوم. ولی در حال حاضر نظر من این است که در هر مسیری متوجه اشتباهم شدم، تصمیم درست بگیرم و از همان جان مسیر رفته را برگردم؛ حتی اگر در یک قدمی هدفم قرار داشتم.
مسئله دیگر این است که از خودم سؤال کنم که به راستی فرمان زندگی من دست چه کسی است؟ عقلم یا احساساتم و یا ضد ارزشها! من باید جواب این سؤال را از رفتارم متوجه شوم. شاید در ظاهر بگوییم من با فرمان عقل تصمیم میگیرم، ولی در رفتارم چیز دیگری نشان دهم.
در آخر، چیزی که من از وادی ششم دریافت کردم این است که عقل وقتی میتواند فرمانده زندگی من باشد که فقط صدایش را نشنوم و بتوانم آن را اجرایی کنم؛ که با تغییراتی هر چند کوچک اتفاق میافتد و یاد بگیرم که خودم فرمانده زندگیام باشم.
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر مژگان
عکاس: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
142