English Version
This Site Is Available In English

با گذر زمان و مطالعه درک بیشتری از عقل پیدا کردم

با گذر زمان و مطالعه درک بیشتری از عقل پیدا کردم

روزی که خودم را شناختم با واژه عقل آشنا شدم؛ اما کاربرد و کارایی‌اش را نمی‌دانستم فکر می‌کردم که در مغز جایی است برای عقل و جزئی از مغز محسوب می‌شود؛ اما با گذر زمان و مطالعه کم‌کم درک بیشتری از عقل و کاربرد آن پیدا کردم ولی قضیه همین‌جا تمام نشد تا روزی که پا به کنگره گذاشتم. یکی‌یکی وادی‌ها را خواندم و خواندن هر وادی هزاران سؤال در ذهنم به وجود می‌آورد و من مشتاقانه به دنبال جواب می‌گشتم؛ ولی زمان کم‌کم برای تمام سوال‌هایم پاسخی در خور پیدا کرد و فهمیدم کنگره و مطالب آموزشی آن تنها برای همه سؤال‌ها کافی است‌. بعد از ۵ وادی به وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم، رسیدم‌. اول کمی برایم گنگ بود سی‌دی مربوط به وادی را نوشتم؛ اما در آن زمان در سفر اول من در حال و هوایی نبودم که بتوانم عمق مطلب وادی را درک کنم اما هر سال با تکرار هر دستور جلسه  به خودم آمدم که هدف آقای مهندس از آوردن وادی ششم برای رسیدن به خود چه بوده است؟ فهمیدم که عقل جزء صور پنهان است که اگر جراح، مغز را بشکافد و کنکاش کند چیزی به اسم عقل پیدا نخواهد کرد‌، عقل چیزی  فراتر از ماده است، مانند فرمانده بر کل جسم و نفس فرمانروایی می‌کند‌.‌‌‌‌‌‌‌‌ فهمیدم که اگر من در تمام‌ تصمیمات بزرگ و کوچکم اگر به درستی عمل کرده‌ام به خاطر گوش به فرمان بودن عقل بوده و جایی به خطا رفتم آنجا زمانی است که به خاطر القا نفس اماره از موهبت عقل  بی‌نصیب بودم‌.

من در سفر بودم که از وجود عقل استفاده کردم تا راه و مسیر کنگره را پیدا کردم. همان صراط مستقیمی که سالها فکر می‌کردم جاده ای است بسیار آسان بدون هیچ مانعی، بدون هیچ زحمتی می‌شود از آن عبور کرد؛ ولی چه بسا این جاده بسیار پر تلاطم بسیار سخت ولی بسیار شیرین و گواراست؛ چون از وجود عقل بهره‌مند شدم‌،؛ چون شیرینی مسیر فقط با وجود عقل میسر است وگرنه زهری است بسیار غیر قابل هضم. مسیر سفر تکاملی من با وجود عقل بود که توانستم به رؤیایی‌ترین رؤیا و آرزوی خودم که کاهش وزن بود برسم‌، مگر می‌شود تو از عقل کمک بخواهی ولی او تو را اجابت نکند‌‌؟ مگر می‌شود تو خواسته داشته باشی و عقل لبیک نگوید؟‌ وقتی سی‌دی‌هایی که آقای مهندس در باب عقل عنوان می‌کردند با گوش تیز و هوش باز با جان و دل گوش می‌کردم بلکه راهی پیدا کنم برای تکامل مسیر زندگی‌ام  چقدر به خودم می‌بالم در این مسیر که در اول راه زندگی با آقای مهندس با کنگره۶۰ آشنا شدم ، چه‌قدر مفتخر شدم عضوی از اعضای کنگره۶۰ هستم که به چه آسانی می‌توانم از این مهم بهرمند باشم و بتوانم با عقل خود با آموزه‌های کنگره مسیری را باز کنم که تا بعد‌های بعد بتوانم ادامه بدهم .‌در این لحظه بسیار تا بسیار خدا را شکر می‌کنم و سجده شکر به جا می‌آورم که در مسیری قدم گذاشتم که تا بی‌نهایت می‌توانم از روح ،عقل ،محبت و عشق خالق استفاده کنم تا به مرحله شو‌شود برسم و زندگی که ابتدا فکر می‌کردم پوچ و بی‌هدف و‌ بی‌انگیزه‌ترین اتفاق است با امید به زیباترین روزها تبدیل کنم و بتوانم چراغی باشم که هم راه را برای خودم باز کنم و بتوانم اطرافم را از نور کنگره روشن کنم .

 

نویسنده: راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)

رابط خبری: راهنما همسفر فاطمه 

ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (نگهبان سایت)

نمایندگی همسفران خمین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .